کاوه اسماعیلی
سهشنبه 12 تير 1386 - 21:28
|
فیلم کلیک را دیدی؟همان که آدام سندلر بی استعداد درش جان فشانی کرده.مذخرفه...اما ایده اش همچین چیزیست.کنترل از راه دوری که میتوانی زندگیت را کنترل کنی در اختیارش قرار میگیره و او هم با همچین تصوری روبه رو میشه که لحضه های قاعدتا تکراری و خسته کننده را fast forward کند.غافل از اینکه کنترل کمی بعد آگاهانه چنین موقعیتهایی در زندگی آدمها را جلو میبرد تا زمانیکه معلوم نیست کی باشد و بعد آدام سندلر به خود میآید که زندگیش در عرض دو سه روز جلو رفت و هیچ نفهمیده.....همین آپاندیس لعنتیت را عشق است.اصلا چند سال بعد پیش دوستات میشینی میگی عجب دردی داشت و کلی میخندید یا بیمارستان عجب پرستارای خوشکلی داشت..حذفش نکن وحید... راستی..............چرا همیشه از فیلمهای مذخرف درس زندگی می گیریم؟
|
ندا میری
چهارشنبه 13 تير 1386 - 1:24
|
نومیدان را معادی مقدر نیست .... چاووشی امید انگیز توست بی گمان که این قافله را به وطن می رساند ... زندگی بدون روزهای بد نمی شود. بدون روزهای اشک و درد و خشم و اندوه. اما روزهای بد همچون برگهای پاییزی شتابان فرو می ریزند و در زیر پاهایمان صدای خوشایندی را تکرار می کنند. سهم این برگهای پاییزی در مفهوم بخشیدن به تداوم درخت انکار نا شدنی است. یاد نگرفته ایم به حوادث آنگونه بنگریم که حتی تلخ ترین و تکان دهنده ترین آنها را هشیار کننده، سازنده و بر انگیزنده ببینیم. صیقل خوردنی مدام که تمام سرخوردگی ها و عقده های وجودمان را بیرون می کشد و می پوساند، حقایق را دودستی تقدیممان می کند، به خاطرمان می آورد "آن مفهوم مجرد را" و پیکره ای سرشار از شور زیستن تحویل روزهای آتی می دهد. غصه منطق خود را دارد... علیه منطق غصه آستین هایمان را بالا بزنیم... از تلخ ترین روزهای این راه پر آشوب خاطراتی را سوغات می بریم و به آغازی دوباره می رسیم. شاید بد هم نباشد که هیچکس را در این تجربه بزرگ سهیم نکنیم. این خودخواهی آگاهانه این بار بد انتخابی نیست... خدا کند که هر کس که مشکلی برایش پیش میآید، هر کس که دلش میگیرد، هر کس که احساس تنهایی میکند و خلاصه هر کدام از دوستانمان که خاطره تلخ مقدسی را تجربه میکند، خواندن نوشته ات را از دست ندهد ...... مثل من که حالا یک دنیا خوبم و سرشار "سخت ترین طوفان، مهمان دریاست نه صاحبخانه آن" www.alphabet.blogfa.com
|
صوفیا نصرالهی
پنجشنبه 14 تير 1386 - 1:24
|
وحید جان سلام: خدا رو شکر که این خاطره ی بد زندگیت گذرا بود و گذشت و دوباره روزنوشتهای قشنگت رو میخونیم.این روزنوشتت خیلی به موقع بود،خیلی.الان که در کوران لحظات بدم(که تا چند وقته دیگه این لحظات تبدیل می شن به خاطرات بد)به این یادآوریت نیاز بود که قراره در دل همین خاطرات ناراحت کننده(مثل تعطیلی هم میهن)خاطرات شیرین نمایانتر بشن.اصلا یه چیز دیگه قراره این خاطرات بد باعث بشن که ما قد بکشیم و بزرگ بشیم. راستش خیلی حسته م الان و مغزم کار نمیکنه تا افکارمو جمع کنم و کامنتی بذارم که دلم میخواد.فقط خوشحالیم که برگشتی و مثل همیشه عالی مینویسی.حالم الان خیلی بهتره.میدونم که نباید خاطره ی بدم رو حذف کنم باید باهاش زندگی کنم تا به لحظه های زیباتر برسم.(نظرت چیه که با روزنوشتهات یه کار جدید بکنی؟مثل روزنوشت درمانی؟!!!!D-:)
|
حامد اصغری
پنجشنبه 14 تير 1386 - 12:21
|
حال که هم میهنو بستن حداقل جواب سوال هایی که برات فرستادمو بده
|
بي نام
جمعه 15 تير 1386 - 14:8
|
مي دوني چقدر نوشته هات حال آدمو خوب مي كنه؟ چقدر آدمو سر حال مياره و براي چند لحظه همه ي اون خاطرات تلخ مقدسو از ياد آدم مي بره؟ بيشتر بنويس همه با كلي خاطرات مقدس منتظر حال بهتروبهتريم.
