خدا لعنتت كند DVD :: سينمای ما :: پايگاه خبری،تحليلی سينما:: سينمای ايران::The Best Iranian Movie News & Information
جمعه 14 تير 1387 - 19:36
اخبار:      • به بهانه انتخاب امیر قادری به عنوان یکی از 10 منتقد 30 سال اخیر / چه خوب که هنوز جوانیم      • اختصاصی سایت سینمای ما / اولین سری عکس های فیلم «امشب شب مهتابه»      • تمام اعضا با اكثريت آرا انتخاب شدند و تنها در مورد اعضاي علي البدل،راي گيري به دور دوم كشيد / هيات مديره جديد خانه سينما انتخاب شدند      • رقابت براي ساخت فيلم عظيم تاريخي مذهبي با موضوع پيامبر اكرم(ص) و صدر اسلام ادامه دارد      • گفت‌وگو با باران كوثري و نگار جواهريان درباره بازيگري نسل جوان و ماندگاري در سينما و تلويزيون: / همین‌جا آگهی می‌دهیم كه برای ما دو نفر فیلمنامه بنویسید تا با هم بازی كنیم      





چهارشنبه 10 مرداد 1386 - 16:34

خدا لعنتت كند DVD


در خبري خواندم مردم عراق براي اين كه از شر نظاميان آمريكايي و توپ و تفنگ دمي آسوده باشند، به سينما مي‌روند. بعد با خودم فكر كردم اگر خداي نكرده كشور ما گرفتار جنگ يا اوضاعي مشابه شود، مردم ما براي رهايي از بار سنگين فشارها چه مي‌كنند؟ به هر حال هر كاري بكنند، احتمال اين كه سينما بروند خيلي خيلي كم است. واقعا چند تا از فيلم هايي كه اين روز ها در سينما‌ها نمايش داده مي‌شود قابل ديدن است؟ چندتاي‌شان را با اغماض مي‌توان تحمل كرد؟ آيا واقعا مي‌شود تحمل كرد يا فقط بايد حرص خورد و لب گزيد و ناخن جويد؟ يك وقتي هست كه فيلمي اكران مي‌شود كه سازنده آن هيچ ادعايي ندارد. اما حالا كه با دادار دودور و يك دنيا افه فيلم ساخته مي‌شود، خب توقع ما هم بالا مي‌رود.
خدا لعنتت كند DVD. تو باشي، سينماي خانگي باشد،DTS وDOLBY باشد،QUALITY بالا باشد، صداي شكستن تخمه و گريه بچه نباشد، نابغه‌هايي كه بي ادعا شاهكار ساخته‌اند باشد.آنوقت ديگر انگيزه‌اي مي‌ماند كه بروي «محاكمه» ببيني؟ من منتقد نيستم و هيچوقت هم (بر خلاف بعضي وبلاگ‌نويسان عزيز) دوست نداشتم اين جا را به كارگاه نقد فيلم تبديل كنم. چرا كه هر كسي را بهر كاري ساختند. اما از روزي كه «محاكمه» را ديدم (تحمل كردم) اين علامت سوال بزرگ در ذهنم نقش بسته و رهايم نمي كند. از اين قرار كه آقاي ايرج قادري! هدفت از ساختن اين فيلم چه بود. اگر مي‌خواستي شعور مخاطت را به بازي بگيري، موفق شدي. البته كار بكري هم صورت ندادي چرا كه ديگر همكارانتان از شما پيشي گرفته‌اند. اين شعور فلك زده‌ي ما را مدام از اين سالن به سالن سينماي ديگر پاس مي دهند. قصدم تخريب نيست. هر كسي حتي يك ربع از وقتش را پشت صحنه فيلمي گذرانده باشد، مي فهمد كه فيلم سازان ما با چه مشقتي فيلم مي سازند. پس چرا فيلمسازان ما حتي براي وقت خودشان هم ارزش قايل نيستند؟ 24 ساعت تمام زحمت مي‌كشند و در بهترين شرايط 3 دقيقه راش مي‌گيرند.آن‌وقت حاصل اين همه زحمت كارگردان و گروهش مي‌شود «محاكمه»؟ حيف وقت و انرژي و انگيزه نيست؟


بازگشت به روزنوشت هاي آرزو فراهاني

نظرات

حمید
جمعه 12 مرداد 1386 - 2:18

سلام

من محاکمه رو ندیدم . ولی با این عطر و گلابی که نثار جناب قادری کردین دلم به حالش سوخت . یه جا میخوندم این بابا دیگه هر کاری کنه همینه . دیگه نباید ازش انتظار پالپ فیکشن داشته باشیم .

