سينمای ما - تحلیلی نو و جالب، از زاویه‌ای تازه به آثار مهران مدیری / مهران مدیری به عنوان یک سیاستمدار محافظه‌کار
يکشنبه 30 تير 1387 - 4:33










آخرين اخبار سينماي جهان
فیلم تازه استاد انیمیشن ژاپن پخش می‌شود
داوران ونیز مشخص شدند
لشگر بازیگران فیلم تازه راب مارشال کامل شد
عکس‌ها و خبرهای تازه از جدیدترین ترمیناتور
براساس کتاب‌های مارکز باز هم فیلم می‌سازند
کارگردان «شکارچی گوزن» بعد از 13 سال برمی‌گردد
«ماداگاسکار 2» انیمیشن جدید درم ورکز و پارامونت
کارگردان «بورات» فیلم جدیدش را به نمایش می‌گذارد
کتابی برای زندگی حرفه‌ای ژان لوک گدار
تارانتینو برای دعوت از پیت به فرانسه رفت


ده رقمی


  (99 رأي)

کارگردان:
همایون اسعدیان
-------------------------------------
حس پنهان


  (457 رأي)

کارگردان:
مصطفی رزاق کریمی
-------------------------------------
تيغ زن


  (252 رأي)

کارگردان:
عليرضا داودنژاد
-------------------------------------
انعکاس


  (264 رأي)

کارگردان:
رضا کریمی
-------------------------------------
زن ها فرشته اند


  (286 رأي)

کارگردان:
شهرام شاه حسینی
-------------------------------------
قرنطینه


  (262 رأي)

کارگردان:
منوچهر هادي
-------------------------------------
هم خانه


  (181 رأي)

کارگردان:
مهرداد فرید
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 خانه سینما پیام تسلیت صادر کرد / عکس هایی ایسنا از حضور اهالي سينما در خانه‌ي خسرو شكيبايي ...
 نگاهي به زندگي خالق نقش‌هاي ماندگار سينماي ايران / خسرو شكيبايي به خاطره‌ها پيوست ...
 با حضور محمد رضا گلزار ، رضا رشید پور، علی صادقی ، حامد کمیلی و ... / عکس‌هایی از جنگ «من، تو و ستاره ها» در قزوین...
 نيكي كريمي: شكيبايي از استثنايي‌ترين بازيگران بود / داريوش مهرجويي: درد بزرگي بر ما نازل شد ...
 يادداشت امير قادري درباره فرهنگ ستاره‌اي، گلزار و برانجلينا! / با محمرضا گلزار به عنوان ستاره سينماي ايران، چه معامله‌اي مي‌كنيم؟...
 یادداشت‌های سینمای ما در رثای هامون سینمای ایران - 4 / گزارش یک گشت و گذار جوانانه در شهر بی‌خسرو؛ از صبح تا شب، از این بیمارستان تا آن بیمارستان...
 اظهار نظر های حسن فتحی, اصغر هاشمی, جمشید مشایخی و حمید فرخ نژاد؛ / خبر درگذشت خسرو شکیبایی هنرمندان را شوکه کرده است...
 رضا کیانیان هم برای شکیبایی نامه نوشت / بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي...
 تشكيل ستاد تشييع «شكيبايي» به‌سرپرستي «پرویز پرستويي» ...


جدول فروش فيلم ها
فروش تا تاریخ : 87/03/01

عنوان فروش کل روز
ده رقمی
حس پنهان
تيغ زن 469,178,000 4
انعکاس 131,205,000 3
زن ها فرشته اند 2,916,989,000 22
قرنطینه 1,465,333,000 28
هم خانه 436,844,000 28


گزارش
 فایل صوتی؛ / حال همه ی ما خوب است ٬ اما... تو باور نکن (با صدای خسرو شکیبایی) ...
 یادداشت‌های سینمای ما در رثای هامون سینمای ایران - 4 / گزارش یک گشت و گذار جوانانه در شهر بی‌خسرو؛ از صبح تا شب، از این بیمارستان تا آن بیمارستان...
 یادداشت‌های سینمای ما در رثای هامون سینمای ایران - 3 / مرور کامل و پر از جزئیات کارنامه سینمایی خسرو شکیبایی؛از آغاز تا انجام...
 خانه سینما پیام تسلیت صادر کرد / عکس هایی ایسنا از حضور اهالي سينما در خانه‌ي خسرو شكيبايي ...
 نگاهي به زندگي خالق نقش‌هاي ماندگار سينماي ايران / خسرو شكيبايي به خاطره‌ها پيوست ...
 حاشيه‌هاي «دو قدم مانده به صبح» به تعطيلي بخش‌هاي موسيقي و تئاتر برنامه انجاميد / مدير شبكه چهار:«از همه مخاطبان محترمی که خاطرشان بدین دلیل مکدر شده، عذرخواهی می‌کنیم»...
 با حضور محمد رضا گلزار ، رضا رشید پور، علی صادقی ، حامد کمیلی و ... / عکس‌هایی از جنگ «من، تو و ستاره ها» در قزوین...
 گزارش پشت صحنه فیلم بی پولی / شرکت متاهلان بیکار...
 یادداشت همشهری جوان به مناسبت انتخاب امیر قادری به عنوان جوان‌ترین منتقد فهرست «10 منتقد برتر 30 سال» / مرد ابله بی‌ هیچ ترسی با جمعیت رو به رو شد...
 در خبرها آمده بود - 1 / در باب فیلم ساختن کریمی و نساختن تقوایی و استعفای معلم...
 حواشی برنامه های زنده وپرطرفدار تلویزیون همچنان ادامه دارد / فهرست دردسرها، گاف‌ها و سوتي‌ها!...

