سينمای ما - دو نگاه متفاوت از دو حوزه فرهنگی به سریال فریدون جیرانی / یکی از بیانیه سیاسی راضی نیست و یکی از مشروب به جای نوشابه گازدار
دوشنبه 22 مهر 1387 - 17:41

اخبار:      • منيژه حكمت با اشاره به برگزاري جشنواره فيلم رشد گفت: / سه زن هم پيام آموزشي دارد      • یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند      • سایت تابناک نتایج نظرسنجی‌اش را اعلام کرد؛ / روز حسرت اول و بزنگاه دوم      • یادداشت اختصاصی سایت «سینمای ما» برای « کنعان»؛ / نامه‌ای به مانی حقیقی: از زمستان تا حالا      • یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم آواز گنجشک‌ها؛ / تاثیر گذاشتن و به چشم نیامدن      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
براد پیت و کوئنتین تارانتینو همدیگر را دیدند
دختر دیوید لینچ جایزه جشنواره کاتالونیا را برد
«زره‌پوش» با اریک بانا بازسازی می‌شود
آمیتاب باچان خوب می‌شود
رهبران اتحادیه از اعتصاب می‌ترسند
ششلول جیمز باند دزدیده شد
رایان گازلینگ در یک داستان کمیک
جاوید مزارع توت‌فرنگی * (یادداشت جواد رهبر بر فیلم «سرتاسر جهان»
جیمز باند جدید نیاز به جراحی پلاستیک دارد + چند تا از عکس‌های فیلم
استودیوها می‌توانند فیلم‌های‌شان را در اسکار تبلیغ کنند
باز هم اولیور استون از بوش گفت + عکس‌های فیلم
ابوظبی، فرش قرمزش را پهن کرد


دعوت


  (267 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (104 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (202 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (44 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (106 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 پس از برگزاری مراسم فرش قرمز «مجموعه دروغ‌ها» صورت گرفت / گزارش خبرگزاری ایلنا از تمام جنجال‌های اطراف گل‌شیفته فراهانی و واکنش اخیر دو روزنامه به اتفاق اخیر...
 در واکنش به سوء استفاده‌های موجود در فضای اینترنت؛ / محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت می‌کند...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 وقتی جواد خیابانی از اینگمار برگمان مثال می‌آورد؛ / پاسخ جواد خیابانی به نقد اخیر امیر قادری/شما نماینده نسل‌تان نیستید آقای قادری...
 'گزارش پشت صحنه اخراجی‌های 2؛ / جواد رضویان زیادی شلوغ می‌کند!...
 پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین، پرخبرترین، کم... / «ترین»‌های سینمای ایران در تابستان 1387...
 یادداشت حسین معززی‌نیا درباره گزارش‌های جواد خیابانی و سریال‌های ماه رمضان؛ / روز حسرت...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ / فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»...
 دو واکنش دیگر به مقاله امیر قادری درباره خیابانی و جوابیه او؛ / روزنامه هدف (در دفاع از خیابانی): چرا حالا از قطبی دفاع نمی‌کنید؟ وبلاگ سنگواره (همسو با انتقادها): دیگر تحمل نداریم...
 تازه‌ترین گزارش از فروش فیلم‌های اکران؛ / «دعوت» در سه روز صد میلیون را رد کرد...
 مرور کارنامه محمدرضا فروتن به بهانه حضور متفاوت او در فیلم «دعوت»؛ / رمانتیک خشن...
 نگاه نویسنده «سینمای ما» به مجموعه هاي تلويزيوني در ماه رمضان / لطفا هنگام خرج بودجه دقت کنید...
 جواد خیابانی بار دیگر پاسخ داد؛ این بار صریح‌تر به حسین معززی‌نیا / اخلاق را گم کرده‌ایم...



گزارش
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...

آرشيو...



دو نگاه متفاوت از دو حوزه فرهنگی به سریال فریدون جیرانی
یکی از بیانیه سیاسی راضی نیست و یکی از مشروب به جای نوشابه گازدار
یکی از بیانیه سیاسی راضی نیست و یکی از مشروب به جای نوشابه گازدار