|
پنجشنبه 21 تير 1386 - 10:36
|
salam man jaleelvandam.kerman khiabane shahab ba ham too 1 khoone boodim ba vahid ba man tamas begir.
|
hoora
يکشنبه 24 تير 1386 - 0:19
|
ba arze salam khedmate vahid khane aziz.omidvaram rafe kesalat shode bashe.rastesh nemidunam dustan chizi raje be structuralism va deconstruction ke didgah'haye jadidi dar mabhase naghd hastand ro mishnasand ya na vali be har hal tuye dovomin mabhas bakhshi vojud dare be name Binary Opposition ke haman taghabolhaye doganast be in mani ke har mafhumi ba zede khadash ast ke mana miabad masalan ta vaghti badi nabashad khubi mana nadarad. ajab bahse jalebie in deconstruction.hala agar tamame harfhaye vahid khan ro tuye in mabhas baresi konim mibinim ke khaterate bado nemishe hazf kard.akhe ba hazf oona khaterate khub ham bi mani mishan mage hamin tor nist rofagha? midunam pinglish khundan kheili sakhte vali be bozorgvariye khdetun bebakhshid dustan....
|
marjan
شنبه 6 مرداد 1386 - 4:12
|
salam,emruz avalin bairiye ke umadam soraghe mahiye bozorg.nemidunam chera hamishe vaghti miyam tu site cinemaema miparam miram soraghe ruzneveshthaye amir.vali emruz goftam hatman biyam soraghe mahi bozorg.vay ke cheghadr hal kardam.vali chera enghadr kame.chera faghat 2 safhe.vay enghadr khoshal shodam ke belakhare injaro ham khundam.bazam benevisid.lotfan.mer3000000.
|
محمد
دوشنبه 8 مرداد 1386 - 18:1
|
کجایی بابا؟کجایی؟می دونم با امیر رفتی سفر.ولی می دونی چندمین باره می آم اینجا؟
|
sara
شنبه 20 مرداد 1386 - 20:30
|
cheghad ghashngh miewiesied merci
|
امیررضا نوری پرتو
سهشنبه 30 مرداد 1386 - 9:55
|
وحید جان سلام . خوبی آقا ؟ خیلی مخلصم . چرا دیگه به روز نمی شی ؟ به تاریخ این آخرین نوشته ات دقت کردی ؟ حیف این قلم خوبت نیست . منتظرم ها !!! با نقدی بر " همدردی با بانوی انتقام جو " به روزم. www.cinema-cinemast.blogfa.com amirreza_3385@yahoo.com
|
farshid
پنجشنبه 1 شهريور 1386 - 3:19
|
سلام یادم نیست اخرین بار چه موقع این جا سر زدم شرمنده که این قدر طول کشید. چقدر مطالب جالب داشتی رونق کافه ات هم بد نیست پس چرا این قدر دیر به دیر می نویسی؟ این جا اومدم سراغ نیما رو از تو بگیرم راستی نظرت در مورد تعطیلی روزنوشت های نیما چیه؟ farshid
|