آرشيو...



تحلیلی نو و جالب، از زاویه‌ای تازه به آثار مهران مدیری
مهران مدیری به عنوان یک سیاستمدار محافظه‌کار
مهران مدیری به عنوان یک سیاستمدار محافظه‌کار


[امیر احمدی‌آریان]

سینمای ما -
1 _ مهران مدیری پوپولیستی تمام‌عیار است. پوپولیست چه می‌کند؟ او کسی است که رسالت نهایی‌اش در حرفه و زندگی، قلب واقعیت و دگرگون جلوه دادن شرایط واقعی به نفع طبقه حاکم است و مهران مدیری در این سال‌ها که سلطان بی‌رقیب طنزهای تلویزیونی بوده، به خوبی ثابت کرده است که تمام ابزارهای پوپولیسم را می‌شناسد و توان جذب عامه مردم و فریفتن آنان را بسیار بیش از دیگر ارکان رسانه ملی دارد. کاری که او می‌کند دقیقا همان تعریفی است که لویی آلتوسر از ایدئولوژی ارائه می‌دهد، یعنی تشویق و ترغیب مردم به ایجاد رابطه‌ای خیالی با شرایط واقعی‌شان، به این معنا که مدیری با طنز تخدیرکننده‌اش برای عامه مردم، که اتفاقاً رنگ و لعابی انتقادی هم دارد، دعوتشان می‌کند سیاهی واقعیت بیرون را که بخشی از آن نتیجه فقدان طنز و روحیه دست انداختن یکدیگر در جامعه و در سطوح سیاسی و فرهنگی آن است، فراموش کنند و به عنوان فعالیت فرهنگی شب‌هایشان را با برنامه‌های او بگذرانند.
کاری که مدیری در صدا و سیما می‌کند جز پیروی از سیاست‌های کلی این سازمان نیست، و می‌توان گفت تمام برنامه‌های تلویزیون (به استثنای نود) در این راه گام برمی‌دارند. تلویزیون، رسانه‌ای برای تولید ایدئولوژی است، و ایدئولوژی چیزی نیست جز همین تعریف رابطه خیالی مردم با زندگی واقعی‌شان. این تصویر خیالی در تلویزیون به شیوه‌های مختلفی ایجاد می‌شود. برنامه‌های خبری صبح تا شب در بوق و کرنا می‌کنند که در کشور ما همه چیز خوب است، تمام جهان پیرو سیاست‌های ما هستند، در این کشور نه فقر وجود دارد نه محدودیت سیاسی، انگار نه انگار که فرهنگ مملکت آخرین نفس‌هایش را می‌کشد و اگر وضع به همین ترتیب ادامه پیدا کند چیزی از فرهنگ و هنر باقی نمی‌ماند و... در برنامه‌های خانواده و زندگی، که اغلب صبح‌ها برای خانم‌های خانه‌دار پخش می‌شود، صحبت از عشق و امید است، از زیبایی و دلربایی زندگی در جهان است، از این که با صدور انرژی مثبت و دریافت آن چه قله‌ها که فتح نمی‌شود، چه زندگی‌ها که زیر و رو نمی‌شود و چه ثمرات بی‌شماری که به دست نمی‌آید. در این برنامه‌ها همیشه آشپزی هست که خوشمزه‌ترین غذاهای جهان را می‌پزد، و پزشک روان‌شناسی که برای توجیه پروژه انرژی مثبت ظاهر می‌شود و سخنرانی می‌کند. جایگاه این دو بسیار شبیه به هم است، با این تفاوت که آشپز حداقل محصولی مادی از خود به جا می‌گذارد که می‌تواند شکم چند نفر را سیر کند. دیگر اشکال تولید ایدئولوژی در بیرون نیز از همین منطق پیروی می‌کنند، این طرز فکر که پولدار بودن و خوشگل بودن مایه خوشبختی است، با سوار شدن بر مرسدس بنزهای جدید راه دست یافتن به سعادت هموار می‌شود، لاغری جاده صاف‌کن شوهر پیدا کردن، و دور بازوی بیش از چهل سانتی‌متر تسهیل‌کننده زن یافتن است، پیروی از مد برای عقب نماندن از قافله خوشبخت‌ها الزامی است و نظایر آن، همه اشکال گوناگون ایدئولوژی‌اند، به این معنا که نقابی بر چهره واقعیت می‌کشند و آن را دگرگون جلوه می‌دهند. واقعیت این است که همه چیز در کشور ما ایده‌آل نیست، انرژی مثبت هیچ کس را از فلاکت نجات نمی‌دهد، نه چاقی و لاغری خوشبختی می‌آورد و نه ماشین و مدل لباس، واقعیت سیاه‌تر و پیچیده‌تر و کثیف‌تر از آن است که با این فرمول‌های مضحک و تبلیغات توخالی بتوان راهی برای غلبه بر آن پیدا کرد. با این حال چنین تصویر سیاهی از واقعیت خلاف مصلحت دولت است، و رسانه ملی باید تلاش کند در راستای مصالح دولت گام بردارد. یکی از مهم‌ترین ابزارهای رسانه ملی در این راه، بی‌تردید برنامه‌های مهران مدیری است، دقیقا به این دلیل که در صدا و سیما، هیچ‌کس به اندازه مدیری نمی‌داند چطور چهره‌ای قلب‌شده از واقعیت را باید به خورد خلق داد. ‌مدیری از سطحی‌نگری و شعارزدگی برنامه‌های مختلف صدا و سیما، از بی‌مزگی و تکراری بودن سریال‌های آن و تخریب شخصیت و حمله‌های یک‌طرفه‌ای که در برنامه‌هایی مثل هویت و بیست‌وسی شاهد بودیم و هستیم فراتر رفته است، او طنزپردازی خلاق و باقریحه است و برای جا باز کردن در بین برنامه‌های تلویزیون نیاز ندارد مثل مجری بیست و سی با جعل واقعیت و نگاه‌ها را به خود جلب کند. تولید ایدئولوژی در برنامه‌های مدیری از جنسی دیگر است و فرآیند کار او پیچیده‌تر از آن است که بشود به راحتی مورد حمله قرارش داد.
2 _ هر کس ذره‌ای دغدغه آزادی و دموکراسی را در این مملکت داشته باشد، از مهران مدیری دل خوشی ندارد. خاطره برنامه‌های او درباره تحصن نمایندگان مجلس و اعتصاب غذای یک زندانی را کمتر کسی است که فراموش کرده باشد. اما تلویزیون پر است از برنامه‌هایی که به این قبیل مسائل حمله می‌کنند، فعالیت‌های اصلاح‌طلبانه را به سخره می‌گیرند و در کل این رسانه برای کسانی که دغدغه تغییر وضع موجود را در سر دارند تره خرد نمی‌کند. بسیاری از این برنامه‌ها فراموش شده‌اند و در زمان خودشان حتی مخاطب چندانی هم نداشتند، پس چطور است که خاطره برنامه‌های طنز مدیری که به مسخره کردن نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس و ... اختصاص داشت، چنین در حافظه روشنفکر ایرانی حک شده و آزارش می‌دهد؟
ایراد دقیقا از کسانی است که مدیری را در جبهه خود فرض می‌کردند، او را به نوعی ستون پنجم خود می‌دانستند که در صدا و سیما نفوذ کرده و از طریق خلاقیت بالا و قدرت طنزپردازی‌اش، وضعیت موجود را به نقد می‌کشد و در برابر چشم 50 میلیون بیننده مسائلی را مطرح می‌کند که دیگر برنامه‌های تلویزیون خوابش را هم نمی‌بینند. این توهمی که جامعه روشنفکری ایرانی درگیر آن شده بود، نمونه‌ای است گویا از قدرت ایدئولوژی، از این که ایدئولوژی چنان می‌تواند چهره واقعیت را مخدوش کند که حتی کسانی که ادعای درک وضع موجود را دارند فریب آن را می‌خورند. واقعیت این است که مهران مدیری در کل برنامه‌های پرشماری که در تاریخ فعالیتش در صدا و سیما تولید کرده، ذره‌ای از سیاست‌های رسانه ملی عدول نکرده است، و همواره در خدمت القای آن چهره معوجی از واقعیت بوده که به نفع جناح و تفکری خاص بوده است. منتها مدیری باهوش‌تر از آن است که تمام برگ‌هایش را رو کند، او قاعده بازی را بسیار بهتر از آنان بلد است که ادعای تحلیل وضع موجود را دارند، و برای همین می‌تواند چنین نفوذ پایداری در جامعه ایران داشته باشد. مدیری در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایش نشان داده که هنر هفتم را به خوبی می‌شناسد، و پای بحث که بیفتد به اندازه یک منتقد آگاه سینما می‌تواند درباره این هنر نظر بدهد. او ظاهری موجه دارد، خوب حرف می‌زند و در حرف‌هایش هیچ‌وقت به سیاست نزدیک هم نمی‌شود. مدیری، چه در برنامه‌های تلویزیونی و چه در مصاحبه‌هایش، محافظه‌کاری سیاسی خود را با ارائه چهره فرهنگی موجهی از خود پنهان می‌کند و با همین روش ساده است که می‌تواند همیشه مخالفان و منتقدانش را دور بزند و محبوبیتش را حفظ کند. شکی نیست که در برنامه تلویزیونی باید نقابی بر چهره واقعیت چسباند، چرا که همه می‌دانند واقعیت سیاه‌تر و کریه‌تر از آن است که بشود در برابر چشم میلیون‌ها بیننده عریانش کرد. بحث بر سر هنر نقاب‌سازی است، مسأله این است که چه کسی می‌تواند زیباترین و فریبنده‌ترین تصویر جعلی را از واقعیت ارائه دهد، و مدیری نشان داده که در این راه فرسنگ‌ها از دیگر برنامه‌سازان صدا و سیما جلوتر است.
مهران مدیری بی‌تردید محبوب‌ترین چهره صدا و سیماست و تعداد بینندگان سریال‌های تلویزیونی او در تاریخ صدا و سیما کم‌سابقه است. بنابراین مدیری را باید یکی از محبوب‌ترین چهره‌های کشور دانست، کسی که تکیه کلام‌هایش بعد از چند قسمت از هر سریال ورد زبان مردم است و بسیاری از رفتارها را در جامعه ما تغییر می‌دهد و دگرگون می‌سازد. ماجرای محبوبیت افراد نیز از همان کلیشه‌ای پیروی می‌کند که مدام در برنامه‌های ورزشی درباره ورزش قهرمانی می‌شنویم، این که حفظ قهرمانی از به دست آوردن آن دشوارتر است. از سال هفتاد و دو که مدیری در «ساعت خوش» تحولی در برنامه‌های طنز تلویزیونی ایجاد کرد، تا امروز که پانزده سال از آن تاریخ می‌گذرد، محبوبیت او به هیچ وجه افت نکرده و در دوران پخش بعضی از سریال‌ها حتی بیشتر شده است، و این نیز در نوع خود پدیده‌ای استثنایی است. تفاوت مدیری با دیگر طنزپردازانی که در این سال‌ها ظهور کردند و دولت مستعجل بودند، این است که مدیری با محبوبیت به منزله سرمایه برخورد می‌کند.
اخیرا به فرهنگ لغات زبان انگلیسی واژه تازه Maturalist اضافه شده است، کلمه‌ای برگرفته از صفت Mature به معنای پخته و به حد کمال رسیده، پرتجربه، جاافتاده و نظایر آن که عموما به مردان و زنان بالای چهل سال اطلاق می‌شود. Maturalist به مردانی گفته می‌شود که پس از میان‌سالی ناگهان به این نتیجه می‌رسند که عمر را هدر داده‌اند، از جوانی خود به خوبی استفاده نکرده‌اند و برای جلوگیری از حسرت خوردن در باقی عمر، باید از ته‌مانده‌های جوانی و نیروی جنسی خود نهایت بهره را ببرند. به این ترتیب، به این نتیجه می‌رسند که زن و بچه را رها کنند، کار و زندگی‌ و درگیری‌های روزمره را کنار بگذارند و به سبک جوانان لباس بپوشند و از شیوه زندگی آنان پیروی کنند. این افراد دقیقاً محصولات زندگی در جامعه سرمایه‌داری‌اند. سرمایه‌داری با تمام مولفه‌های زندگی انسان همچون سرمایه برخورد می‌کند، و منطق سرمایه به جریان افتادن است، سرمایه‌ای که دست‌نخورده جایی خوابیده باشد محکوم به فناست. برای مرد میان‌سال نیروی جنسی حکم سرمایه خوابیده را دارد، و برای همین همیشه بلااستفاده بودن آن در ذهنش می‌ماند و آزارش می‌دهد، همین است که به دنبال راه‌هایی برای به جریان انداختن این سرمایه برمی‌آید.