لوطي
جمعه 12 مرداد 1386 - 17:25

ايرج قادري هنرپيشه محبوب بچگيهاي من بوده اما اين فيلمو كه ديدم افسوس خوردم كه حيف قادري!!! انگار آدم كه پير ميشود بايد بره كنار و بذاره جوانها كر كنن. وقتي قادري رو دوست داشتم، خيلي جوون بود و خوشتيپ...


جمعه 12 مرداد 1386 - 17:46

only ghaderi... tamam. bikhod ham oon ro kharab . minakonin

صوفیا نصرالهی
يکشنبه 14 مرداد 1386 - 0:47

آرزو جان میدونی آخرین فیلمی که از ایرج قادری دیدم سام و نرگس بود.تا مدت ها می خندیدم.البته نصف خنده هامم هیستریک بود!وقتی فکر می کردم وقت و پولمو هدر چه فیلمی دادم خندم میگرفت.دیگه از همون موقع پشت دستمو داغ کردم که فیلم هاشو نرم اون هم به یک دلیل.بعضی کارگردان ها میدونن فیلمهایی که میسازن خیلی بده یا سعی میکنن پیشرفت کنن یا به گیشه فکر میکنن.(حتی حالت دوم رو هم میتونم درک کنم)!ولی به نظر میاد ایرج قادری فیلمهاشو همینج.ری که هست دوست داره!

قبول دارم dvd سخت گیرمون کرده ولی با این حال من بازم دلم سالن سینما میخواد. دوست دارم برای فیلم دیدن لباس بپوشم و از خونه برم بیرون.مثل یه مراسم جدی!

امیررضا نوری پرتو
سه‌شنبه 30 مرداد 1386 - 10:12

سلام خانم فراهانی . خوب هستین ؟ ببخشید که چند مدتی بود نیومده بودم به کافه مجازی شما سر بزنم .

برای من هم مثل این آقای لوطی ایرج قادری قهرمان محبوب دوران کودکی و نوجوانی ام بود . در کوران مرور تمام فیلمفارسی های معروف و غیر معروف تاریخ سینمای ایران ( و البته در کنار دیدن فیلمهای معرکه دهه های 40 تا 70 آمریکا ) بر روی نوار VHS در آن دوران طلایی کودکی ایرج قادری همیشه یکی از بزن بهادرترین قهرمانان من بود . من از کودکی عادت سینما رفتن را یاد گرفتم . در نوجوانی و با دیدن فیلم خوش ساخت " می خواهم زنده بمانم " قادری یاد گرفتم که همینجوری و از سر تفنن به تماشای فیلم های خزعبل آن سالهای سینمای ایران ننشینم و به مقوله کارگردانی حرفه ای توجه خاصی داشته باشم و توانستم که مسیر سینمای درست و حسابی را بیابم . بله ! هیچ وقت از بیان این موضوع ابا نداشته ام که با می خواهم زنده بمانم سینما برام جدی شد . آن موقع 14 سال داشتم و الآن 26 سالم هم تمام شده است. در این 12 سال با خشت اول تقریبا مناسبی( بهترین فیلم کارنامه سینماگر محبوب و نوستالژیکم) که پیدا کردم سینما پله پله برایم مهمتر و با ارزش تر شد. هر چند که قادری هم دیگر نمی تواند آن موفقیت تجاری و حرفه ای را تکرار کند و نتیجه اش شده است همین محاکمه که بازگشت تمام عیار قهرمان قدیمی است که رفتار و سکناتش برای نسل جدید عجیب و غیر قابل قبول است. به هر حال محاکمه اگر نکته خاصی نداشت ( که البته باز در پیکره سینمای صرفا تجاری ایران قابل تحمل تر است ) دیدن ایرج خان با آن محاسن سفید و بر پرده سینما تجدید خاطره بود. امیدورام که این حس نوستالژیک را با سلیقه سینمایی بنده حقیر اشتباه نگیرید.

خانم فراهانی در رابطه با یه موضوعی که در نمایشگاه رسانه های دیجیتالی با هم صحبت کرده بودیم یه ایمیل فرستادم خدمتتون . مطالعه کردین ؟ من صحبت های لازم را در رابطه با آن طرحی که گفته بودین کردم و موافقت ضمنی آقایان را هم گرفتم .

با نقدی بر " همدردی با بانوی انتقام جو " به روزم.

www.cinema-cinemast.blogfa.com

amirreza_3385@yahoo.com

farshid
پنجشنبه 1 شهريور 1386 - 3:12

سلام

دارم خانه به خانه می گردم از نوید غضنفری شروع کردم بعد شادی طلوعی و حالا خانه ی شما!!