سینمای ما - سریال مرگ تدریجی یک رویا، واکنش‌های فراوانی از جناح‌های مختلف و جوزه‌های فرهنگی گوناگون برانگیخته است. دو واکنش زیر نیز از دو منظر متفاوت نسبت به این سریال ابراز شده است:
روزنامه رسالت: چند ماهى است که دوشنبه شب‌ها از شبکه دوم سيما يک سريال متفاوت با سريال‌هاى ديگر سيما پخش مى‌شود؛ سريالى با نام “مرگ تدريجى يک رويا” اثر فيلمساز مطرح سينماى ايران، آقاى فريدون جيرانى که رفته رفته بر تعداد تماشاگران آن افزوده مى‌شود و اين افزايش تعداد تماشاگران و به تبع آن مطرح شدن نقدهاى خوب و بد در باب اين سريال نشان از بالندگى اين مجموعه تلويزيونى دارد.
مجموعه تلويزيونى مرگ تدريجى يک رويا روايتگر زندگى شخصى يک نويسنده به ظاهر روشنفکر است که با ازدواجش با يک مرد روشنفکر اما سنت‌گرا صاحب يک زندگى پرکش و قوس مى‌شود؛ چنانچه از يک طرف خواهر نويسنده ساناز و دوستان متنفر از مردانش و از طرف ديگر خانواده سنت‌گرا، آرام و خردگراى همسرش بر هيجانات و اتفاقات موجود در سريال دامن مى‌زنند و رفته رفته اين زوج جوان يعنى حامد و مارال را به پرتگاه جدايى و طلاق مى‌کشانند واين چنين است که لابه‌لاى حوادث مختلف داستان سريال، حرف‌ها و انديشه‌هايى مطرح مى‌شوند که اغلب آنها با عبور از خط قرمزهاى خاص خانواده‌ها بر تحير و تعجب مخاطبان مى‌افزايند.
بى‌ترديد آنچه در اين سريال بيش از هر چيزى مدنظر است و توجه تماشاگران را به خود جلب مى‌کند، پررنگ بودن نقش زنان است. زنانى که به سه دسته تقسيم‌بندى مى‌شوند؛ يک دسته زنان خودخواه، متنفر از مردان و به اصطلاح فمينيست هستند که سردسته آنها ساناز و هلن است. در روبرو زنانى خردگرا، خانواده‌دوست و به‌طور کلى نمادى از زن مسلمان ايرانى قرار دارند که در دو خواهر حامد خلاصه مى‌شوند. دسته سوم هم زنان مردد و متحير هستند که در انتخاب بين سنت و تجدد لجام گسيخته حيران مانده‌اند که نمونه بارز آن شخصيت مارال است؛ شخصيتى که گاهى علاقه‌مند به تجدد و آزادى بى‌بند و بارى است و گاهى هم دوست دارد به خانواده اصيل ايرانى بازگردد و در کنار همسر و ديگر اعضا باشد.
گفتيم اين سريال از يک ساخت و داستان جديد بهره مى‌برد، آن‌طور که وجود دو يا چند تصوير همزمان در يک لحظه از آن جمله است. البته اين بهره‌گيرى از تصاوير همزمان (به تقليد از فيلم‌هاى غربي) چندان کمکى به سير داستان نمى‌کند. فى‌المثل در يک لحظه کارگردان مى‌خواهد حس درونى دو شخصيت رودرروى هم را بيان کند. پس در يک لحظه و در دو تصوير کوچک حالت هر دو شخصيت را نشان مى‌دهد اما اين امر به خاطر تازه بودن، مخاطب را در برقرارى ارتباط با هر دو شخصيت ناتوان مى‌کند. آن طور که مخاطب مردد است که شخصيت اول را در نظر بگيرد و يا شخصيت دوم را. يا نه، اغلب صحنه‌هاى اين سريال در لحظات شب، بخصوص شب‌هاى بارانى فيلمبردارى شده و يا زمانى هم که شخصيت‌ها در منزل خودشان هستند،‌نورپردازى مورد استفاده تيره و تاريک است. شايد اين به آن خاطر است که تاريکى وتيرگى درون شخصيت‌ها را نشان بدهد. اين درست، اما به جرات مى‌توان اذعان داشت استفاده از اين نوع ميزانسن‌ها آنچنان با مذاق مخاطبان سازگارى ندارد.
از بعد تکنيکى اين اثر که بگذريم، بعد اخلاقى آن چندان جالب نيست. درست است اين اثر از خط قرمزها مى‌گذرد و براى اولين بار از رسانه ملى مسائلى را مطرح مى‌کند که قبل از اين مطرح نشده‌اند، اما گاهى اوقات اين عبور از خط قرمزها خارج از حدود است و با حال و هواى خانواده‌هاى ايرانى آن‌طور که بايد و شايد سازگارى ندارد و حتى در برخى صحنه‌ها دچار نوعى منافات مى‌شود. به‌عنوان مثال صحنه‌اى که در آن چهار زن در حال خوردن ناهار هستند، ناگهان سروکله بطرى مشروب پيدا مى‌شود و آن چند زن آنچنان آسوده در حال خوردن شراب هستند که انگار نوشابه گازدار مى‌خورند يا استفاده از حيواناتى مثل گربه و سگ آنچنان در اين سريال معمول و رايج است که خود همين امر رفته رفته فرهنگ استفاده از حيواناتى چون سگ و گربه را در بين بانوان رواج مى‌دهد چرا که اين امور قبيح با نوعى نوآورى مطرح مى‌شوند پس جذابيت خاص خودشان را نيز دارند. فى‌المثل زمانى که گربه هلن مى‌ميرد، اطرافيان اين زن برايش گل با روبان سياه مى‌برند و چون اين امر نه چندان مطلوب با نوعى نوآورى و جذابيت همراه است، چه بسا ممکن است يک سنت در جامعه تلقى شود.
به هرحال سريال “مرگ تدريجى يک رويا” با تمام حسن‌ها و نقايص خودش در حال پخش از شبکه دوم سيماست و گويا ادامه ماجراهاى آن در شهر لندن پى گرفته خواهد شد. روند سريال، چگونه خواهد بود، سوالى است که پاسخ آن را در هفته‌هاى آتى خواهيم گرفت.

