farshid
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 0:37
|
خوشحالم که باز برگشتی امیدوارم باز هم بنویسی هر جند با اون جمله اخر که گفتی ننوشتن بهتر از الکی نوشتن هست موافقم ولی همیشه اگر فضا و فرصتی باشه شاید اگه یک کم بیشتر نوشتن رو جدی بگیریم برای نوشتن هم مطلب هست . فیلمی که گفته بودی رو هنوز ندیدم سعی می کنم پیداش کنم و ببینمش . امیدوارم امیر به نیما هم برای دوباره نوشتن اصرار کنه شما و باقی دوستان هم همین طور. farshid
|
هري هالر
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 3:40
|
خوب ما را هم در كلوپتان عضو كنيد از اين فيلمهاي "اتفاق" نصيبمان شود. چه مي شود مگر؟!
|
سیاوش
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 11:55
|
چه عجب. می گفتی گاوی، گوسفندی می کشتیم برای بازگشت دوباره ات! بنویس بابا انقدر ناز نکن. تو که می تونی انقدر خوب بنویسی یک کم فکر کن بالاخره موضوعی پیدا می کنی.
|
پیروزه
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 15:8
|
if only بیشتر از اون که حس گریه و زاری داشته باشه، حس تولد و امیدواری داشت برای من. گاهی و حتی گاهی بیشتر از گاهی ما آدم ها فراموش می کنیم که عاشق شدن و عشق ورزیدن خیلی ساده و دست یافتنی است. و if only نشون می ده که اگر بخواهی، می تونی این سادگی رو کشف کنی و مثل کسی که کفشهاش رو در میاره و به آب می زنه حس خوبی پیدا کنه بی اون که به این فکر کنه که این به آب زدن چقدر طول می کشه یا آخرش چی می شه. ضمنا درسته که تو نتونستی از کلوپمون بنویسی ولی من خوشحالم که تو عضوش هستی و هی با هم فیلم های خوب می بینیم و همدیگه رو به فیلم دیدن تشویق می کنیم.
|
samira
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 1:18
|
واقعا عالي بود من كه هر وقت آهنگ آخرشو گو ش مي كنم بغض خفم مي كنه من پوستر اصلي شو دارم اگه خواستي برات ميفرستم
|
امیدجعفری
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 15:58
|
سلام این فیلمو دیدم و ازش خوشم نیومد ولی بهتون حق میدم که ازش تعریف کنین.بالاخره بعضی فیلمها یه حس و حالی تو ادم بوجود میارن که شاید ریشه در گذشته و ناخودآگاه آدم داشته باشن.بهتون پیشنهاد میکنم دنبال دلیل و ریشه اش بگردین.تشششششششششششششششکر
|
گلاویژ
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 17:13
|
سمیرا جان ممنون می شم اگر برام بفرستی. لطفا میل بزن تا هماهنگ کنیم. gelavign@gmai.com
|
بنفشه
يکشنبه 15 ارديبهشت 1387 - 14:25
|
اولاً خوشحالم که بر شتید ممنون از معرفی این فیلم و از اینکه احساستون ر و صادقانه بیان کردید
|
آرزو (مندرج در متن روزنوشت)
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 15:2
|
از آنجايي كه من شخصيت بيسيار بيسيار مهمي هستم نتيجه عقلايي و ممكن الحصول اين مي شود كه نظر من راجع به مسئله مورد بحث بيسيار بيسيار شايان توجه و قابل بررسي مي باشد. النهايه اينكه اينجانب فيلم را پسنديده و بعله مي گويم و در اينجا متذكر مي شوم كه من زار زار گريه نكرده ام من فقط بيسيار بيسيار گريستم. اين فيلم به درد آرزو به دلان مي خورد و بس كه ما در اين جرگه قرار گرفته ايم. (لطفا با لهجه بخوانيد تا كمي خوشحال شويد. هدف غايي ما شادي شماست دوستان)
|
ايليا
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 16:42
|
الله به نام سيب و به اذن حبيب . سلام و خدا قوت . معمولا و قتي ميام و نوشته هاتونو مي خونم نظري نمي ذاشتم . اما اينابار اونقدر به وجد اومدم و مشتاق ديدن فيلم شدم كه حيفم اومد بهتون براي اين همه ساده گي و صفايي كه داريد تبريك نگم . ساده نگير اين همه سادگي رو ... البته قبلا خلاصه اي از فيلمو تو يه مجله خونده بودم و مشتاق شده بودم و لي اكنون اين آتش بيشتر شده . خدا كنه بتونم كاملشو گير بيارم . بازهم سپاس در پناه حق باشيد . يا علي
|