سینمای ما - كارگردان فيلم «ريسمانباز» با اشاره به سابقهاش در رشتهي عكاسي سينما، گفت: از ابتدا عكاسي را به اين نيت شروع كردم كه روزي فيلم بسازم و عكسهايم مانند تمريني بود تا خود را به اين درجه برسانم.
مهرشاد كارخاني روز گذشتهي ـ 15 ارديبهشت ماه ـ پس از نمايش فيلمش در فرهنگسراي هنر (ارسباران) با اشاره به علاقهي شخصياش به سينماي دو تا سه دههي گذشتهي دنيا، گفت: ما نسلي هستيم كه از سينماي آن دوره درس آموختهايم. تأثير آنها بر روي بنده باعث شد، داستاني خياباني همچون «گناه من» ساخته شود.
او با اشاره به «گناه من» اولين ساختهي سينمايي خاطرنشان كرد: در آن فيلم سعي كردم توجه تماشاچي عام و خاص را جلب كنم. اما در فيلم دومم تمي عشقي اما متفاوت را با شخصيتها و كاراكترهايي شبيه فيلم اول و با مضموني تازهتر ساختم.
«ريسمانباز» اداي دين من به سينماي دههي 50 و فيلمسازان خارجياي است كه فكر ميكنم سينما به آنها تعلق دارد، چون ما دانش خود را از آنها آموختهايم.
او توضيح داد: معمولا در فيلمهاي دههي 50 و يا حتا بعد از انقلاب، تصويري متفاوت از جنوب شهر ارايه ميشد و ذهنيتي حاكم بود كه طبق آن مردم جنوب شهر تماما افرادي با سطح فرهنگي پايينتر هستند و من قصد داشتم در اين دو فيلم ثابت كنم كه اينگونه نيست و جنوب شهر نيز پذيراي افراد متفاوتي با روحيات و سطح فرهنگي متفاوت است.
وي در مورد نريشنهاي موجود در اين فيلم نيز عنوان كرد: در جشنوارهي فجر، عدهاي از دوستان معتقد بودند كه حذف اين نريشنها به بهبود فيلم كمك خواهد كرد. من نيز تا حدي تسليم شدم، بنابراين قرار است برخي از نريشنها حذف شوند. اما با اينحال احساس ميكنم وجود برخي از آنها لازم است و از آنجا كه، هنوز اين فيلم براي اكران عمومي آماده نشده، نريشنهاي آن حذف نشدهاند.
كارخاني با اشاره به تفاوت نريشن و مونولوگ، گفتار متن اين فيلم را مونولوگ دانست و از آن به عنوان وسيلهاي براي برقراري ارتباط بهتر با مخاطب عام ياد كرد و گفت: معتقدم سينما متعلق به همه اقشار است و متعلق به افراد خاص نيست و بايد همه را جذب كند.
وي افزود: در كشور ما هرگاه فيلمي با مونولوگ ساخته ميشود مورد انتقاد قرار ميگيرد. درحاليكه در سينماي مدرن دنيا اين موضوع طرفداران زيادي دارد و من احساس ميكنم در كشور ما هنوز مونولوگ شناخته نشده است.
اين كارگردان در رابطه با تصاوير كارت پستالي اين فيلم گفت: از ابتدا قرار بود فيلمي رئاليستي و در فضايي نزديك به واقعيت بسازم. در مورد ريتم فيلم كه برخي معتقد به تندبودن در برخي قسمتها هستند نيز بايد بگوييم شخصا اعتقادي به سينماي كند و نماهاي داستاني ندارم.
علي اعلايي منتقد حاضر در اين نشست هم گفت:عليرغم علاقهي سازندهي فيلم به سينماي 3-2 دههي گذشته، او به خوبي توانسته است خود را به سينماي دههي 80 نزديك كند.
اين منتقد اين فيلم را متعلق به سبك خياباني دانست و واقعگرايي، معاصربودن و كمهزينهبودن را از مولفههاي اصلي سينماي خياباني برشمرد كه در اين فيلم رعايت شده است.
او نريشنهاي موجود در فيلم را نيز عاملي دانست كه باعث ميشود درونگرايي شخصيت اصلي داستان كمرنگتر جلوه كند.
پژمان بازغي بازيگر «ريسمانباز» هم با اشاره به همكارياش در اولين تجربهي كارياش با زندهياد اسماعيل داورفر، فقدان او را مايه تأسف سينماي ايران دانست و دربارهي فيلمنامه اين فيلم گفت: هنگامي كه براي اولينبار اين فيلمنامه را خواندم، احساس كردم تنها فيلمنامهاي است كه طي دوسال اخير خواندهام و ديالوگ اضافهاي در آن نبوده است.
وي در مورد پايان اين فيلم افزود: پايان اين فيلم را بسيار دوست دارم، چراكه معتقدم لازم نيست همواره فيلم پايان مشخصي داشته باشد.
گفتني است: در اين نشست فرشاد محمدي مدير فيلمبرداري اين فيلم هم حضور داشت.