فهيمه خضرحيدري: اگر اهل تلويزيون ديدن باشيد احتمالا‌ تا به حال سريالي را كه فريدون جيراني، كارگردان سينما براي تلويزيون ساخته ديده‌ايد. پخش مجموعه تلويزيوني <مرگ تدريجي يك رويا> واكنش‌هاي زيادي به دنبال داشته است. طرفداران اين سريال كه البته به نظر نمي‌رسد خيلي هم زياد باشند، معتقدند كار آقاي جيراني به لحاظ كارگرداني و ساخت و پرداخت يك سر و گردن بالا‌تر از ساير سريال‌هاي تلويزيوني است و به‌خصوص كادربندي‌هايي كه كارگردان به تقليد از سريال آمريكايي مشهور 244> انجام داده مورد توجه اين گروه قرار گرفته است. در حالي كه منتقدان نخستين سريال جيراني، همين كادربندي‌ها را هم تقليدي ناشيانه از نمونه خارجي‌اش مي‌دانند كه در ساختار سريال ننشسته است.
اما شايد بحث‌برانگيزترين بخش سريال <فيلمنامه> عجيب آن و نوع نگاهش به گروه‌هاي روشنفكري، نويسندگان و به‌خصوص زنان باشد. تلا‌ش فيلمنامه و فيلمنامه‌نويس براي تخريب بخش‌هاي مدرن‌تر جامعه آنقدر آشكار و به اصطلا‌ح <رو>است كه واقعا هيچ <ديده پاك خطاپوشي> نمي‌تواند از آن بگذرد. نويسنده فيلمنامه انگار زيادي دلبسته افسانه‌ها و قصه‌هاي قديمي و اسطوره‌هاي <‌> goodman و <‌> badman است. اين تمايل آشكارا در همه شخصيت‌پردازي‌هاي داستان به چشم مي‌آيد. تمام شخصيت‌هايي كه به نوعي به نگاه و مناسبات بخش سنتي جامعه تعلق دارند از جمله خانواده محترم و مومن و درستكار و قابل‌دفاع <يزدان‌پناه-> كه حتما در پناه يزدان هم هستند - نماد بارز تمام صفات نيكو، نوع‌دوستي، سادگي، مهرباني، پاكي و سجاياي اخلا‌قي‌اند و در مقابل تمام شخصيت‌هايي كه به نوعي سرشان گرم مباحثي مانند برابري حقوق زنان و مردان يا اهميت حضور اجتماعي زنان است، تمام نويسنده‌ها، تمام روشنفكرها و تمام <متفاوت‌ها> بي‌بروبرگرد، منحرف، فاسد، عياش، هرزه، شكست‌خورده، عقده‌اي، بيمار و غيرقابل‌اعتماد هستند. ‌ شخصيت زنِ محوري داستان، مارال عظيمي هم كه نويسنده‌اي بااستعداد و موفق است و نخستين كارهايش با استقبال منتقدان روبه‌رو شده، در عمل فرق چنداني با بقيه ندارد. احتمالا‌ اين خانم هم شانس آورده يا سوار موج شده يا از لا‌بي جريان‌هاي <كثيف> روشنفكري استفاده كرده كه از كتابش استقبال شده واگرنه چنين خبرهايي هم نيست و هنوز جامعه آنقدر بي‌در و پيكر نشده كه يك نويسنده آن هم از جماعت نسوان اين‌قدر زود به‌عنوان يك استعداد ادبي گل كند! اين‌طوري است كه مارال خانم هم - مثل همه زنان ديگر داستان كه جسارت كرده و دغدغه‌هاي ديگري جز خانه‌داري و شوهرداري هم دارند - فاسد و فاقد صداقت و صميميت در زندگي زناشويي معرفي مي‌شود و حتي شخصيت او طوري ساخته و پرداخته شده كه لياقت همسر معصوم و متدين و مطلع و باخانواده خود، <حامد يزدان‌پناه>را هم ندارد و قدر عشق ناب و صميمانه او را نمي‌شناسد. ‌ <مارال عظيمي> نويسنده‌اي كه برنده چندين جايزه ادبي است و در كارش خوش درخشيده، زني بي‌دست و پا و احمق تصوير مي‌شود كه حتي براي تصميم‌گيري ساده‌اي مثل ادامه زندگي زناشويي‌اش يا مادر شدن و نشدنش هم به ديگران وابسته است. اين زن تنها به اين دليل كه نويسنده است <حس پاك و بي‌آلا‌يش مادري> ندارد و به وضوح در برابر انبوه زنان سر به راهي كه در خانواده يزدان‌پناه دور و اطرافش را پر كرده‌اند <حقير> و <بي‌ارزش> جلوه مي‌كند؛ زناني كه كاري جز پختن باقالي‌پلو و قيمه بادنجان ندارند و هميشه راضي و خرسند و البته نگران و ترس‌خورده مراقب محيط خانوادگي مقدس‌شان هستند. ‌ پردازش يكجانبه و تك‌بعدي شخصيت‌هاي داستان - كه فيلمنامه اصرار دارد هر كدام را نمونه‌اي از يك گروه اجتماعي خاص نشان دهد- سريال فريدون جيراني را به <بيانيه>‌اي تند و تيز و ايدئولوژيك عليه روشنفكران و دگرانديشان تنزل داده است. آيا جيراني هم در اولين تجربه سريال‌سازي‌اش براي تلويزيون به دام <زن‌ستيزي> و <روشنفكركوبي> و <كليشه‌پروري>‌هاي رايج در سريال‌هاي سازماني افتاده است؟ اگر چنين است كه بايد گفت احتمالا‌ اشكال از آب آشاميدني سازمان صدا و سيما است!


منبع خبر : وبلاگ قاعده بازی
دوشنبه,24 تیر 1387 - 14:52:59

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


دوشنبه 24 تير 1387 - 16:40

hala ki mifahme mashrube ia ap ia nooshabe

in seda o sima munde began....

tasof

مريم رحماني
دوشنبه 24 تير 1387 - 18:7

خانم فهيمه خضرحيدري كاملن با شما موافقم " مرگ تدريجي يك رويا" بيشتر شبيه" مرگ تدريجي يك فريدون" بود، مرسي از نقد هوشمندانه اتان ، چند روز پيش در يك جمع خانوادگي حتي دختران خردسال هم شخصيت احمقانه مارال عظيمي را مسخره مي كردند و اين كه زني روز اول ماه عسل به خاطر يك گفتگوي ساده (در عصر ديجيتال و تلفن و..)از راه دور بكوبد و بيايد تا حضورن صحبت كند خيلي خنده دار است....

جيراني مي توانست با دقت در فيلم نامه سو تفاهمي را بين شخصيت ها به وجود آورد تا تعليق آن بيننده را به قضاوت آني راجع به پرسوناژها وادار نكند كه همان داستان آدم هاي سياه و آدم هاي سفيد....

انگار نه انگار كه آدم ها خاكستري هاي روشن و تيره اند و اين بسته به شرايط آنهاست ....

البته بازي بسيار ضعيف ساميه لك هم اين ضعف شخصيت پردازي را بسيار قوي تركرده است...

sana
دوشنبه 24 تير 1387 - 20:26

بدجوری با نقد دومیه یعنی با خانم خضر حیدری موافقم و معتقدم با دیدی که در جامعه ما وجود داره روشنفکرا رو اینجوری نشون دادن فاجعه به پا میکنه ما داریم دست و پا میزنیم که این فکر برداشته بشه ولی این سریال همه چیو میتونه بهم بزنه چون سریاله و با خیل عظیم اعم از طبقات متوسط به پایین جامعه و سنتی و.... سروکار داره......

eh3an:D
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 2:23

جالب بود ! مرسي!

-----------------

آنونس؛عكس؛مشخصات فيلمهاي امروز سينماي ايران!(به روز)

(كمتر ميخوانيد و بيشتر ميبينيد!)

مثلا:

عكسهاي جديد فيلم هاي؛( تيغ زن )و( چهار چنگولی )و(10رقمي)و(خروس جنگي)(دو خواهر)(پسر تهروني)و...

فيلم پوست موز: دانلود: تيزر و فيلم اكران خصوصي با حضور بازيگران؛

و

دانلود آنونس و عكس از فیلم "دیوار"و"حس پنهان) و . . .

(بسيار جديد و ناياب)

در http://edv.blogfa.com

شبنم
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 3:42

فهيمه خانوم فكر نمي كني شما يه كم جوگير شدي و به قول مارال دچار توهم توطئه شدي؟ واقعا هر كي اين مطلب شما رو بخونه فكر مي كنه حق با اين سرياله و هر خانومي كه دست به قلمه پرخاشگر و ... بگذريم...

ولي يادمون نره اين همون كارگردان قرمز و شام آخره كه توي سينما حسابي از خجالت مردها به خصوص از نوع سنتي كه مد نظر شماست در اومده و حالا نوبت خانوم هاست كه ديگه شرمنده شون نشه و تفاوتي بين اونها و آقايون قائل نشه به هرحال بايد براي تساوي زن و مرد توي حالگيري هم ارزش قايل بود

البته من هم فيلم هاي آقاي جيراني رو دوست دارم هم سريالشونو چون نگاهشون متفاوته ... و البته نه اونقدر منفي نگر كه خانوم خضر حيدري هستند (البته شرمندم كه به وبلاگشون سر نمي زنم)

ht
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 6:23

کسانی که با نقد دوم موافقند . احمقند .

Fariba
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 6:37

Faghat in ro midoonam ke in sare donya roozshomari mikonam ke key dobare ghesmati az in serial ro mitoonam tooye site bebinam,haghighatan kare ghashang a motefaveti ast.Zemnan tak take bazigaran dar naghshe khodeshoon besyar khoob bazi kardand hatta bazigare naghshe maral ham dar ghalebe khodesh monaseb entekhab shodeh,kash har shab pakhsh mishod.

salman
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 10:9

خانوم رحمانی اگر معتقدید که مارال عظیمی غیر واقعی پس شخصیت مریم پالیزبان درنفس عمیق فیلم تحسین شده ی پرویز شهبازی هم غیر واقعی ولی حقیقت این که این شخصیت ها وجود دارند اگر چه نادر سینما هم جای نوادراست درضمن این همه بد سریال راگفتید چرا اشاره به بازی عالی دانیال حکیمی وبازی خوب ستاره اسکندری نکردید منصف تر باشید!

مهم نیست
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 10:42

با شما موافقم - شعارگونگی فیلم آن هم علیه زنان روشنفکر کاملا مشهود است - مشکل اساسی در نوع تفکر مرد سالارانه جامعه هنوز بدوی ما است که آقای جیرانی هم از این قاعده و خیل مستثنی نیستند .

nima
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 10:59

به نظر من كه خيلي هم سريال قشنگيه

فرزاد
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 11:17

همین که این قدر نظرات همه رو به چالش میکشه یعنی سریال موفقیه.بیخود خودمونو گول نزنیم....

ارغوان
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 13:44

من اين فيلم رو مي بينم و دوستش دارم چون خوب اول به خاطر اين هستش كه آقاي جيراني ساختن و بعد هم به خاطر بازي متفاوت خانم اسكندري ولي بانظر خانم عزيز مريم رحماني تا حدودي و نه اونقدر غلو شده موافقم ساميه لك بازيش ضعيفه و بايد روش كار مي شده كه اينطور نبوده حالا شايد آقاي جيراني هم توضيحات خودشون رو داشته باشن

poya nabi
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 13:54

in saral yaki az mozakhraf taren mahsoolat akher tv iran ast ke gasd kharab kardan chehre rooshanfekran jamea iran ra darad

mehri namvar
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 15:22

مطالب بالا نقد جالبي بود

اما توجه داشته باشيم

اقاي جيراني كارهاي ديكه اي هم ساختند و شايد اينكار بنا به سفارش سازمان صدا و سيما ساخته شده باشه

