|
امیر جان سلام. خدمت همه بچه های کافه هم سلام. امیدوارم که تعطیلات به همه تون خوش گذشته باشه. راستش به من که اصلا خوش نگذشت! قرار بود کلی کار کنم که نتونستم درست و حسابی انجام بدم. 1- فقط دو تا نمایشنامه تک پرده ای بیست صفحه ای نوشتم. 2-یه ذره کارهای پرونده سینمای خیابانی را برای مجله فیلم انجام دادم که اصلا از سرعتم در پیش بردن این پرونده راضی نبودم. 3-یه ذره هم درس های جدید خواندم برای امتحان آزاد که مواد درسی اش کمی با امتحان سراسری فرق می کنه که البته در مقیاس حجمی که باید بخوانم این چیزی که مطالعه کرده ام هیچ بود. 4-نمایشنامه " پدر" آگوست استریندبرگ را خواندم که زیاد نظرم رو جلب نکرد. هر چند بعضی جاهاش دیالوگ های خوبی داشت که شاید بعدا واسه تون گفتم. 5- یه ذره از این فیلم های مزخرف تلویزیون رو دیدم. البته یه گل سرسبدی هم بود به نام مهران مدیری و مرد هزار چهره اش . به به ! به به ! 6- بالاخره یک جمع توانستند طلسم رو بشکنند و من تنبل و فراری از ورزش را پس از سالیان سال ببرند کوه! استاد کلاسمون (دکتر کوپال) و بچه های کلاس توانستند این رکورد جهانی رو بشکنند و منو راهی کوه کنند!!!! هر چند که من هم براشون برنامه ریزی کردم و انقدر ویزویز کردم و غر زدم و همه شونو با تله کابین بردم اون بالا و حسابی دادم انواع و اقسام خوراکی های رنگارنگ خوردند (من هنوز به دلایل گوارشی از خوردن بعضی چیزها معذورم) و بعد هم بدون آنکه قدمی برداریم همه شونو با تله کابین آوردم پایین و کاری رو کردیم که به قول استادمان اسمش " کوه مالی" بود و نه کوهپیمایی!!!! 7- مجنون لیلی رو دیدم که چه بگویم که نگفتنم به! 8- یه سری از فیلم های سینمای خیابانی رو مرور کردم. با اجازه تون چند تا از دیالوگ های رضا موتوری رو که بعد از چند سال دوباره و برای بار n ام دیدم گذاشتم کنار تا امیر وقتی روز نوشت اش رو آپدیت کرد به عنوان "دیالوگ این دفعه" ام تقدیم محضر دوستان عالیقدرم بکنم. ** امیر جان روزنوشت خیلی پر و پیمانی بود و جواب همه شونو دادن خیلی وقت می بره. اما بهترین قسمتش همون کارتون های ژاپنی بود که باز حس نوستالژیک منو قلقلک داد. هنوز هم با افتخار خودم رو شیفته و کشته و مرده این کارتون ها می دانم و هر از چند گاهی آهنگاشونو می زنم. یه پیشنهاد امیر جان! یه جلسه بذار بچه ها دور هم جمع شن هر کسی خاطراتشو در مورد این کارتونا بگه. من که شدیدن پایه ام برای مسابقه نواختن آهنگ این کارتون ها با سوت یا دهان!!!! فکر کنم جزء مدعیان قهرمانی می شم. ** دیالوگ این دفعه ( همگی نقل شده از رضا موتوری) : ----------- *رضا در آمبولانس پس از دزدی: اگه گرفتنمون بگو اون تو دارن می زایند!! *-فرنگیس (فریبا خاتمی) : خواهش می کنم از این قالب درنیا... - رضا : بستنی تو قالبه عزیز جون...! *رضا در توضیح شباهت اش با فرخ برای مادرش: رضا : ننه وقتی می گم عینهو خودم یعنی عینهو خودم... عینهو پشگلی که با چرخ گاری از وسط نصفش کردن...! * ننه رضا (مرحوم پروین ملکوتی) : هی ننه...! بعضی وقتا که دلم می گیره ... تو هم که نیستی...یه مشت تخمه بر میدارم و اگه هم از ظهر نون و گوشت کوبیده باشه غاذی می کنم میرم سر فلکه و فیلم فارسی تماشا می کنم... * رضا: تو دنیا چیزای قشنگی هم هس... اینو آلن دلون تو یه فیلم به دختره می گه... * کفاش: حالا اگه دلخوری بده کفشاتو نیم تخت بزنم... رضا: بده عقلتو نیم تخت بزنن... * رضا : تو نمی دونی وقتی آدم تنها باشه به چه چیزایی دل می بنده... * ننه رضا در شماتت رضا در نیت کردن او برای باز پس دادن پول های سرقتی: ننه: می خوای دختره خوشش بیاد...؟ رضا: می خوام هفتاد سال سیاه کسی خوشش نیاد... برعکس دوست دارم همه بدشون بیاد... *رضا: همینجوری بی خودی هوس کردم یه جوری کلکم کنده بشه... (دیالوگی که نوری در سرب و رضا سلطان در سلطان هم با اندکی تغییر گفتند) * رضا : یکی به عباس... عباس قراضه بگه... رضا موتوری مرد...! امیدوارم دوستداران سینمای کیمیایی و سینمای تلخ پیش از انقلاب حالشو ببرن! خیلی مخلصم. ----------------------------------------------------------------------- ** وبلاگم با نقدی بر برنامه های نوروزی تلویزیون آپدیت هست. ممنوم می شم سری بزنید و نظرتون رو بفرمایید. در پناه عشق بیکران و جاودان اهورای پاک باشید. www.cinema-cinemast.blogfa.com amirreza_3385@yahoo.com
|