سينمای ما - نقدي بر «زير درخت هلو»
سه‌شنبه 23 مهر 1387 - 20:53

اخبار:      • حكايت جمع‌آوري بيلبوردهاي «سه‌زن» به روايت منيژه حكمت و مسئول مربوطه      • حسین معززی‌نیا و امیر قادری سینمای برادران کوئن را نقد می‌کنند      • با انتخاب بهترين‌هاي كمدي سال سينماي ايران: / دومین جشنواره فیلم کمدی گل‌آقا سی‌ام مهر برگزار خواهد شد      • پيام مهندس جعفري جلوه به دومین جشنواره سینما حقیقت: / سینمای مستند توانمندی‌های متنوعی دارد تا بازتاب فرهنگ و هویت اسلامی و نقد دلسوزانه واقعیات باشد      • اظهار نظر رييس كانون كارگردانان سينماي ايران درباره حضور بازيگران در آثار خارجي: / با ديدن تيزر فيلم متوجه شدم اصلا به لحاظ بازيگري اتفاق خاصي رخ نداده است      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
براد پیت و کوئنتین تارانتینو همدیگر را دیدند
دختر دیوید لینچ جایزه جشنواره کاتالونیا را برد
«زره‌پوش» با اریک بانا بازسازی می‌شود
آمیتاب باچان خوب می‌شود
رهبران اتحادیه از اعتصاب می‌ترسند
ششلول جیمز باند دزدیده شد
رایان گازلینگ در یک داستان کمیک
جاوید مزارع توت‌فرنگی * (یادداشت جواد رهبر بر فیلم «سرتاسر جهان»
جیمز باند جدید نیاز به جراحی پلاستیک دارد + چند تا از عکس‌های فیلم
استودیوها می‌توانند فیلم‌های‌شان را در اسکار تبلیغ کنند
باز هم اولیور استون از بوش گفت + عکس‌های فیلم
ابوظبی، فرش قرمزش را پهن کرد


دعوت


  (287 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (112 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (227 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (48 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (118 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 پس از برگزاری مراسم فرش قرمز «مجموعه دروغ‌ها» صورت گرفت / گزارش خبرگزاری ایلنا از تمام جنجال‌های اطراف گل‌شیفته فراهانی و واکنش اخیر دو روزنامه به اتفاق اخیر...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 وقتی جواد خیابانی از اینگمار برگمان مثال می‌آورد؛ / پاسخ جواد خیابانی به نقد اخیر امیر قادری/شما نماینده نسل‌تان نیستید آقای قادری...
 'گزارش پشت صحنه اخراجی‌های 2؛ / جواد رضویان زیادی شلوغ می‌کند!...
 پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین، پرخبرترین، کم... / «ترین»‌های سینمای ایران در تابستان 1387...
 یادداشت حسین معززی‌نیا درباره گزارش‌های جواد خیابانی و سریال‌های ماه رمضان؛ / روز حسرت...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ / فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»...
 دو واکنش دیگر به مقاله امیر قادری درباره خیابانی و جوابیه او؛ / روزنامه هدف (در دفاع از خیابانی): چرا حالا از قطبی دفاع نمی‌کنید؟ وبلاگ سنگواره (همسو با انتقادها): دیگر تحمل نداریم...
 جواد خیابانی بار دیگر پاسخ داد؛ این بار صریح‌تر به حسین معززی‌نیا / اخلاق را گم کرده‌ایم...
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم «دعوت»؛ / پس از دعوت...
 یادداشت اختصاصی سایت «سینمای ما» برای « کنعان»؛ / نامه‌ای به مانی حقیقی: از زمستان تا حالا...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...



گزارش
 با انتخاب بهترين‌هاي كمدي سال سينماي ايران: / دومین جشنواره فیلم کمدی گل‌آقا سی‌ام مهر برگزار خواهد شد...
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......

آرشيو...



نقدي بر «زير درخت هلو»
نقدي بر «زير درخت هلو»