اقاي جيراني عزيز

هنر مند كرامي و متعهد

من ميدانم مشكلات كار در كشور عزيز ما جقدر اساسي است و كاهي همين مشكلات مانع از اين ميشود كه شما به اصل موضوع ببردازيد

اما توجه داشته باشيد

ما مردم هوشيار و باسليقه اي هستيم

وقتي ميخوايم نون و بنير و سبزي هم بخوريم

شكل و تركيب ساندويج برامون مهمه

شما كه متخصص سليه و ذائقه ما هستيد

جرا اينجور هيئت زنان نويسنده يا روشنفكر رو اينطور بيرحمانه

به تصوير كشيديد

يعني اينهمه زن كه اطراف شما هستند واينهمه كار سخت رو توي جامعه مرد سالار ايران به اين خوبي دارند انجام ميدن اينقدر بي اصالت و سطحي و بي عاطفه هستند

كاش سركار خانم اسكندري در حين كار بشما كوشزد ميكرد كه ما اينطور نيستيم

يا زناني كه نقش مثبت سريال شما رو اجرا ميكنن بشما ميكفتند كه ما اينجور دست و با جلفتي نيستيم

و يا اقاي دانيال حكيمي عزيز بشما ميكفتند كه زناني كه با ايشان حشر و نشر ميكنند كاملا متفاوت هستند

بهر حال من اينها رو جزو همون سفارش ميدونم

و از شما هم كله اي ندارم

جون

زندكي سخته

sana
سه‌شنبه 25 تير 1387 - 21:3

البته منم خیلی حال و هوای کارای اقای جیرانی و دوست دارم

ماني
چهارشنبه 26 تير 1387 - 2:21

همونطور که تيتر اين مطلب معلوم مي کنه ما فقط دو نگاه رو ميبينيم که در جاي خودشون بايد محترم باشن اما به عنوان نقد به هيچ عنوان محسوب نميشن !

در نوشته ي اول شخصيت حامد کاملا وارونه بيان شده چرا که او به هيچ وجه سنت گرا نيست ايا نماز خوندن جز سنت ماست يا اصل و واجب ديني عقلي ما! شما چه فکري يا رفتاري رو از حامد يا خانوادش ديدين که اونها رو سنتي ميبينين حجاب يک ضرورت عقليست يا سنت منسوخ شده !گويا بيشتر تحت تاثير ديالوگ هاي جاري بين ساناز و دوستانش هستين که واقعا فکر ميکنين سنت گرا هستن !

و اما نوشته ي دوم نگاه غير واقع گرايانه و تحريک مخاطب با استفاده از احساسات زنانه کل مطلب شما هيچ ارتباطي با فيلم نداره و فقط راهي براي ابراز تمايلات فمينيستي خودتون و نارضايتي شما از جريان حاضر که گويا شما از اون جريان فمينيستي خشن قرار داريد که اعتقاد دارن نقش مادري هم نقش اضافي و دروغين براي زنه کاملا مشخصه که عبارت نهاد مقدس خانواده طعنه اميزه ايا واقعا مقدس نيست شما خواستار رهايي هستين يا ازادي در معناي حقيقي شما براي هر نقش در اين سريال بد من و گود من انتخاب کردين در حالي که اين يک فيلم اکشنو ماجراجويي بتمن نيست شما ميگين جيراني روشنفکر ها رو گروه زنان شامل ساميه لک و ستاره اسکندري و ... معرفي کرده در حالي که روسنفکر به معناي واقعي در اين طرف قضيه حضور داره يعني دانيال حکيمي من از شما مي پرسم کسي که شراب ميخوره روشنفکره واقعا غير منطقيه به راحتي ميشه فهميد کسي که وابستگي تا حد مرگ به چيزي داره روشنفکر نيست چه نوع روشنفکري مورد نظرتونه غرب زدگي يا ازادي روح و فکر و بي الايشي شخصيت ساناز يک بيمار رواني که به دليل جدايي از همسر و ميل به حضور در خارج کشور درگير عقده هاي فراوانيه که سعي ميکنه با حما قتش مارال که باز هم روشن فکر نيست چون حتي توانايي تصميم گيري رو نداره رو وارد منجلاب خودش بکنه !

لطفا واقع بين باشيد نه به قول خودتون يک بعدي و يک چشم مطمئنم شما هم ميدونين که از نوشتن اين مطلب قصدتون بازگو کردن طرز تفکرتون با برچسب هاي غير واقعي بر روي شخصيت هاي اين فيلمه نه نقد صادقانه !

ستاره
چهارشنبه 26 تير 1387 - 13:59

از خوندن نقد دوم بسیار لذت بردم . همه حرف هایی که تو ذهنم بود توسط خانم خضر حیدری بیان شد ....

واقعا شخصیت منفعل و بی اراده این مارال خانم نویسنده ، من بیننده رو عصبی میکنه . مثل مجسمه می مونه این زن . مگه زن نویسنده کم داریم؟ کدومشون این جوری زندگی می کنن ؟

اگه قرار باشه یه زن فقط چون نویسنده است ، تبدیل بشه به یه موجود دست و پا چلفتی که نه بلده کار خونه بکنه ( قرمه سبزی درست کنه ! ) نه بلده بچه داری کنه و نه عاطفه مادری داشته باشه ، همون بهتر که 100 سال سیاه نویستده نباشه.

مگه هدیه تهرانی در فیلم کاغذ بی خط استاد تقوایی یک نویسنده نبود؟ چه در اون نقش زنده و ملموس و حقیقی یک زن رو به تصویر می کشید....

روابط عاطفی که با بچه هاش داشت در اون فیلم ، تخیلی که وارد دنیای اونها می کرد ،همه و همه تا ابد در ذهن بیننده ماندگارند....

اون وفت این مارال عظیمی با بازی ضعیف سامیه لک ، که تو هیچ جنبه ای از زندگی اش از شوهر کردن و بچه دار شدن و قهر از خونه شوهر و آشتی با شوهر و ... کمترین اراده ای از خودش نداره ، وقتی پای نویسندگی اش میرسه انقدر از اصول به اصطلاح روشنفکرانه ای که نویسنده سریال به خوردش داده با قاطعیت و حق به جانب حرف می زنه که نگو و نپرس....

فرق بین استادی مثل تقوایی بزرگ و فریدون جیرانی ، همین جاهاست که معلوم می شه .

اميد
چهارشنبه 26 تير 1387 - 18:26

چرا نمي زاريد سريال تموم بشه بعد در موردش قضاوت كنيد.تا اينجاشم كه بد نبوده.

بهاره
چهارشنبه 26 تير 1387 - 18:57

سلام

من با هیچ کدوم از دو نقد به طور قطعی موافق نیستم.

به نظر من تو این سریال هم مثل اکثرکارهاش از روانپریشی و بی ثباتی عقلی و شخصیتی به نحو دیگه ای بهره برده.

جیرانی تو این چندکار اخرش اصلا توقعات مارا براورده نکرده. به هر سبکی گریز زده .گاهی به تقلید از هالیوود دچار شده گاهی به اغراق بی حدو حصر .هنوز شام اخر و قرمز و اب و اتش جاودانه ترین کارهاشند. سیر نزولی از صورتی و پارک وی و مرگ تدریجی یک رویا. امیدوارم اخریش باشه.

Ali
پنجشنبه 27 تير 1387 - 11:2

Doostan ,bazie bad e bazigare naghshe maral ro be bazie binahayet khoob e Danial Hakimi bebakhshid,chera faghat noghte za'af haro mibinim? chera hichkas noghate ghovat ro be zaboon nemiare? man ke az didane sahneye dadgah ,tahte ta'sire bazi e Danial Hakimi haghighatan ashk rikhtam,az tarafi oon zan bayad bi eradeh va zaif bashe ke moshakhas beshe moshkele zendegie in zan va shohar chist...man ke motaghedam chizi ro ke be onvane bazi e bad tabir shode dar vaghe joz'e az ravayat ast.


پنجشنبه 27 تير 1387 - 15:6

با نظر خانم حیدری کاملا موافقم سریال اگر عادلانه تر قضاوت می کرد بهتر بود فیلم نامه در رساندن مفهوم اغراق امیز نوشته شده انگار که نویسنده به هر طریقی میخواهد بگوید زن بودن ومادر خوب بودن خانه نشینی مثل خواهران حامد است ومادر حق ÷یشرفت کردن در زندگی ندارد البته در جایی در سریال خود نویسنده نقدی روی کارش می کند جایی که مارال به لیلا می گوید زن ایرانی زنی فقط به شکل وشمایل تو نیست به شکل من هم هستای کاش زنی متعادل هم در سریال بود یک زنی در شکل مارال نویسنده وفعال ودر عین حال مادری نمونه

حمید سلیمانی ‍‍پور
جمعه 28 تير 1387 - 2:59

سلام هر دو نقد قابل تامل اند اما در مورد نقد خانم حیدری چند نکته به نظرم می رسه : اول اینکه ایشان گفته اند که ؛تمام نويسنده‌ها، تمام روشنفكرها و تمام <متفاوت‌ها> بي‌بروبرگرد، منحرف، فاسد، عياش، هرزه، شكست‌خورده، عقده‌اي، بيمار و غيرقابل‌اعتماد هستند؛ در حالی که یکی از همین متفاوت ها حامد یزدان پناه است.چون کدوم مرد سنت گرایی هست که به زنش اجازه می ده که مثلا یک شب بره خونه ی دوستاش بخوابه یا همه ی کارای خونه رو خودش بکنه و زنش حتی قهوه هم بلد نیست درست کنه؛اصلا یکی از عیب های بزرگ فیلم همینه.این با ماهیت یک مرد سنتی در تضاد است.پس تا اینجا نمیشه به حامد یک مرد سنتی گفت.در حقیقت در فیلم تلاش می شود به نوعی تقابل مرد مسلمان مترقی را با زن (معلوم نیست مسلمان یا ...) شبه مدرنیسم رو بیان کنه که البته جامعه ما با این مشکل کمتر مواجه است ....دیگر اینکه تمام منفی ها اسم های اصیل ایرانی دارند : داریوش آریان ؛ ساناز ؛ پروین ... و این به نوعی به خواننده این را القا می کند که اصالت ایرانی دین گریز است و این عیب بزرگ دیگر فیلم است.دیگر اینکه اصلا به نطر نمی رسد که مارال نویسنده ی ماهر و موفقی است. اتفاقا در همین قسمت اخیر که مارال به خونه ی حامد برمی گرده و حامد می پرسه که رمان جدیدتو به کجا رسوندی؟ مارال می گه که فکرم آزاد نبوده و اذعان می کنه دکه فکرم پیش تو(حامد) و هستی بوده. به نوعی نشان داده می شه که مارال از آرامش همین خانواده ی سنتی است که خوب می نویسه.

شادی
جمعه 28 تير 1387 - 18:15

اولش خیلی خیلی تشکر میکنم از اقای جیرانی با این سریال فوق العاده زیباشون

به نظر من سامیه لک هم بسیار واقعی وعالی بازی کرده اونقدر

درست و خوب بازی کرده که مارال انقدر طبیعی سرد وبی اراده به

نظر بیاد که هدف فیلمو رسونده

ضمنا اخه کی گفته هر فیلمی نماینده ی کل اون جریانه؟؟حتی

اکثریت اون؟

این فقط یه قصه است!لاقل جیرانی خواسته این قصه رو تعریف

کنه این حقو که داره؟!

من که در حال حاضر اینو خوش ساخترین و بهترین سریال تلویزیون

میدونم وحتی از تکرارش هم لذت میبرم

کاش قدر همچین سریالایی که چند سال یکبار بیدا میشه رو

بیشتر بدونیم

زمان
شنبه 29 تير 1387 - 5:59

اول: سلام ...

دوم: هر فیلم یا سریالی رو باید همونطور که هست ببینیم، نه اونطوری که میخوایم.

یعنی این سریال اینطوریه که میبینید، نویسندش اینطوریه، و نه نماینده همه نویسنده ها؛ شوهر نویسندش اونطوریه، و نه نماینده همه شوهر نویسنده ها!؛ اون یکی اونطوریه ... اون یکی دیگه اونطوری و ...

نگاه خانم خضرحیدری مثل نگاه همونهایی که پرستارن و به "شوکران" اعتراض میکنن؛ مامور ثبت احوالن و به "مرد هزار چهره" معترضن! و ... اگه اینطوری باشه که همه مردها و زنها باید به همه فیلمها ایراد بگیرن ...

سوم: من نمیدونم چرا بعضیها زود همه چی رو سیاسی میکنن!

چهارم: من اینرو هم نمیدونم که چرا بعضی ها اینقدر فمینیستن!!

پنجم: "موفقتر باشین" «زمان»

نهايت
شنبه 29 تير 1387 - 10:53

خانم شادي يعني واقعاً به نظرت ساميه لك قشنگ بازي كرده؟؟؟؟!!!!!!

مرسي؛ جوك سال و گفتي!

شادی
يکشنبه 6 مرداد 1387 - 2:5

ما که جای دیگه ای ندیدیمش که بتونیم قضاوت کنیم

برای اون برای بار اول با هدایت جیرانی درست بازی کرده

حداقل هدف فیلم وشخصیت سرد وگیج وبی اراده ی مارال رو در اورده

نمونش همین ای همه نقد هایی که به همین طرز رفتار مارال میشه ومیگن مصنوعیه

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما