سينمای ما - نقدی بر مجموعه مرد هزار چهره / ‏ «این ماییم که اشتباهی هستیم»‏
جمعه 8 شهريور 1387 - 1:17








نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
پاییز هالیوود هم مثل تابستان داغ است
«تن تن» را حتما استیون اسپیلبرگ می‌سازد
«جونو»ی بشر دوست
تاریخ نمایش «تغییر شكل‌دهندگان ۲» اعلام شد
جاش برولین در مورد بوش درد دل کرد
«داستان اسباب‌بازی 3» با این صداها جان می‌گیرد
برادران وارنر از کپی هندی هری پاتر شکایت کرد
برای اینکه آسمان آبی است× (نقد نوید غضنفری بر فیلم «سرتاسر جهان»)
فقدان تعقل، سرشار از انرژی! (یادداشت مانولا دارجیس - نیویورک تایمز- بر فیلم «تحت تعقیب» ترجمه پیمان جوادی)
گالری عکس‌های تیم برتون به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولدش
فردا برادران کوئن آنش جشنواره ونیز را روشن می‌کنند
والت دیزنی معادل شناگر رکوردشکن آمریکایی در اسکار


فرزند خاک


  (55 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (39 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (41 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (146 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (570 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (362 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 شرط اساسي قرارداد گلشيفته فراهاني: حجاب كامل اسلامي يا در صحنه‌هايي - بنا به اقتضاي داستان - حتما با كلاه گيس / گلشيفته فراهاني نه تنها ديروز بلكه در طول شش ماه گذشته قصد خروج از كشور را نداشته است...
 علي‌رغم شایعات مربوط به ممنوع‌الخروج بودن؛ / «گلشيفته فراهاني» به آمريكا سفر كرد...
 یادداشت محمدعلی ابطحی در وب‌سایت‌اش درباره اتفاقات اخیر حول و حوش گل‌شیفته فراهانی / پدرش نگران بود......
 یک گزارش خواندنی و جالب / انتخاب شما چیست؟ / خیراندیش، شاهرخ‌شاهی، صحت، یوسف تیموری، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما بهترین سریال‌های ماه رمضانی را انتخاب کرده‌اند...
 دو نوشته نيما حسني‌نسب درباره دو ستاره سينماي ايران در دو دهه 1370 و 1380: / ستاره دهه قبل و ستاره دهه‌اي كه پيش روست... ...
 گل‌شیفته همچنان خبر روز است: روزنامه جام جم، خبر خبرگزاری ایرنا را رد کرد / جام جم: گلشیفته فراهانی ممنوع‌الخروج نیست ...
 علي معلم درباره ماجراي گلشيفته فراهاني و ممنوعيت چهره بازيگران در تبليغات مي‌گويد: / «مشخص نيست که براساس چه مستندات قانوني اين تصميم گرفته شده است»...
 یادداشت‌های امیر قادری: هفته يازدهم / اشرفي افشین قطبی / چرا حال و هوای قلب ما تغییر کرده است؟...
 حرف‌های همایون ارشادی درباره حضورهای بین‌المللی بازیگرهای ایرانی / مثل لژیونرهای فوتبال که بعدا به درد تیم ملی می‌خورند......
 محمدرضا فروتن و حامد بهداد همبازی می‌شوند...
 «پستچي سه‌بار در نمي‌زند» با حضور محمد‌رضا فروتن، باران كوثري و رويا تيموريان كليد مي‌خورد...
 1387؛ سال مرگ سینماگران / جواد خدادادی هم رفت...
 پخش CD و DVD « مجنون لیلی » آغاز می شود ...
 علی نصیریان درباره بازیگران نسل جدید؛ / اخلاق یاد این جوان‌ها نداده‌ایم...



گزارش
 گزارشي از پروژه‌هاي جلوي دوربين / هملت در سينما ركس...
 گزارش اكران فصل تابستان/ارقام فروش و روزهاي نمايش / ميدان براي فيلمسازان تازه‌كار...
 یک گزارش خواندنی و جالب / انتخاب شما چیست؟ / خیراندیش، شاهرخ‌شاهی، صحت، یوسف تیموری، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما بهترین سریال‌های ماه رمضانی را انتخاب کرده‌اند...
 نامه محسن امیریوسفی به رئیس بخش دختر پسری سینمای ایران!...
 یادداشت‌های امیر قادری: هفته يازدهم / اشرفي افشین قطبی / چرا حال و هوای قلب ما تغییر کرده است؟...
 حرف‌های همایون ارشادی درباره حضورهای بین‌المللی بازیگرهای ایرانی / مثل لژیونرهای فوتبال که بعدا به درد تیم ملی می‌خورند......
 دو نوشته نيما حسني‌نسب درباره دو ستاره سينماي ايران در دو دهه 1370 و 1380: / ستاره دهه قبل و ستاره دهه‌اي كه پيش روست... ...
 گزارش روزنامه جام‌جم درباره فيلم سينمايي «پرچم‌هاي قلعه كاوه»: / يك ميليارد سرمايه‌گذاري براي سه‌ميليون درآمد ...
 حاضران و غايبان در جشن دوازدهم؛ / غيبت «آواز گنجشك‌ها» و غايبان مهم جشنواره فجر در جشن دوازدهم سينما...
 یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند...
 هنرمندان درباره ماشین و ماشین‌بازی / مسعود کیمیایی: اين دوست روغن و آهن و فرمان را دوست دارم ...
 گزارش اكران سينماهاي تهران در هفته پایانی مرداد 87 / فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نيم ميليارد تومان رسيد...
 سردار رادان در ديدار با اعضاي شوراي عالي تهيه‌كنندگان سينما: / «ستاد مبارزه با قاچاق فيلم، سينماي ايران را از نابودي نجات داد»...
 با تقدير از عباس كيارستمي و معرفي بگزيدگان فيلم كوتاه سال: / جشن مستقل فيلم کوتاه دوازدهمين جشن سينماي ايران برگزار شد ...

آرشيو...



نقدی بر مجموعه مرد هزار چهره
‏ «این ماییم که اشتباهی هستیم»‏
‏ «این ماییم که اشتباهی هستیم»‏


