سينمای ما - پایانی نه چندان دلچسب بر یک سه گانه (نگاهی به فیلم « باد در علفزار می پیچد» )
سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 2:2

اخبار:      • و خیابانی که جواب مخالفان‌اش را داد؛ / حتی دشمنان‌ام را دوست دارم!      • یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی      • ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت» / بی انصاف      • فهرست بازیگران و خلاصه داستان؛ / ستارگان سینمای ایران در سه طبقه عمارت فیلم جدید حسن فتحی      • گفت‌وگوي مطبوعاتی دبیر سومين دوره هفته فيلم‌هاي مستند / صفاریان: این قدر فیلم مطرح داریم که سئانس‌ها را اضافه کرده‌ایم      










نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
«فقدان» لیتوانی در اسکار
مهلت برای معرفی نمایندگان کشورها به اسکار تمام شد/ فهرست کامل معرفی‌شدگان
پارامونت از سینمای برزیل حمایت می‌کند
بالیوودی‌ها خیلی زود از اعتصاب دست برداشتند
هالیوود شهر گوشخراش را بازسازی می‌کند
اولین عکس‌ها از آلیس تیم برتون
اراده شکست‌ناپذیر ارتباط ( یاداشت راجر ابرت بر فیلم «اتاقک غواصی و پروانه» ترجمه پیمان جوادی)
فیلیپ گلاس اپرایی درباره والت دیزنی می‌سازد
کلینت ایستوود طاقت نیاورد
پیتر وبر «خانه عنکبوت» می‌سازد
لوکارنو تاثیر انیمیشن‌های ژاپنی مانگا را بررسی می‌کند
گارسیا مارکز دومین رمانش را هم به فیلم‌سازان سپرد


دعوت


  (79 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (38 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (54 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (13 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (31 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 یادداشتی درباره «دعوت» حاتمی‌کیا، از تماشاگری که فیلم را ندیده است!...
 او با ملاقلی‌پور، حاتمی‌کیا و صدرعاملی در ارتباط است؛ / این دکتر شمشیری واقعا کیست؟...
 نشست پرسش و پاسخ فيلم «اتوبوس شب» در هشتمین جشنواره یاری در اپسالاي سوئد: / كيومرث پوراحمد:« به اعتقاد من مهرداد صديقيان مارلون براندوی آینده سینمای ایران است»...
 دو خبر تازه؛ «سنتوری» هنوز زنده است؛ / مهرجویی: معتادها برایم نامه‌ نوشته‌اند.../ حرف‌های گل‌شیفته درباره شباهت‌های ریدلی اسکات و مهرجویی!...
 پخش کننده‌ها خبر داده‌اند/ظاهرا سلیقه تماشاگر سینمای ایران ارتقا یافته است؛ / مسابقه فروش میان فیلم‌های اکران عید فطر: 1-دعوت 2- کنعان، 3- سه زن، 4- آواز گنجشک‌ها...
 همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 9: / پشت‌صحنه سريال «هيچ‌كس»: «از زمين كه به آسمان نمي‌بارد!»...
 گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان» / «قرار نيست تكليف شما با خودتان روشن شود»...
 و خیابانی که جواب مخالفان‌اش را داد؛ / حتی دشمنان‌ام را دوست دارم!...
 یادداشتی بر فیلم «کنعان»؛ ساخته‌ مانی حقیقی / کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان؟! ...
 گزارشی از پشت صحنه این فیلم پرستاره را این جا بخوانید؛ / اکران شبانه روز از نیمه گذشت...
 فهرست بازیگران و خلاصه داستان؛ / ستارگان سینمای ایران در سه طبقه عمارت فیلم جدید حسن فتحی...



گزارش
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...
 همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 9: / پشت‌صحنه سريال «هيچ‌كس»: «از زمين كه به آسمان نمي‌بارد!»...
 به یاد پل نیومن بزرگ / چند عکس؛ یک دنیا خاطره...
 اختصاصی سینمای ما؛ / عکس‌های بهرنگ علوی از اجرای سمفونی «این فصل را با من بخوان»...
 در جشن و سوگ مرگ پل نیومن- 1: یادداشت امیر قادری برای او؛ / یک خرده با خورشید حرف زدم...
 اختصاصی سینمای ما؛ / کلیپ برگزیدگان جشن یازدهم خانه سینما که در جشن دوازدهم پخش نشد...
 عکس‌های جدیدی از گلشیفته فراهانی در «مجموعه دروغ‌ها»...

آرشيو...



پایانی نه چندان دلچسب بر یک سه گانه (نگاهی به فیلم « باد در علفزار می پیچد» )
پایانی نه چندان دلچسب بر یک سه گانه (نگاهی به فیلم « باد در علفزار می پیچد» )


سينماي ما-  امیررضا نوری پرتو:خسرو معصومی پس از ساخت " رسم عاشق کشی" و " جایی در دور دست" تریلوژی خود را در باب جنگل های برفی شمال و قاچاق چوب و عشق میان یک دختر و پسر در طبیعتی خشن و بکر با ساخت فیلم " باد در علفزار می پیچد" به پایان برد. فیلم در ادامه همان نگاه معصومی قرار دارد و قرار است به تماشای همان آدمها، فضاها و داستان ها بنشینیم و چیز تازه ای را شاهد نباشیم. فیلم داستان دختری به نام شوکا (الناز شاکردوست) است که به دلیل از کار افتادگی پدرش، در فشار تن دادن به ازدواج با شکرالله (کوروش جویباری)- پسر کند ذهن نصیر (جمال اجلالی) که مافیای چوب منطقه زیر نظر اوست، قرار می گیرد. از طرفی عشقی میان او با جلیل (حسین عابدینی) که شاگرد خیاطی ماهر به نام رفیع (رضا ناجی) است، پدید می آید. تماشاگری که دو فیلم قبلی از تریلوژی معصومی را دیده باشد، در همان دقایق ابتدایی همه چیز به نظرش آشنا و حتی تکراری می نماید. پس از آگاهی بیننده از قرار ازدواج اجباری شکرالله با شوکا و ورود جلیل به روستا می توان حدس زد که قرار است شاهد مثلثی عشقی باشیم که البته در اینجا اضلاع آن، قدرت و جذابیت دراماتیک چندانی ندارند. معصومی بار دیگر پرداخت صحیح کاراکترها را فدای تیپ سازی های متداول و عامه پسند کرده است تا بتواند درام بالقوه جذابش را پیش ببرد. حسین عابدینی همان شخصیت فیلم های مجیدی و سرباز فیلم رسم عاشق کشی است. مائده طهماسبی که انگار از دل فیلمفارسی های اخلاقی دهه سی آمده است و بدطینتی او در جاهایی از فیلم کمی آزار دهنده است. جمال اجلالی ادامه دهنده راه عباس امیری در "جایی در دور دست" است و رضا ناجی نیز چیزی بیش از نقش هایش در فیلم های مجیدی ارائه نمی کند. بازیگر نقش یحیی نیز مجبور است همان فیگورهای کاراکترهای مشابه اش را در دو فیلم قبلی معصومی، بی هیچ کم و کاستی، تکرار کند. پس وقتی شخصیت ها پردازش چندان خوبی ندارند و داستان نیز بارها و بارها به شیوه های گوناگون گفته شده است، باید بنشینیم و به مزه پرانی های حسین عابدینی و رضا ناجی بخندیم و بار دیگر شاهد لانگ شات هایی زیبا از تپه های و راه ها و جنگل های پوشیده از برف و صحنه های گشت و گذار دو عاشق در زیر ریزش برف از روی برگ درختان ( که به عینه تکرار سکانسی مشابه در رسم عاشق کشی است ) باشیم و به این امید فیلم را تا پایان تحمل کنیم تا شاید با یک پایان غافلگیر کننده ، تراژیک و ماندگار- به مثابه رسم عاشق کشی- مواجه شویم که چنین نیز نمی شود و تنها چیزی که می ماند لذت نگاه زیبای آمیخته به عشق و بدرقه و حسرت شکرالله به دو عاشق است که به کل فیلم می ارزد. بازی ها- سوای ضعف شخصیت پردازی- قابل تحمل است و الناز شاکر دوست در لحظاتی توانسته است از پس اجرای درست نقش اش برآید. ضمن اینکه زوج حسین عابدینی و رضا ناجی هم می توانند در افزایش فروش فیلم در زمان اکران کمک شایانی به حساب بیایند. به هر حال "باد در علفزار می پیچد" در مقام مقایسه، در رده ای بالاتر از جایی در دور دست قرار می گیرد اما نمی تواند موفقیت رسم عاشق کشی را تکرار کند ، زیرا خود به تکرار آن بر آمده است.