نحوه برخورد مدیری با مقوله محبوبیت نیز چیز مشابهی است. مدیری زیرک‌تر از آن است که برای مشتی پول محبوبیت‌اش را خرج تبلیغ در املاک رابینسون کند و با نگاهی کوته‌بینانه، سرمایه‌اش را در عرض چند سال از دست بدهد. او با محبوبیت همچون سرمایه برخورد می‌کند، سرمایه‌ای که از نخستین برنامه‌هایش در تلویزیون به دست آورده است. اما مهران مدیری در این 15 سال لحظه‌ای بی‌کار ننشست و سعی نکرد نان محبوبیتش را بخورد تا تمام شود. او سرمایه‌اش را به جریان انداخت، با کسانی که می‌توانستند بر سرمایه‌اش بیفزایند، که همان مدیران تلویزیون باشند، کنار آمد و چانه زد و جای پایش را در رسانه ملی روز به روز محکم‌تر کرد، و توانست سرمایه‌ای از محبوبیت انباشت کند که کاملاً دور از دسترس دیگر برنامه‌سازان تلویزیون است. از فلسفه مارکسیستی آموخته‌ایم که این طور به جریان انداختن سرمایه و انباشت آن بدون توجه به منافع طبقه حاکم ناممکن است و مدیری در طول دوران کاری‌اش همواره منافع رسانه ملی را در نظر داشته است.
3 _ به این ترتیب، دلخوری اخیر روشنفکران و شاعران و نویسندگان از سریال «مرد هزارچهره»ی مهران مدیری به نظر بی‌معنا می‌رسد. جنس اعتراض این قشر، برخلاف آن چه اغلب گفته شده است از نوع اعتراض پرستاران به فیلم شوکران یا یکی از اقوام به رمان «آداب بی‌قراری» نیست، به این دلیل ساده که نخستین بار نیست روشنفکران و اهالی ادبیات در رسانه ملی مورد طعنه قرار می‌گیرند و با آنها شوخی می‌کنند. این قشر بی‌دفاع‌ترین و حاشیه‌ای‌ترین افراد جامعه ایران‌اند و به همین دلیل حمله به آنها کوچک‌ترین هزینه‌ای برای حمله‌کننده ندارد. از سوی دیگر، اصولا تعریف این افراد مخالفت‌شان با وضع موجود است، و مخالف وضع موجود تحت هیچ شرایطی شریک منافع طبقه حاکم نیست، به همین دلیل هدف همیشگی حمله مهم‌ترین تریبون این طبقه، یعنی رسانه ملی قرار می‌گیرد. تعداد برنامه‌هایی که به این قشر از جامعه حمله می‌کنند و آنان را به تمسخر می‌گیرند کم نبوده است، هر چند که هیچ‌کدام سر سوزنی از خلاقیت و ظرافت کار مدیری را نداشته‌اند. اما در طول این سال‌ها حتی یک بار هم شاهد نبوده‌ایم که از اهالی فرهنگ و ادبیات کسی پیدا شود که به یکی از این برنامه‌های مضحک اعتراض کند. روشنفکران و نویسندگان همیشه به تلویزیون بی‌تفاوت بوده‌اند، به برنامه‌هایی که در هجو و تمسخرشان ساخته می‌شود واکنش نشان نداده‌اند و از کنار ابتذال برنامه‌های تلویزیونی راحت گذشته‌اند. اما چه شده است که این بار در برابر مدیری این طور واکنش نشان داده‌اند و بهشان برخورده است؟
پاسخ را باید در همان شیوه منحصربه‌فرد مدیری در تولید ایدئولوژی جست. اهالی فرهنگ و هنر نیز فریب خلاقیت مدیری و ظاهر موجه او را خورده‌ بودند و گمان می‌کردند مهران مدیری یکی از خودشان است، مردی است اهل فرهنگ و هنر به معنایی که آنان مد نظر دارند، مخالف وضع موجود است و نفوذ به تلویزیون فرصتی در اختیارش قرار داده که وضع موجود را به نقد بکشد. نقابی که مدیری بر چهره به شدت محافظه‌کارانه برنامه‌هایش کشیده است چنان جذاب و گول‌زننده است که حتی آنان که اهل فکر کردن‌اند و هر چیز را به راحتی نمی‌پذیرند فریب‌اش را می‌خورند، و همین است که وقتی می‌بینند پیش‌فرض‌هایشان در عرض یک شب بی‌معنا می‌شود چنین ناراحت و عصبی می‌شوند. اما حتی اگر مدیری نخواهد هم‌بسته تمام و کمال صدا و سیما باشد، باز هم ساختار این نهاد چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد و کاملا بدیهی است که او حتی لحظه‌ای بر خلاف منافع روسایش چیزی نخواهد گفت. راه مواجهه با شوخی‌های مهران مدیری همان بود که در برابر حمله دیگر برنامه‌های تلویزیون پیش گرفته بودند، فقط باید بی‌تفاوت ماند و اهمیت نداد. سال‌هاست که مهران مدیری ثابت کرده برای مخالفان وضع موجود هیچ چیز در آستین ندارد و امید بستن به او و توقع جایگاهی مجزا از آن چه صدا و سیما از این طنزپرداز قهار می‌خواهد، جز ساده‌لوحی نشانه هیچ چیز دیگری نیس


منبع خبر : کارگزاران
چهارشنبه,11 اردیبهشت 1387 - 15:49:10

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

fffff
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 15:56

اصلاً با این حرف ها موافق نیستم مهران مدیری هرگز به نفع آدم هایی که شما می گید کاری نساخته


چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 16:6

من دغدغه آزادی و دموکراسی دارم و از مهران مدیری هم خیلی خوشم میاد. و فکر میکنم اصل اولیه آزادی و دموکراسی این باشه که هرکس هرچی رو بخواد دوست داشته باشه بدون اینکه انگ بخوره.

مريم رحماني
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 18:25

آقاي امير احمدي آريان

متن زيبايي بود و نشان از سواد و مطالعه زياد شما داشت اما

آيا تصويري كه مهران مديري از قشر به اصطلاح روشنفكر نشان داد،

تصوير مخدوش اصلاح روشنفكري در ميان نسل امروز نبود؟؟

من با سيگار مخالف نيستم ،اما اين يك ادا در ميان فرهنگ

روشنفكري شده است ...!!!

آيا" مرد هزار چهره" طنز "اداي روشنفكري " نبود؟؟؟

اين كه روشنفكر ناب در جايگاه خود گنجينه اند، كنار ولي متاسفانه

بدبختي ما ناشي از عدم همين"ناب بودن" است و لاغير....

و مديري در كار خود همين مسئله را به طنز كشيد...

اين كه من يك بازيگر زيبا يا يك گالري دار مطرح باشم ،حتي اگر فيلم

بسازم و تمام جشنواره هاي خارجي را سير كنم ، يا نمايشگاهي

از آثار نقاشي و يا كتاب هاي رنگارنگم بگذارم ، و.....

اگر ذهن ناب و حس اصيلي نداشته باشم، همان بهتر كه

مايه سخره قرار بگيرم!

.......................................................................

..................................اتفاقن اين هوش سزشار مهران مديري را مي رساند كه با وجود مميزي شديد در رسانه ملي اين گونه ناب به تمام اقشار جامعه نهيب زد!

صامده
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 18:42

مهران مدیری نه سیاستمداره نه محافظه کار.یه انسان شریف و صادقه.

یک دوست
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 18:57

خوشحالم که در این فضای مدیری خواهی و مدیری دوستی و آدم های چشم و گوش بسته ای که هر محصول بی قواره و سخیف را به عرش میبرند، حداقل کسی هم با استدلال خودش نقد جدیدی از کارهای این آدم کرد. در فضایی که همه چیز از نان گرفته تا ادبیات سیاسی است و صدا و سیما فیلم های ایرانی را که در سینما هم نمایش داده شده گاه با بیست دقیقه سانسور، تکه پاره می کند و به نمایش می گذارد، بعید نیست دست نامرئی هم پشت این بریز و بپاش برای قاب های زشت، اطوارهای مشتی لوده با اندکی چاشنی نقد اصطلاحاٌ اجتماعی آن هم از آن جنس که نه سیخ بسوزد نه کباب و جفتک پرانی ها مدیری باشد. دستی که بدش نمی آید مشتی روشنفکر دودی ی مشنگ به همان سرنوشتی دچار شوند که قربانیان قتل های زنجیره ای به آن دچار شدند!


چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 20:29

کاملا درست بود. مهران مدیری یک عوام گرای محافظه کاره که مردم فکر می کنند حرف های روشن فکری می زنه.

ک / کریمی
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 20:53

شاید اگر جایگاه دقیق آقای نویسنده را می دانستم و مطمئن بودم که این مطلب را می خواند،جور دیگر می نوشتم.اما به نظر من متن این نویسنده کاملا از زاویه ایست آلوده به توهم توطئه .تو طئه ازسوی هر کس و هر چیز.پس طبیعی است که با جمله های سلبی و ایجابی برای همه چیز حکم قطعی صادر کند: سیاهی واقعیت،فرهنگ مملکت آخرین نفس هایش را می کشد،انرژی مثبت هیچ کس را از فلاکت نجات نمی دهد، هر کس ذره‌ای دغدغه آزادی و دموکراسی را در این مملکت داشته باشد، از مهران مدیری دل خوشی ندارد و....و بعد آن حکم "فروید گونه "از مرد چهل ساله و غرایزش و تسری بی شرمانه آن به مدیری و محبوبیت او.کاری به این ندارم که نویسنده ای که می پندارد دلخوری روشنفکرنماها از آخرین اثر مدیری بیهوده ست و دلیلش را در "تولید ایدئولوژی فریب گر" توسط او می شمارد، چگونه است که بعد از به قول خودش پانزده سال تازه به این نتایج رسیده و برای مدیری و آثار او نسخه می پیچد ! ولی اطمینان دارم او مدیری را دیوار کوتاهی در میان برج و باروهایی که پشتشان به خیلی جاها گرم است یافته است وخود در پس خوراندن ایدئولوژی موهوم خود به خوانندگانش حقیقتی را پنهان می کند.این که مدیری جزء کدام دسته است؟ کسی که همواره در برابر نقدهای غیر منصفانه وبهتر بگویم تاخت و تازها، سکوت اختیار کرده،سر به لاک خویش برده و کار خودش را کرده است.مدیری در برنامه ای تحصن نمایندگان را نقد می کند و بعدها در جمع بزرگی از هواداران خاتمی می گوید:"چیزهایی هست که شما نمی دانید..." .اما ایراد کار آنجاست که مدیری در این بخش ماجرا دیگر آن رسانه ملی را در اختیار ندارد."کیانوش استقرارزاده" ی برره نماد روشن و صریح قشر روشنفکر دربرابر توده مردم است و هیچ کس از این بابت از مدیری تشکر نمی کند.خیلی ها ترجیح می دهند به جای آن، تعداد صفرهای مانده حساب بانکی او را تخمین بزنند و کسی از دیالوگ "شیرفرهاد" هیچ برداشتی نمی کند که: "وجدان داشتن یک نفر کافی نیست.همه باید وجدان داشته باشند...".

در این که مدیری کارمند صداو سیماست و قائدتا پیرو تصمیمات و سیاستهای فرهنگی روسای این سازمان،حرفی نیست.اصلا در کدام سازمان برای کارمندی چیزی جز این ممکن می شود؟ اما آنچه از قلم افتاده و گاه فراموش می شود این است که بقیه چه کردند؟آنها که ده ها برابر مدیری بودجه در اختیار داشتند و سریال و فیلم ساختند و در آنها خواستگاری ها و عروسی ها ومجالس ختم را با جزئیات به تصویر کشیدند و با توهم حماقت مردم، ساعت ها از وقت آنها را نابود کردند چرا هیچ وقت متهم به ایدئولوژی سازی و یا شاید " احمق سازی" نمی شوند؟

من که برای دقیقه ای و ساعتی که پای برنامه های مدیری نشستم و نقد دنیای سیاه و حقیقی پیرامونم را به چشم دیدم؛چه آن مردم بی سواد و بی فرهنگ برره ای و چه آن روشنفکرنماهای پرادعا و توخالی که هر دو حتما بخشی از من بوده اند، به مدیری مدیونم.مدیونم که ساعاتم را به جای هدر دادن پای اخبار کذب و دستکاری شده شبکه های داخلی و برنامه های مبتذل ماهواره ای ، به خنده گذرانده ام.خنده به بدی ها.به سیاهی ها.خنده به سیاهی گفتار و رفتار، و از همه بدتر پندارخویش.


چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 22:41

اصلا با حرفاتون موافق نیستم.

اسماء
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 23:34

این مزخرفات یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همین
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 0:39

زرشک

هر کس با ما نیست دشمن ماست!

فرهاد
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 1:5

آقای احمدی توی این کلام فقط به خدا اعتراض نکردند . ! یعنی یک دلیل عقلی برای توحید صفاتی با نگاه به برهان نظم در راستای یکسان سازی و جهانی سازی جهان بینی و نگاه ایدلو ژیک و رفتار شناسی ساختارمند یک پدیده با نگاه درونگرا و همه چیز بین . ببخشید که این جوری در مورد این نقد محترم گفتم

فرهاد
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 1:18

قشر معترض و منتقد ولی نقدناپذیر

به به به به به به

ندا
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 1:39

واقعاً که مزخرف ترین متنی بود که تو این سایت خوندم!!!!!!!!!!!

فرهاد
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 1:59

کسی که نقد می کنه ولی گوش نقد شنیدن نداره یعنی اینکه فقط نق می زنه همین . شما تعداد موضوعاتی که توی این نوشته هست رو بشمارید.

مهران مدیری

تعریف پوپولیست

اشاره به تعریف ایدئولوژی

انتقاد از صدا و سیما

فلسفه تلوزیون

گزینش یک تعریف برای ایدئولوژی

انتقاد از وضع فرهنگ

مثال های پوپولیستی برای ایدئولوژی

دغدغه آزادی

تقابل ایدئولوژی و واقعیت

هنر نقاب سازی

جامعه سرمایه داری و maturalist

سرمایه محبوبیت

دفاع از روشنفکری

تعریف روشنفکری

امیر
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 4:28

قابل تامل بود . آفرین .

ebi
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 11:18

این اقا نظرات شخصیش را بیان کرده هر کسی میتونه نظر بده

Asghar
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 11:40

مطلب نوشته شده یک مشت چرندیات بود از طرف کسی که می خواد بر خلاف جریان حرفی زده باشه و خودشو مطرح کنه!

مدیری خیلی بالاتر از این حرفاست.

صامده
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 12:24

مهران مدیری سیاستمدار و محافظه کار نیست.یک انسان صادق و شریفه.


پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 13:39

mehran modiri bazigar va kar gardane khobi ast vali az in ke har seryali ke dorost mikone vaghat makhsose tehrani hast va baray mardome tehran seryal misaze

azash badammmmmmmmmmm miyad

عليرضا پارسي
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 14:12

نوشته پر مغز و عالي بود، صد در صد با حرفهاي آقاي نويسنده موافقم، مهران مديري جلوه زيبا و شكيل يك آدم نون به نرخ روز خور است.


پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 14:34

با تمام این قشرها که نام بردید در تمام دنیا شوخی میکنند و به کسی بر کسی بر نمی خورد خودتان می گویید طنز

matador
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 16:17

به شدت با حرفای شما موافقم

بسیار زیبا بود

پریسا
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 16:51

نتیجه اینکه...همه ی مردم ایران،از عوام گرفته تا روشنفکران،فریب مهران مدیری رو خوردن...غیر از این آقا!!!!شما با این همه هوش و نبوغ!چرا تا حالا خودتون رو بروز نداده بودید؟؟!!!!


پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 20:52

واقعا؟ هر کس هر چی دوست داره بگه؟ عزیزم شما که دغدغه دموکراسی دارین بهتر باید بدونین که این حرف زمانی معنی داره که دامنه "هر کس" خیلی وسیع باشه نه این که "هر کس" به چند نفر (مثلا 2% جامعه) ختم بشه. من یک بار رفتم صدا و سیما، برای گرفتم کپی یک فیلم سینمایی، من تا حالا پنتاگون نرفتم ولی فکر کنم وارد شدن به اونجا هم به همین سختی باشه!

"مهران مدیری پوپولیستی تمام عیار است" جمله بسیار موجز و بسیار درستی است. در دولتی که سیاست هایش را شبانه روز بر اساس پوپولیسم پیش می برد چه کسی بهتر از مهران مدیری برای یکه تازی در رسانه پرمخاطب ملی؟ گو این که من هم به قریحه و طنز مدیری باور دارم اما این دلیل نمی شود که جنبه های پوپولیستی طنزش را نادیده بگیریم

babyface
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 20:54

من اينجا دوست دارم انگشت روي مشكل اساسي تر از سياست بگذارم.

اين كشوري كه سال ها اسم ايران جلوه و شكوه خاصي بهش داده و يك كوه فرهنگ پشتوانه ء روز هاي تنهايي و انزواي سياسي اون شده هرچند فيلم هاي هجو و پوچي مثل 300 بر ضد اون ساخته ميشه يك پايه و اساس مهم داره كه من فكر ميكنم ستون اصلي فرهنگ هم باشه و با نبودش فرهنگ هم با كوچكترين زلزله ء سياسي و تبليغاتي فرو ميريزه و اون ستون محكم زبان پارسي هست. زباني كه ريشه در بود و نبود ما داره و زباني كه حالا با لغات عربي متاسفانه رنگ و بوي گذشته را نداره ولي باز هم مقدس و پر محتواست. حالا اگر لغات عربي دخل و تصرفي هم در اين زبان داشتند ما به فال دين ميگيريم ما از كنار اون گذر ميكنيم چرا كه دين حرمت زيادي بين ما مسلمان ها داره اما آيا در اين بحران هويت و فرهنگ ايراني اين شايسته هست كه بهترين زمان ممكن براي برنامه هاي صداوسيما به سريال هاي طنزي اختصاص پيدا كنه كه حتي در اون به زبان فارسي صحبت نميشه؟ آيا زبان پارسي اونقدر مستهلك شده كه ما بيش از چندين ماه و شايد سال مردم رو با زبان جديدي به نام برره آشنا كنيم؟

دوستان فرهنگ ما به اندازهء كافي زير رگبار دشمنان هست پس ديگر خودمان نمك روي زخم هاي بي درمان نپاشيم كه اگر اين طور شد ديگر ايراني نميماند تا سياستي بر آن حاكم باشد


پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 22:17

مهران مدیری اگر نخواهیم بگوییم بهترین حتما یکی از بهترین و باهوشترین کارگردانان ایران است . حتی میتوان با کمی دقت در بازیهای او قدرت و هنر بالای بازیگری او را دید .


جمعه 13 ارديبهشت 1387 - 8:21

He is the best

اردشیر
جمعه 13 ارديبهشت 1387 - 11:50

از اول تا اخرش مزخرف و چرت و پرتی بیش بود

این اقا داشت درباره مهران مدیری حرف میزد !!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

من که به سلامت عقلش شک دارم !!!!!!

ستاره
جمعه 13 ارديبهشت 1387 - 12:17

اگر منظور منتقد محترم از نوشتن این نقد به رخ کشیدن سواد و مطالعاتشون در سیاست و جامعه شناسی بود ، کاملا موفق عمل کردن و باید براشون به خاطر اینهمه وسعت مطالعاتی و اینهمه فراست هورا کشید که بر خلاف اینهمه ایرانی اصلا فریب آثار مهران مدیری را نخوردند!!!!!!!

آقای عزیز ، خب مسلمه که کار کردن در این صدا و سیما که حتی به سریالهای ساخت داخل هم رحم نمی کنه و با قیچی به جونشون می افته ، شرایط و قواعد خاص خودشو داره. اما با تمام این محدودیت ها مهم اینه که حاصل کار چی باشه

بعد از 15 سال دیگه زیاد سخت نیست که بفهمیم کدوم کاری هنوز قابل بحثه و چه کارایی حتی ارزش فکر کردن هم ندارن....

مهران مدیری یک فرد پراستعداد، هنرمند و دارای قوه طنز بسیار باالاست اما اینها تنها دلایل موفقیت هاش نیست. قبل از همه اینها مهران مدیری شریف و صادقه ، اهل تظاهر نیست و این برگ برنده ای که تو این سالها رو کرده.

قدرت صداقت بین ما مردمی که تا گردن تو باتلاق تظاهر و ریا فرو رفتیم و داریم دست و پا می زنیم چیزی نیست که از چشم کسی پنهون بمونه.

بعد از زلزله بم هیچوقت تا عمر دارم چهره عصبانی و کلام تلخ مهران مدیری از خاطرم نمی ره ، خیلی از هنرمندا بعد از زلزله در باره این اتفاق وحشتناک صحبت کردن ولی کلام ساده و عصبانی و در عین حال منطقی مهران مدیری حرف دل مردم بود.

همون حرفایی که در برره " به ستاد مبارزه با حوادث یهویی"

تبدیل شد.

من ترجیح میدم پای حرف کسی بشینم که ساده و صادقانه حرفشو می زنه و در عوض به خودش دروغ نمی گه تا اینکه بخوام سراغ افرادی برم که پشت اصطلاحات و مکتب های مختلف مخفی می شن تا هیچ کس حتی خودشون قادر به دیدن چهره واقعی اونها نباشه. شما چه طور منتقد محترم؟


جمعه 13 ارديبهشت 1387 - 13:13

جناب آقای نویسنده سیاهی واقعیت رو اگر خیلی دوست دارید تجربه کنید سری به فیلم های آخر فیلم سازان مشهورتون بزنید که " به همین سادگی " شما رو دعوت به یک زندگی معمولی می کنند و با " آواز گنجشک ها" سرگرمتون می کنند باز هم درود بر مهران مدیری که این همه سادگی رو به مسخره می گیره ...

پرنیا
جمعه 13 ارديبهشت 1387 - 20:54

سلام...

بازهم یک سیاه مشقی دیگر پر از کلمات قلمبه سلمبه...نویسنده ای

که قصد دارد تا با وسط کشیدن پای فلسفه و ایدئولوژی و به کاربردن

یک مشت .... ئیسم مخاطب را خلع سلاح کند و او را با خود همراه

سازد...اما افسوس که این نویسنده هنوز متوجه نشده که دوره ی این

فلسفه بازی ها به سر رسیده است.

خیلی وقت است که خیلی ها می آیند و می روند و مدیری را متهم

به سیاسی کاری می کنند.تنها دلیلشان هم این است که مدیری

طبق سیاست های سازمان صداو سیما پیش میرود!!! این سازمان

برای مدیری جایگاهی متفاوت از آنچه در بین ما؛ به عنوان افرادی

که تنها نظاره گر تولیدات این سازمان هستیم ،دارد.همه ما در هر

جایی که به آن وابسته ایم ودر آن به هر گونه فعالیتی اشتغال داریم

مانند دانشگاه ، مدرسه ،شرکت، اداره و... خواه خصوصی و خواه دولتی

مطمئناً از سیاست های آن عدول نمیکنیم!!! مدیری هم دقیقاً همین

وضعیت را دارد.و به حکم کسی که در این سازمان مشغول فعالیت

است محدودیت ها و خط قرمز هایی دارد.

و صد البته که همین ماندن و با این محدودیت ها کار کردن

و خوب کار کردن جایی بسی تقدیر و تحسین دارد...

متاسفم که هنوز هم خیلی ها هستند که مدیری و هنرش را

تا حدی نازل میدانند که آن را تنها به منزله یک سوپاپ اطمینان

برای دولت تلقی می کنند.این دسته همان هایی هستند که

تحصن کردن و غذا نخوردن را آزادی طلبی می دانند. همان هایی

که دائم ادعای ناراضی بودن از وضعیت موجود را میکنند. غافل از

اینکه مدیری سالها ست بدون هیچ ادعایی ؛همین واق