سینمای ما - امیرحسین جلالی:  اولین خاطره ام از مهران مدیری بر می گردد به یکی از آیتم های مجموعه "ساعت ‏خوش" که باید پانزده سالی از عمرش گذشته باشد، حمید لولایی داشت با نامزدش از ‏کمالات اخلاقیش حرف می زد و می گفت که اصولا ما خانوادگی سنگین و رنگین ‏هستیم و متانت جزو ذات ماست، در همین اثناء رسیدند به محل اجرای مسابقه ‏محله(یادتان که هست؟) و یکدفعه لولایی پرید وسط مسابقه و گفت که می خواهد ‏شیرین کاری کند و…کات به چهره بهت زده نامزد بیچاره.‏
کسی که در آن روزگار تمرکز اصلیش در طنزپردازی را بر معضل همیشه و هنوز ‏مردم ما یعنی "هزار چهرگی" قرار داده بود در تمام این سالها تفاوتش با دیگران را ‏حفظ کرد و آنقدر پیش رفت تا رسید به "مرد هزار چهره". مدیری در این مدت ‏مجموعه های زیادی را نوشت و کارگردانی کرد که در همه آنها می شد یک خط ‏مشترک را پیدا کرد: طنز مهران مدیری به تعریف واقعی و استاندارد طنز در دنیا ‏وفادار است، او چهره کاریکاتورگونه بعضی آدمها و سنتها و باورهای جامعه اش را ‏تمام قد ترسیم می کند و می گذارد جلوی چشم مردم و این از هر کلام و موقعیتی ‏مسخره تر و در نتیجه خنده دارتر است. این همان کاری است که در جوامع فرنگی ‏تحت عنوان طنز و فکاهی انجام می شود و در تعریف جامعه شناسان روی دیگر سکه ‏انتقاد است. جایی می خواندم که "آرنولد توین بی" بزرگ زمانی در انتقاد از یک ‏چهره محترم انگلیسی آنقدر پیش رفته بود که مورد اعتراض بعضی از همکارانش ‏قرار گرفته و در جواب گفته بود که شماها معنای انتقاد را با تعارفهای خاله زنکی ‏اشتباه گرفته اید.(نقل به مضمون) و این همان کاری است که مدیری نکرد و تاجاییکه ‏شرایط به او اجازه می داد بی رحمانه به نقد تابوهای الکی بزرگ و مقدس شده مردم ‏ما پرداخت. آدمهای یک مجلس خواستگاری که دارند از فضایل نداشته شان می گویند ‏و برق منزل که به ناگهان قطع می شود و زمانی که دوباره وصل می شود…(یاد ‏داوود اسدی به خیر که چندبار نقش خواستگار این آیتم ساعت خوش را بازی کرد و ‏معلوم نیست چرا در 38سالگی باید سکته قلبی می کرد و در روزهای اول سال می ‏رفت زیر خاک.)، روستاییانی که به محض ورود به شهر پوست می اندازند و حتی ‏لهجه های عجیب و غریبشان نیز تغییر می کند(و این جنس طنزچقدر با جوک های ‏قومیتی رایج دربین مردم فرق دارد)، سنت کهن و ریشه دارچاپلوسی و زیرآب زنی ‏برای آدمهای قدرتمند و ثروتمندتر(و اصطلاح درخشان پاچه خواری که ما را از به ‏کارگیری معادلهای غیرپاستوریزه اش خلاص کرد!)، دختر بی کار و بی هنری که ‏خیال می کند شاعر است و اشعار نوی یاس منگولایی می سراید، دختر دیگری که ‏مثل خیلی از جوانهای آن دوران و خانواده هایشان خیال می کرد صرف قبول شدن در ‏دانشگاه حتی در رشته مسخره ای چون کتاب گذاری به منزله شکستن شاخ غول و ‏گذر از هفت خوان رستم است و اورا مستحق هرگونه امتیاز و احترامی می کند، ‏جامعه ای عجیب و غریب و پیش بینی ناپذیر که گرچه هیچیک از اصول اخلاقی را ‏رعایت نمی کنند حس ناسیونالیستی شدیدی دارند و نه تنها خود را مرکز همه دنیا می ‏دانند که آدمهای نرمال غیر بومی را ازته دل و با اعتقاد کامل تمسخر و تحقیر می ‏کنند(یکی از مهمترین وجوه این آدمهای عجیب و غریب پروسه ازدواجشان بود، ‏درست عین مردم خودمان)، آدمهای سودجو و فرصت طلبی که خود را پشت نامها و ‏القاب خانوادگی و ثروت آباء و اجدادیشان پنهان کرده اند و با ورود یک خانواده ‏معمولی که اصلا اهل ادا درآوردن و تعارف کردن نیستند پوسته ضخیمشان می شکند ‏و احساسات و عقاید واقعیشان رو می شود.‏
‏ اینها همه از ترواشات مغز و دل آدمی است که با خودش روراست است و به کاری ‏که می کند سخت معتقد است و ایمان دارد و این آدم حالا رسیده به "مرد هزار ‏چهره"، مجموعه ای که این بار در عنوان و تیتراژ هم آیینه تمام نمای موضوع ‏همیشگی آثار مولفش است.‏
یک آدم معمولی(بخوانید مفلوک) در زیرزمین اداره ثبت احوال شیراز مشغول کار ‏است(اگر حجم این یادداشت زیاد نمی شد می توانستم کلی دراین باره بنویسم که چرا ‏اداره ثبت احوال و چرا شیراز) و بسیار شریف، خانواده دار و اهل رعایت قانون و ‏نظم است. مسعود شصت چی تا وقتی اینگونه است هیچکس نیست، هفده سال در آن ‏زیرزمین تاریک با صداقت و شرافت کار کرده ولی اصلا کسی خبر ندارد که کسی با ‏چنین مشخصاتی درآن اداره کار می کند. ولی به محض اینکه اتفاقا این آدم درگیر یک ‏قضیه جعل عنوان می شود ناگهان تمام درهای موفقیت به رویش گشوده شده و یک ‏شبه راهی صدساله می پیماید.‏
‏"مرد هزارچهره" به واقع درخشان ترین کار طنز در تمام تاریخ این کشور است(با ‏توجه به آن تعریف استانداردی که گفتم) و می شود و باید به اندازه چند پرونده برایش ‏نوشت و از آن سخن گفت، این یادداشت را تنها یک تشویق ساده از مردی بدانید که ‏می داند در این دوره و زمانه باید از چه چیزی بگوید و نه تحلیل مجموعه ماندگار ‏‏"مرد هزار چهره". باید در مورد آن فال حافظی که پدر مسعود برایش می گیرد کلی ‏حرف زد، یا درباره آن خانواده طبیبیان که همه شان دکتر هستند و حتی در خانه و ‏سر میز شام نیز به جای اینکه اسم هم را صدا کنند دکتر دکتر از دهانشان نمی افتد( ‏وای که چه قدر درخشان بود آن جایی که یکیشان می گفت: ببخشید آقای دکتر! و وقتی ‏دیگری می گفت بله طرف با لحن خاصی جواب می داد: با شما نبودم! و این همه آن ‏چیزی بود که باید درباره چنین آدمهایی گفت و به تصویر کشید.)، یا در مورد اشتباه ‏گرفته شدن آدمی با خصوصیات مسعود شصت چی با شخصیتی در حد و اندازه های ‏سرهنگ غفاری، آن هم در مجموعه نیروهای پلیس و آن تکه عالی ریختن چای روی ‏بدن و فاز عصبانیت گرفتن، یا راجع به آن محفل روشنفکری که علیرغم تکراری ‏بودن اصلش( البته در کارهای قبلی خود مدیری) به نظرم درخشان ترین قسمت ‏مجموعه بود، به خصوص آن منتقد سینمایی که شدیدا یادآور یکی از اساتید "غیر ‏کافی شاپی" خودمان بود و نیز شخصیتی که سروش صحت نازنین بازیش می ‏کرد(استاد مورچه خورت ملقب به "چه").‏
‏"مرد هزار چهره" درباره جوگیر شدن است، درباره چهره عوض کردن، دروغ گفتن ‏‏ و درباره اینکه ما مردم تا وقتی خودمانیم و مطابق علایق و باورهای واقعیمان عمل ‏می کنیم " نه کسی ما را می بیند و نه برای کسی مهمیم، هرچند شریف باشیم و از ‏قانون پیروی کنیم"، انگار که داریم در زیرزمینی به عمق و تاریکی زیرزمین اداره ‏ثبت احوال شیراز کار که نه بیگاری می کنیم، درباره اینکه "ما اشتباهی هستیم،ما بی ‏دفاعیم، ما مانده ایم و بار سنگین تاوان این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودمان" ‏و درباره اینکه داریم در جامعه ای زندگی می کنیم که خودبودن یعنی دیده نشدن و به ‏حساب نیامدن و هزارچهره بودن یعنی یک شبه به همه جا رسیدن…‏
پی نوشت: هنوز که هنوز است از پایان سریال در حیرتم، منظورم لحظه برخورد ‏رشیدپور و مدیری است. آیا مهران مدیری تصویری که از خودش ساخته شده است را ‏هم غیر واقعی می داند؟ فرق بین مهران مدیری واقعی و آن مهرانی که رضا ‏رشیدپور می خواهد به آن "مراسم" ببرد چقدر است؟ چرا اینقدر کم حرفید آقای ‏مدیری؟ چرا شعر نمی گویید، دائم با مجلات و روزنامه های این طرفی و آن طرفی ‏مصاحبه نمی کنید و دیوان شعر بزرگان را چپکی "روایت" نمی کنید؟ پس چطور می ‏خواهید جواب سوالات ما را بدهید؟ بله؟