كمدى هاى سينماى ايران در دوران جمهوري اسلامي دو دسته اند. از همان فيلم هايى حرف مى زنم كه در چندسال اخير بازار اصلى سينما را كاملاً به تسخير خود درآورده اند و تبى را سبب شده اند كه كارگردانان ژانرهاى ديگر هم سعى مى كنند ذوق خود را در آن بيازمايند. دسته اول فيلم هايى هستند كه به همين شكل ساخته مى شوند. يك تك اثر از مثلاً يك اكشن ساز يا ملودرام ساز كه سعى مى كند در شرايط جديد از فرمول هاى فروش سردرآورد و چه فيلمش بفروشد و چه نفروشد، همين يك بار را در سينماى كمدى تجربه كسب مى كند. گروه دوم فيلم هايى هستند كه به طور مستمر و طى يك جريان در اين حوزه سينمايى شكل مى گيرند. فيلم هايى كه در برنامه يك كارگردان يا يك دفتر توليد به شكل مدونى طرح ريزى و ساخته مى شود. نمونه مورد اول فيلم هاى ابراهيم وحيدزاده و نمونه مورد دوم محصولاتى است كه در صحرافيلم ساخته مى شود؛ همان دفترى كه تازه ترين محصولش زير درخت هلو از اواسط اسفندماه به عنوان برنامه نوروزى سينماهاى تهران به نمايش درآمده است.
زير درخت هلو ادامه جريانى است كه در سال هاى اخير دفتر صحرا فيلم آن را پى گرفته است. جريانى كه بر ايده ها و تفكرات سينمايى ايرج طهماسب و حميد جبلى استوار شده است. اين دو در اين سال ها عمده فعاليتشان را در اين دفتر متمركز كرده اند و تقريباً روى همه توليدات آن برنامه ريزى مى كنند. تا اين حد كه قسمت دوم فيلم كلاه قرمزى را كه اصلاً تهيه كننده ديگرى در بخش اول داشت در همين دفتر ساختند و بعد از آن كارهايى را توليد كردند كه عمدتاً پرفروش ترين آثار اين مدت بوده اند. در مورد نمونه اى مثل خواب سفيد هم كه حميد جبلى آن را ساخت و توليدى به مراتب نزديك تر به سينماى جريان متفاوت بود، بلافاصله با يكى دو فيلم بعدى ضررها جبران شد.
در ميان اين توليدات كه عمدتاً يا به كارگردانى طهماسب و يا به كارگردانى محمدحسين لطيفى با مشاوره طهماسب جلوى دوربين رفته اند، فيلم هايى وجود دارد كه به صورت سلسله وار ساخته شده است. اين زنجيره از كلاه قرمزى آغاز مى شود، با عينك دودى و دختر شيرينى فروش ادامه پيدا مى كند و به زير درخت هلو مى رسد. فيلم هايى كه جز در يكى- يعنى عينك دودى كه كارگردانش لطيفى بود و جبلى هم غايب- كارگردانى را ايرج طهماسب با مشاوره جبلى انجام مى دهد و يك مثلث بازيگرى شامل طهماسب، جبلى و فاطمه معتمدآريا فيلم را اداره مى كنند؛ كمدى هاى پرفروشى كه تا حالا راه را به خطا نرفته اند و همگى جزء سه فيلم پرفروش سال نمايش خود بوده اند.
در آنونس هاى فيلم زير درخت هلو يك جمله كليدى وجود دارد. "دوستداران سينما سالى يك بار با اين سه نفر قرار ملاقات دارند" و اين سه نفر هم كه خب به طور مشخص همان سه بازيگرى هستند كه از آنها نام برده شد. با علم به چنين مسئله اى است كه نمى توان صف هاى طولانى مقابل سينماهاى نمايش دهنده را به كيفيت خود فيلم ربط داد. تجربه ثابت كرده كه كودكانه كلاه قرمزى، كمدى زن و شوهرى عينك دودى، بزن بكوب دختر شيرينى فروش يا كمدى معناگراى زير درخت هلو هيچكدام براى بيننده اين فيلم ها فرقى ندارد. آنها ميزانى خنده و بازيگوشى را از اين مثلث طلب مى كنند كه همه فيلم هاى نام برده شده به نحوى آن را دارا هستند و همين ميزان اطمينان براى مخاطب كافى است تا به ديدن زير درخت هلو برود. كمدى هايى كه براى خانواده- همه اعضاى خانواده- ساخته مى شود و بى شك دانستن همين مسئله است كه مثلاً در مواجهه با هوو، زير درخت هلو را فيلم امن ترى براى يك خانواده سنتى ايرانى مى كند.
زير درخت هلو به نسبت فيلم آخر اين گروه يعنى دختر شيرينى فروش فيلم بهترى است. اگر در آن فيلم شوخى ها ديگر به مرزهاى سينماى عامه پسند مبتذل نزديك مى شد، در اينجا همه چيز كنترل شده است و حتى كلى اداى دين به فيلم هاى مختلف تاريخ سينما - چه ايران و چه جهان- وجود دارد. فيلم حتى تا حدى به فضاى مذهبى هم گرايش دارد. تمى كه سازندگانش به همين دليل آن را دوست تر مى دارند و معتقدند فيلم اين مقطع زمانى شان به اعتقاداتى كه خود دارند نزديك تر است. از سوى ديگر طهماسب به صراحت در چند جاى مختلف گفته كه دوست ندارد تماشاگرى كه براى ديدن فيلمش پول بليت داده آزار ببيند و از سينما با چهره اى درهم و افكارى مغشوش بيرون بيايد. اين تماشاگر مى خواهد سرگرم شود و طهماسب هم ابزار اين سرگرمى را براى او در فيلمش فراهم كرده است. روايت زير درخت هلو روايت ساده اى است هرچند در شروع فلسفه اى كه فيلم براى خودش مى چيند بيش از حد پيچيده مى زند اما به هرشكل وقتى قصه راه مى افتد، همه چيز شكل هميشه مى شود.
فيلم زير درخت هلو متكى به داناى كل است كه از آن مى توان به عنوان شاهد نامرئى ياد كرد در واقع طبق اين نظريه وقايع را همانگونه از قاب دوربين مى بينيم كه اتفاق مى افتد. اما كنترل روايى در اين نوع تحرك به شدت دشوار و حركت روى لبه تيغ است در واقع طهماسب نخواسته شخصيت صفا به عنوان محور جست وجوى فيلمنامه قرار گيرد. هرچند او مؤلفه اصلى و كاركردى اثر يعنى شخصيت محورى را به عهده دارد. اما هر جا كه او هست قرار نيست فيلم جلو رود. از اين نظر وقتى فصل كپسول آتش نشانى رخ مى دهد در يك برش نگاه فيلم به صورت موازى از اين حادثه به حادثه اى ديگر تغيير مى يابد يعنى ما طهماسب و معتمدآريا را در جنگل تعقيب مى كنيم تا مقدمه اى براى زايمان و بازگشت مجدد آنها به حادثه الف باشند. در اين نوع روايت دوربين به ما مى گويد چه روى مى دهد. از اين راه ما سخنان را محك مى زنيم. اما نكته مهم در اينجا در حاشيه بودن طهماسب و معتمدآريا است و اينكه فيلم را حميد جبلى در كنار شهره لرستانى پيش مى برد كه پس از مدت ها دوباره به سينما بازگشته است. داستان دو خدمتكار كه در يك لجبازى قديمى نمى خواهند اعتراف كنند هم را دوست دارند اما در شرايطى كه رخ مى دهد، مى فهمند كه نبايد در برابر تقدير مقاومت كنند. همه چيز همين قدر ساده و همين قدر راحت است. مثل شوخى هاى فيلم و فضايى كه فيلم براى ارتباط راحت با مخاطبش پى آن مى گردد و به راحتى هم به دستش مى آورد.
زير درخت هلو فيلم خوش ساختى است. قصه اش سكته ندارد و سعى زيادى هم نمى كند كه ضعف هايش را پنهان كند. از هر شوخى مناسبى براى خنداندن مخاطب در جايى كه بايد استفاده مى كند و تنها سعى فيلم بر اين است كه اين شوخى ها از مرزى كه در فيلم قبلى گذشته بود نگذرد. براى همين در جاهايى فيلم زيادى افت و خيز دارد. گاه به يكباره از حجم شوخى ها كاسته مى شود چرا كه در آن مورد به خصوص اصرار بر شوخى به ابتذال مى رسد و طهماسب اين را نمى خواهد و در برخى جاها كه امكان شوخى هاى اساسى تر و طولانى تر وجود دارد كاملاً آگاهانه فضاى فيلم به سمت كمدى هاى ايتاليايى بزن بكوب نزديك مى شود. اتفاقى كه در يك سوم ميانى فيلم به خوبى رخ مى دهد و در بخش اول و سوم تابع همان مسئله اى است كه در موردش سخن گفته شد. با اين همه نكته اساسى در مورد فيلم همان چيزى است كه در ابتدا گفته شد. زير درخت هلو براى خانواده سنتى ايرانى كه يك امنيت براى حضور در سالن سينما مى خواهد به واسطه گروه سازنده اش اين امنيت را برقرار مى كند تا كمدى محبوب بهارى سينماهاى تهران باشد. در سينماى كنونى ايران دقيقاً فاكتورهايى از اين دست است كه اهميت دارد و نمى توان چنين فضايى را كتمان كرد. در اين سينما دقيقاً كسانى كه به چنين دركى از مخاطب مى رسند مى توانند موفق باشند.


منبع خبر : مهدي گليچ - روز نت
جمعه,15 اردیبهشت 1385 - 2:6:50

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما