خسرو خسروپرويز :: سينمای ما :: پايگاه خبری،تحليلی سينما:: سينمای ايران::The Best Iranian Movie News & Information
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387 - 3:12
اخبار:      • گپی با ایرج کریمی درباره فیلم‌ به نمایش درنیامده‌اش / می‌خواهیم با یک پخش کننده معتبر قرارداد ببندیم      • يادداشتي بر "به همين سادگي" ساخته رضا ميركريمي / به همین سادگی از کنارش نگذریم      • گفت و گوی بهرام رادان با همایون ارشادی / راضی‌ام؛ هم از «بادبادک‌باز» مارک فوستر، هم از سریال‌های تلویزیونی که بازی کرده‌ام      • افتتاح وبلاگی برای بازگشایی ماهنامه «دنیای تصویر»      • "راز آرماگدون" از 21 اردیبهشت در تلویزیون افشاء می شود      


RSS خسرو خسروپرويز



جمعه 3 اسفند 1386 - 18:10

رضا ناجی ، شیره

لینک این مطلب

کاش، کاش می شد ما هم می تونستیم تو اختتامیه جشنواره برلین شرکت کنیم. همیشه همینطوره ،نصفه گندیده سیب نصیبمون شده. سهم ما از رضا ناجی اختتامیه جشنواره فجر میشه که می آد و میگه باورم نمیشه از دست علی نصیریان جایزه بگیرم،اینکه معده ام پیچ خورده بود و مجیدی کمکم کرد و از این حرفها. نه این انصاف نیست. باید تو برلین و موقع خواندن اسم رضا ناجی می بودیم و همگی یک صدا می گفتیم ،شیره. باید لحظه راه رفتن غرور آمیز او از کنار بزرگان سینما تا گرفتن خرس نقره ای را می دیدیم .مطمئنم که اگر من آنجا بودم بیشتر از این حرفها احساساتی می شدم.نمی دونم،شاید پا می شدم و می رفتم جلوی دانیل دی لوئیس و با انگشت دستم بهش اشاره ای می کردم.به هر حال آنقدر تفاوت بین دنیای ما هست که این حرکت منو بذاره به حساب پیروزی بعدی خودش و آرزوی موفقیت من برای کارهای بعدی او. به قول امیر قلعه نوعی وقتی توانسته ایم به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم چرا نباید از مربی خارجی دست بکشیم و از مربیان فهیم داخلی استفاده کنیم. این نکته به سینمایمان هم قابل تعمیم است.برلین که جای خود دارد با این شرایط باید جایزه بهترین فیلم اسکار را آن خود کنیم.چرا که نه؟فقط کمی خود باوری لازم است.کاش آواز گنجشکها در اسکار هم بود.جورج کلونی که در اظهار نظر اخیرش در مقابل دی لوئیس خود را از پیش بازنده دانسته .بی شک در این میان جایزه اسکار به ناجی می رسید.سالها ست که بازیگران وطنی در جشنواره بین المللی فیلم فجر گوی سبقت را از ستاره های اجنبی ربودند، وقت آن رسیده که در جشنواره های مطرح دنیا هم این اتفاق بیفتد.حیف که طی این سالها این خودباوری وجود نداشت و از کلی جایزه اسکار و کن و ...دور ماندیم. دلم می خواد باز هم فریاد بزنم شیره ، رضا ناجی.


شما هم بنويسيد (3)...



دوشنبه 29 بهمن 1386 - 11:34

رفتن از شور به اصفهان یا ماهور در وسط اجرای قطعه

لینک این مطلب

1.این روزا همش حواسم به جیب عقبه شلوارمه.از روزی که آواز گنجشگها رو دیدم و بعدش حرفهای مهرجویی که هر کی فیلم قاچاق سنتوری رو ببینه حرومه و اله وبله ،بدجوری وجدان و اخلاق گرایی یقمو چسبیده. راستش چند روز پیش رفته بودم ویدیو کلوپ محلمون و چندتایی فیلم (مجاز!) برداشتم.هر دو دقیقه یک بار فروشنده می گفت سنتوری هم دارما. یه مدتی مقاومت کردم و خودمو زدم به نشنیدن.اما نشد که نشد.نتونستم خودمو از لذت دوباره و چندباره دیدن فیلم محروم کنم.اما حروم و حلال چی ! دو هزار تومن ناقابل بالای فیلم دادم و یه دو هزاری هم همون لحظه (مثل رضا ناجی آوازگنجشکها) از بقیه پولهام جدا کردم و گذاشتم تو جیب عقبم که چند روز دیگه با قبض موبایلی که می آد یه دفعه برم بانک و بریزم به حساب جناب مهرجویی و فرازمند. این روزا همش نگرانم که نکنه یه وقت حواسم نباشه یا پول کم بیارم و این دوهزار تومنی رو از جیب عقبم خرج کنم و بلایی مثل آواز گنجشکها سراغم بیاد .شاید اونوقت هواپیمایی چیزی از آسمون درست تو سرم سقوط کنه. نه،انگار همین فردا باید برم بانک.ولی اگر هم تا فردا برام اتفاقی افتاد خیالی نیست ،چند باری تو این روزا سنتوری دیدم و آخر عمر خوبی داشتم.

2.هانیه: اگه بخوایم گام عوض کنیم چکار می کنیم؟
علی:خرک هارو پس و پیش می کنیم
هانیه:وسط اجرای قطعه؟
علی:نه،خب از قبل یه فکری واسش می کنیم
هانیه:انگار یه ذره سازه محدودیه؟ مثلا چی بهش میگن...این شور..
علی:شور...شور
هانیه:مثلا بخوایم از شور بریم توی اصفهان یا مثلا ماهور چکار می کنیم؟
علی:وسط اجرای قطعه؟
هانیه:بله
علی:خب می زنیم تو سر خودمون


شما هم بنويسيد (3)...



پنجشنبه 25 بهمن 1386 - 10:58

وقتی از عشق حرف می زنیم ،از چه حرف می زنیم

لینک این مطلب

" به تمامی واژه ها سوگند،به تمامی فریادها،گامها،آواره گی ها
پابلو،رفیق،ما مردان این قرن پر از تردیدیم
که در آن حتا بامها،و فرازها را ثباتی نیست
و بر فراز تپه،آن که گمان می بریم سپیده است،در کار دمیدن:
نور بالای ماشینی است در افق دوردست.
مردان شبیم ما و شعله خورشید را در جای خویش می بریم
که می سوزد و در ژرفای هستی مان انتشار می یابد
چندان در تاریکی گام زدیم که دیگر توانی در زانوانمان نمانده
و هرگز به دنیای ((خواهد شد)) نرسیدیم
(لویی آراگون)


وقتی از عشق حرف می زنم ،از هیچ چیز حرف نمی زنم. از نور بالای ماشینی حرف می زنم به وقت انتظار سپیده در سیاهی شب.از نرسیدن به دنیای"خواهد شد".



شما هم بنويسيد ...



سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 14:11

آواز گنجشکها، رقص شترمرغ ها و رنگ خدا

لینک این مطلب

همه چیز طبیعت خوب و قشنگ است .در فیلمهای مجیدی قرار است فقر و فلاکت و هر سختی وسیاهی در دل همین طبیعت زیبا جلوه داده شود.تجلیل از فقر و عقب ماندگی به کمک طبعت بکر و گنجشک بی مادر و ماهی حوض و شتر مرغ.مگر تفکر بچه های آسمانی نبود که سوم شدن را بر اول شدن ترجیح می داد.اینکه اگر در بسیاری موارد عقب مانده ایم و جهان سومی چقدر زیباست و طبیعت و ماهی های سرخ هم بر این وضعیت بوسه می زنند. کریم (رضا ناجی)قربان صدقه شترمرغ ها می رود و به آنها غذا می دهد.باد گندمزارهای زیبای روستا را نوازش می کند و بچه ها بازی می کنند تا اینکه شتر مرغ عارفی از حصار تنگ و ناعادلانه نظام سرمایه داری فرارمی کند.شبها به طور مخفیانه پشت در منازل اهالی فقیر وتحت استعمار روستا می رود وتخم می کند.اما این روستایی ساده دل که دست برقضا باید برای دخترش سمعک جدید هم بخرد از این حکمت شترمرغی چیزی دستگیرش نمی شود.نمی فهمد که این شتر مرغ برای کمک به مردم روستا فقط چند روزی رفته و پس از انجام مسئولیتش باز می گردد. به شترمرغ فحش می دهد که خیلی بی معرفتی و نمک نشناس.از کار اخراج می شود و سوار بر موتورش در تهران عاری از معنویت و محبت می چرخد و مسافرکشی می کند.ضایعاتی که هر بار از شهر با خودش به منزل آورده ناگهان چون آواری بر سرش می ریزد. اینکه ضایعات شهرها و تبعات مدرن شدن آواری است بر روستاییان.روستاییانی که می توانند آب انبارها وریشه های قدیمی خودشان را راه بیندازند و گنجشکها آواز بخوانند و شترمرغ ها برقصند.
کاش حداقل این تفکر جاری در فیلم در اعمال خود مجید مجیدی هم دیده می شد.این روزها جشنواره برلین به موازات جشنواره فجر در جریان است و آواز گنجشکها در هر دو حضور دارد.مقایسه این دو جشنواره همانند مقایسه شهر و روستای آوازگنجشک ها است.بعد از نمایش فیلم اعلام شد که به دلیل اقامت مجیدی در برلین جلسه پرسش و پاسخ برگذار نمی شود.کاش اولین تاثیر را خود مجیدی از فیلمش می گرفت و سعی می کرد در روستای خودش بماند و از عقب ماندگیهای آن لذت ببرد.

شما هم بنويسيد ...



چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 18:11

فیلم های خوب برای بچه های خوب

لینک این مطلب

پنج روز بخش بین الملل جشنواره تموم شد.یکی دو تا فیلم ایرونی هم لابلای فیلمهای خارجی نشان داده شد و اینطور که معلومه چنگی به دل تماشاگرها نزده و گوشه و کنار هر کی فیلمی دیده غر می زنه.
باور کنید اینکه فیلمه خوبی پیدا نشه عجیب نیست.فیلمها هم باید به همه چیزمون بیان.اتفاقا دیدن یه فیلم خوب و استاندارد باید عجیب وغیر طبیعی قلمداد بشه.وقتی کلیت خراب باشه،مدیرها غلط باشن،تهیه کننده ها غلط باشن و بازیگرها غلط.اونوقت گیر دادن به دکمه کت معنی پیدا نمی کنه.
قبلا تو همین سالن مطبوعات فیلمهای خوب خارجی که تو برنامه نبود توسط کی دو نفر لیست می شدند و امضاء جمع می شد و در نهایت با فشار اهالی رسانه فیلمهای جا افتاده تو این سالن هم نمایش داده می شد.امسال چندتایی از مهمترین فیلمهای خارجی تو سینمای مطبوعات نبود.در عوض دوست پرتلاشی چند برگ کاغذ دستش گرفته بود و از اهالی مطبوعات امضاء جمع می کرد که سیگار کشیدن در لابی سینما صحرا ممنوع شود.امیدوارم تو این چند روز باقی مونده این دوست عزیزاین ممنوعیت را برپا کند ولی وقتی لابی سینما از داخل سینما مهمتر می شود،وقتی هر چیز دیگری به جز خود سینما بر سینما ارجح می شود همینی می شود که هست.باورکنید همه چیزمان باید به همه چیز بیایید.

شما هم بنويسيد ...

 1 2 3 4 > >|




             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.64018201828 seconds.