منبع خبر : سینمای ما
شنبه,17 فروردین 1387 - 3:38:10

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

کتایون
شنبه 17 فروردين 1387 - 5:27

از نقدهای خیلی خوبی بود که درباره مردهزار چهره خواندم/ پیروز باشید

نجمه
شنبه 17 فروردين 1387 - 8:6

مرد هزار چهره نشان داد كه چگونه در مملكت ما بدون اينكه آدم زحمت بكشه مي تونه پله هاي ترقي را طي بكشه! بدون نگاه به گذشته باگفتن يك شعر الكي (كه البته در وراي شرايط الكي‘ مفهوم عميقي داشت) مي تواند انگ بهترين شاعر را بر خود بگيرد!

motahare
شنبه 17 فروردين 1387 - 9:11

bija karde kasi ke bekhad ashare bozorgane ma ro chapaki kone. ghabele tavajohe montaghede tond nevis

ماري
شنبه 17 فروردين 1387 - 9:18

دم مهران مديري گرم عالي عالي عالي

افتخار
شنبه 17 فروردين 1387 - 11:39

همه افرادي كه با مديري مشكل دارند انهايي هستند كه از ديدن من واقعي خودشان در مجموعه هاي او شرمنده مي شوند

مهران جان برايت ارزوي موفقيت دارم

دلارام
شنبه 17 فروردين 1387 - 13:34

مهران مدیری خیلی شهامت دارد که نام خودش را هم در آخرین سکانس این سریال برد.

آفرین به آقای مدیری.

پریناز
شنبه 17 فروردين 1387 - 15:37

آقای امیر حسین سلام:

چقدر از ریز بینی و دقت شما از سریال مرد هزار چهره لذت بردم. مرد هزار چهره هزاران حرف برای گفتن داشت.مرد هزار چهره سانسور شده بود. همه جا در سایتها در بیرون و در خارج آنطور که من شنیدم حرف از مرد هزار چهره است.

همه می گویند که آقای مدیری با گریه های آخر سریالش که فوق العاده بازی کرد قصد داشت با از تلویزیون خدا حافظی کند و از خدا هم طلب بخشش را هم کرد.

تا حالا هیچ بازیگری به جز خانم گلشیفته فراهانی و آقای پرستویی من را نتونسته بودن گریه بندازند. اون شب خدا می دونه از گریه محبوب ترین بازیگر تلویزیون چی کشیدم.

هنوز چند روزی از رفتنش نمی گذره که دلم براش تنگ شده. به جز دیدن ایشون در سینما دلخوشی دیگه ای برامون نمونده.

صداش هنوز تو گوشمه......تصویر چهره گریانش از یادم نمی ره.....خدایا چه کار کنم.

کسی که سعی می کنه با نقد کردن دیگرون( دکترها.پلیسها.کارمندان اداره جات......) آنها را به خودشون بیاره تا کمی بهتر بشن تا ما وقتی رفتیم نزدشان با ما برخوردی بهتر داشته باشند و ما احساس آرامش بیشتری داشته باشیم و از دستشان اعصابمان خرد نشود را گریان ببینیم.

آخه..آخه بعضیها چقدر بی معرفت هستند.

خدا نکنه و اون روز رو نبینم که بگن مهران مدیری همانند شادمهر عقیلی.حسینی.از ایران برای همیشه رفت. چون همون طور که همتون می دونید همه شرایط کاملا برایش مهیاست کافیست بخواهد و تصمیم بگیرد.

همش منتظر کاری جدید از ایشون هستم تا خلاف این ثابت بشود. فکر رفتنش دلم رو می لرزونه. شاید اون وری ها قدرش را بیشتر بدانند.

اگه مهران مدیری مصاحبه نمی کند به خاطر این است که به خاطر همین مصاحبه ها 4 سال ممنوع فعالیت شد. و حرفهایش را هم از طریق سریالهایش به مردم می دهد.


شنبه 17 فروردين 1387 - 17:15

دقیقا درست است ؛ ببینید من هم آدم ساده ای هستم و متاسفانه کم حرف به هر حال مدرسه که می رفتم می دانید که در مدرسه همه را به کم حرفی تشویق می کنند ولی کم کم که بزرگ شدم کسی دیگر مجال حرف زدن به من نمی دهد من هم سعی می کردم که حقوق دیگران را رعایت کنم و اکنون هم برای همین همه احساس می کنند که من نمی توانم مثل آن ها حق شان را تضییع کنم!(در صورتی که می توانم) و این واکنش من شده معضل زندگی من! دیگران به هر صورتی که بخواهند با من رفتار می کنند چون می دانند که واکنش من چگونه است و در برابر این رفتارهاشان ضرری به آن ها نمی ر سد منظورم این است که تا با دیگران بد رفتار نکنی و آدم باشی هیچ چیز نیستی هیچ کس تو را نمی بیند هیچ کس تو را نمی شناسد هیچ دوستی نداری! هیچ ارزشی نداری و اگر بخواهی در برابر رفتارشان واکنشی غیر از آن چه داشتی داشته باشی همان ذره ای که بودی هم دیگر نیستی. من در تمام زندگیم این را با تمام وجودم حس کردم و از آقای مدیری متشکرم که آن را به تصویر کشید.

محمد
شنبه 17 فروردين 1387 - 18:48

اگه مردم نخواهند گوش دهند صد تا طنز هم نسازی باز هم عوض نمی شوند.

سوره نمل آیه 80:قطعا تو نمی توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی و نمی توانی کران را هنگامی که روی بر می گردانند و پشت می کنند فراخوانی.

حضرت علی (ع): کسانی که نهی از منکر را به کلی ترک کرده و نه به زبان و نه به قلب و نه به دست با منکر و زشتی مبارزه نمی کنند مردگان زنده نمایند.

قابل توجه و در جواب آنهایی که می گویند همه مردم ایران بدون ایراد و زشتی هستند و کاسه داغ تر از آش می شوند. من این طنز و هر سریال دیگری که مشکلی یا کار غلطی را نفی کند نوعی امر به معروف می دانم و سازنده اون اثر را ستایش می کنم.

آقای مدیری خدا جواب همه شادی هایی که به خانه های ما آوردی را به شما بدهد.

والسلام

علیرضا
شنبه 17 فروردين 1387 - 19:47

نوشته ی بسیار عالی ای بود. خدا رو شکر که اکثرا" متوجه بزرگی مهران مدیری در عرصه ی طنز ایران هستند. و همچنین همه بر ارزش های بی نظیر "مرد هزار چهره" صحه می گذارند.

من قبلا" گفتم که مرد هزار چهره، بهترین مجموعه ی مهران مدیری است. بهترین مجموعه ی مهران مدیری، همان بهترین کار طنز تاریخ تلویزیون ماست.

مرد هزار چهره، لایه های عمیقی دارد که درک و فهمشان، به همین سادگی ها نیست.

خدا رو شکر که اکثرا" ارزش های "مرد هزار چهره" رو فهمیدند. چه در این سایت، که می بینیم این سریال در نظرسنجی، با اختلاف فاحش و جالب توجهی از دیگر رقبا پیش است و عظمت مدیری و سریالش، بار دیگر بر همه و عده ی کم بد خواهانش مشخص شد. چه بین مردم جامعه و اکثر صاحبنظران.

"مرد هزار چهره" بیشتر از تمام سریالهای مدیری، حرف در خودش داشت و از لحاظ ساختاری هم بهترین کار مدیری بود.

این واقعیتی است که باید قبول کرد که مدیری و مرد هزار چهره، در جایگاه رفیعی از طنز هستند. این چیزیست که یقینا اکثرا" پی به آن برده اند. حال اظهار نظرهای ضد و نقیض و مخالف عده ی کمی، فقط و فقط به موضع گیریهای شخصی بر علیه مهران مدیری بر می گردد و هیچ جنبه ی ارزشی دیگر ندارند.

س.ک
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 8:56

خیلی عالی نوشته بودید، با شما هم عقیده هستم به نظر من آقای مدیری همیشه سعی کردند با امکاناتی که دارند بهترین کار را ارائه بدهند،

من هم واقعاً دلم میخواد آقای مدیری دست از این همه سکوتشون بردارند و کمی از خودشون، علاقمندیهاشون و ... برامون بگویند...

کسی چه میدونه شاید یکی از کلیدهای محبوبیتش همین حرف نزدنش هم باشه...

بهرحال من که خیلی ایشون رو دوست دارم...

هيچكس
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 11:45

تنها چيزي كه ميتونم بگم اينه كه كاملا موافقم وخيلي ممنونم

ه
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 17:3

چرا قسمت آخر سانسور شد وآخر .....

sepideh
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 22:20

شخصا مهران مدیری رو می پرستم . نه تنها طنزش بهترین طنز تاریخ بود بلکه خودشم بهترین کارگردان ایرانیه . کارگردانی که از سادگی و ساده لوحی حرف میزنه اما نه به سبک فیلمساز های مثلا روشنفکر و جشنواره ای و فیلمسازی که از سادگی زیاد شما رو به قهقهه وادار می کنه نه گریه .

man
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 23:56

عالي بود درود بر شما و درود بر مهران مديري

pari
دوشنبه 19 فروردين 1387 - 2:1

he is so untalented. akheh chand bar adam bayad bege mannnn mamnoonammmm ya mannnn mazerat mikhammm ya hezaran chizeh moshabehe digeh ke tooye tamame serialayeh ishun misheh did. cheghadr tekrar? serialatun mesleh hamishe keshesh nadare and it was very boring.


دوشنبه 19 فروردين 1387 - 10:57

دستمريزاد عالي بود


دوشنبه 19 فروردين 1387 - 12:57

مهران مديري ..... يه نابغس.... واقعن نابغس... حيف او كه در اين مملكت قدرش را ندانستند و نخواهند دانست...

چه چيز مگر هراس از خودمان است كه به انتقاذد از مهران مديري پرداخت؟؟؟؟؟.... مهران مديري يه نابغس

رضا عاطفي
دوشنبه 19 فروردين 1387 - 14:7

آفرين

نه به شما و نه به مهران مديري و نه به ...

آفرين به كسي كه مهرانمديري رو به تلويزيون وسينما معرفي كرد و باعث ورودش به اين عالم شد.


دوشنبه 19 فروردين 1387 - 15:44

من هم آقای مدیری رو می پرستم و تا آخر عمر بهشون افتخار می کنم...

علی
دوشنبه 19 فروردين 1387 - 17:6

بسیار زیبا بود.

همین ...

آتنا
سه‌شنبه 20 فروردين 1387 - 21:46

پریناز عزیز و همه دوستداران مهران مدیری میتونن آخرین خبرها از کارهاشون رو در این وبلاگ مشاهده کنن

www.atipic.blogfa.com


چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 0:40

نصف سریال نشانی براش زحمت کشیده نشده بودنصف اون سریال زیبایی و جذابیت نداشت نصف اون هم پول خرجش نشده بود هفت برابر اون سریال از سازمان پول دریافت کرده بود!!!!!!!!!!!!

بخوابید دوستان!

بیتا
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 2:23

حق نوشتی

حقی که خیلی ها طاقت دیدن و شنیدنش رو نداشتند

خدایا به ما مردم ایران چشم و گوش باز و عقل درستی عطا فرما تا به این راحتی از کنار تمام حقایق اطرافمان نگذریم و کمی تامل کنیم این چنین بی انصافانه در مورد مدیری و مدیری ها قضاوت نکنیم و شاهکار های او را بر پایه بی احترامی به شخصیت های مثلا فقید و فرهیخته مملکت نگذاریم و بفهمیم که حقیقت ساخته این چنین شجاعانه حقیقت را بیان میکند


پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 4:5

واه واه مدیری یه چیز حسابی بسازه چی کار میکنید خوبه حالا یه سریال دره پیت ساخته !

علی
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 16:6

عزیز من اگه در پیت بود اینقدر راجبش نمی نوشتند.

در ضمن مواظب حرف زدنت هم باش.

لاله
جمعه 23 فروردين 1387 - 2:0

خودمونیم دره پیت بود دیگه من هم موافقم اینهمه هم اگر در موردش نوشتن به خاطر جنجالهای اطرافش بوده نه در مورد محاسنش که نداشت یه سریال طنز زیر متوسط بود که چون اسم مدیری چسبیده بود بهش اینهمه دارن گنده اش میکنن(بچه های سایت نه منتقدین ) به خدا اگر اسم مدیری توش نبود هیچ کدوم از این عاشق های سینه چاک براش تره هم خرد نمیکردن!من شک ندارم


جمعه 23 فروردين 1387 - 17:14

in serial dar moghabele serialaye ghablie modiri hiiich bud

chetor mi2nin enghad az in seriale mozakhraf tarif koniiiin??

فرانک
شنبه 24 فروردين 1387 - 0:28

خیلی زیبا نقد کردی آقای جلالی. نقدی به این زیبایی نخونده بودم واقعاً دمت هات. کاش این نقدها رو مسئولین کشور بخونند، واقعاً ببینند کجای کار غلط است که در کشور کوروش بزرگ برای اینکه به همه جا برسی و پیشرفت کنی باید مرد هزار چهره باشی؟

فرانک
شنبه 24 فروردين 1387 - 0:34

جسارت نباشه آقای جلالی عزیز ، یک نکته دیگه می خواستم به نقد قشنگت اضافه کنم. من فکر می کنم مهران مدیری می خواست به قول ژان پل سارتر مرحوم بگه جهنم دیگرانند. در جایی از فیلم هم خود مهران مدیری می گوید که من نمی خواستم اونها مجبورم کردند. یعنی این جامعه است که آدمها رو خراب می کنه. این جامعه به قول علی سنتوری وحشی و خراب که آدمها رو تا نا جا می بره.

سینمای ما - سلام. ممنون از اشاره به این نکته به جا. امیدوارم بیشتر از این از نظرها و یادداشتها و احیانا مطالب شما استفاده کنیم.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.18072485924 seconds.