از چپ به راستش را نگذارید به حساب چپی بودن و این حرفها خودم هم نمی دانم یک دفعه ای از چپ به راست شد

این جا هم شاید ماهها پیش امده بودم باز هم کم لطفی ما در بی رونقی این روزنوشت های شاعرانه را ببخشید

و اما سوال

نظر شما(خانم فراهانی) در ارتباط با تعطیلی روزنوشت های نیما چیه؟

از نیما چه خبر؟

farshid

حسين توكلي
سه‌شنبه 6 شهريور 1386 - 17:4

به نظر من هنگام سينما رفتن بايد دو موضوع را تفكيك كرد . اول خود موضوع رفتن به سينما و دوم ، فيلمي كه سينما نشان مي دهد كه هر يك از اينها لذت خاص خودش را دارد . درباره موضوع دوم ، نه فقط فيلم محاكمه ، بلكه هيچ يك از فيلمهاي حال حاضر و به جرات مي توانم بگويم هيچ يك از فيلم هاي سالهاي اخير انگيزه اي براي رفتن به سينما ايجاد نمي كند . اما لذت موضوع اول به قوت خود باقي است . لذت خريد بليت ، ورود به سالن انتظار و سپس ورود به سالن جادويي سينما . به ويژه اگر در شهرستان باشي يا يك سينماي بي كلاس تهران كه هر لحظه بتواني به سالن وارد شوي ( نه فقط در آغاز سئانس ) . از يك طرف تاريكي مطلق سالن كه چشمت عادت ندارد و جايي را نمي بيند و نور چراغ قوه اي را دنبال مي كني كه به صندلي خالي راهنمايي ات مي كند و از طرف ديگر تصوير روي پرده و صداي فيلم از همان لحظه ورود به سالن آنقدر جذبت كرده است كه چراغ قوه را نيز فراموش مي كني و با چشمي كه به پرده خيره شده است و در حاليكه به صندلي ها تنه مي زني ، راهت را ادامه مي دهي ....

محمد زحمتکش
جمعه 9 شهريور 1386 - 12:30

خیلی فاجعه بود...ایرج قادری میخواست تو این فیلم خودشو قهرمان نشون بده و من از این خیلی زورم اومد که 1500 بدم به خاطر اینکه یکی دیگه میخواد به زور خودشو قهرمان فیلم کنه!

رضا
جمعه 16 شهريور 1386 - 17:22

نباید فراموش کرد ایرج قادری استانداردش همین است.حالا چون 40 سال سابقه داره دلیلی نداره انتضار زیادی داشته باشیم.از کسی که معیار انتخاب بازیگرش سوپر استار بودن اون بازیگره باز هم انتضار بیشتری نیست.شاید اگه سینما همون سینمای دهه 40 یا 50 بود قادری حرفی برای گفتن داشت.

هومن شیدایی
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 17:41

آرزو خانم دیگه اینقدر این ایرج قادری رو اذیت نکنین ، خدا رو خوش نمی یاد. قادری 40سال هست اینه! من فکر می کنم ایرج قادری خیلی صادق تراز فیلمسازهای پرمدعایی هست که هر دفعه با یک باد به یک سمت می وزند! این آقا چیزی رو می سازه که بلده! حالا شما هر چی هم بهش گیر بدین و مسخرش کنید تو این سن و سال نمی تونه خودش رو عوض کنه!

امادر مورد سالن های سینما با تو موافقم. ما دیگه سینما نداریم. هرچی هست مال قبله.

صفوي
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 10:2

خب شايد بايد همين dvd سب خير بشه و كم كم

اين سلولوييد پر كنها كمتر مزاحم " سينما" بشن!....خدا رو چه ديدي؟

آريا/
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 16:16

با سلام خدمت خانم فراهاني

اين از محاكمه!اون از فيلم چرند آكواريوم كه يكي از پلان هاي عالي شاهكار استاد سينماي ايران آقاي حاتمي كيا را كپ زده بود.درست متوجه شديد ، افتادن پوكه روي زمين و اون ساختار مسخره فيلمنامه! بگذريم راستي براي اكران فيلم آكواريوم توي سينما ساحل اهواز اومده بود يعني از چند روز قبلش رو سر در سينما يه پلاكاد زده بودند كه ايرج خان تشريف فرما ميشن. روزي كه اومدن با هزارتا غول كه محافظش بود ن اومد وانتظار داشت كه مردم دستشو بوس كنن{كه افراد جو گير اهوازي چه از پسر چه از دختر دستهاي اين استاد!!!!!!!!! را بوس كردن.....مهم نيست فقط شهرت براي ايرج خان مهمه كه عنوان يكي از فيلم هاشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!111

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.864526987076 seconds.