منبع خبر : سينماي ما
دوشنبه,15 بهمن 1386 - 13:2:31

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

مونا صلح دوست
سه‌شنبه 16 بهمن 1386 - 1:38

اگر کسی قبلا فیلم جایی در دور دست رو دیده باشه و بعد به دیدن فیلمی دیگه از همین کارگردان با همون متد همیشگی بره شک نکنید قصد خودکشی یا احتمالا مازوخیست داشته!

2سال پیش با رفیقی که کمی باهاش رودربایسی داشتم به دیدم فیلم جایی... در جشنواره رفتیم

چیز هایی رو که به اسم فیلم روی پرده میدیدم باور نمیکردم به وجود چیزی به نام هیئت انتخاب که کاملا مشکوکم کرد!

فیلمنامه وای نگید هزاران رحمت بر فیلمنامه سریالهای خانواده!

خدایا یعنی کسی میتونه با داشتن این (مثلا جملات)یک عده رو تو ی اون برف و سرما مچل خودش بکنه؟با چه دلی؟

ماشالا به اینهمه اعتماد به نفس!

این سوالی بود که موقع دیدن فیلم مرتب از خودم میپرسیدم.

زره ای شک نداشتم که اگر رفیقم نبود کسری از ربع ساعت هم اون چیزکی که بهش فیلم میگفتن رو تحمل نمیکردم(که البته رفیقم بعدها که صمیمی تر شدیم گفت او هم دقیقا چنین حسی داشته)

بازیها چیزی ورای افتضاح منطق داستانی؟ یافت می نشود!

اما باز هم میگم فیلمنامه اش خوشگل ترین بخش فیلم بود!

بیشتر از 100بار به ساعتم تو اون ظلمات نگاه کردم و با بد بختی تایم رو میفهمیدم(بدبختی موبایل هم نداشتم اون موقع که کارم راحتتر بشه!)

اقا فیلم تموم بشو نبود کار به جایی رسید که فقط زل میزدم به برفهای تو تصویر(تنها چیز واقعی و خوبی که تو فیلم وجود داشت)

بعدها شنیدم نقش اون پسر چله رو(البته چل ناخواسته یعنی مقصود کارگردان واقعا این نبوده طرف خل باشه اما تو فیلمنامه یه همچو چیزی از اب دراومده!) قرار بوده فروتن بازی کنه چه شانسی اورده به توافق مالی نرسیدن اگر نه افتضاحی میشد تو کارنا مه اش که میزد رو دست فیلم چرند قاسم جعفری چی بود اسمش؟

نه نه نگید بزارید یادم بره.

علی
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 1:32

ایول موناخانوم کلی با نوشته ات حال کردم.

اردلان
جمعه 19 بهمن 1386 - 10:48

اتفاقا به نظر من "جایی در دور دست" بهتر از "باد در علفزار می پیچد" بود. ولی کلا "باد ... " فیلم بدی نیست و قابل تحمله؛ مطمئن باشید از "همیشه پای یک زن در میان است" خیلی بهتره!!!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما