سینمای ما - امید غیایی: به همین سادگی، میتوان بینده را سر حال آورد.فضا سازی به شدت رئال و شخصیتپردازیهای هوشمندانه و خلق موقعیتهایی که شاید خالی از کمترین کنش و واکنش بیرونی و کششدراماتیک باشند تمام آن چیزی است که باید فیلم به همین سادگی رضا میرکریمی داشته باشدتا تبدیل شود به فیلمی که شاید بعدها با دقت و حوصله بیشتری "دیده" شود.در کنار تمامعوامل بالا روایتی کلاسیک از تقابل "شخص با خویش"را همراه با طراحی صحنه و لباس عالی واز همه مهمتر فیلمبرداری فیلم با تکنیک دوربین سردست که مهمترین ترفند برای نشان دادنموقعیت درونی قهرمان فیلم است و البته طراحی حرکت دوربین که میرکریمی قبلتر با خیلی دور خیلی نزدیک ثابت کرده بود از عهده اشبه خوبی بر می آید فیلم را تحسین برانگیز میکند.حکایت، حکایت سرراست روزی از زندگی زنی خانه دار(آشپز!؟) از قشر متوسط است که "تردیدش"در انتها تبدیل به نبردی سهمگین بر علیه خودش می شود.(یاد "کاغذ بی خط" و "چهارشنبهسوری" افتادید.ناصر تقوائی بنائی را گذاشت که اصغر فرهادی تزئیناتش را بعدها به عهدهگرفت. و الحق ساختمان بی نظیری است) اما امروز برای طاهره(هنگامه قاضیانی)اصلا روز سادهای نیست.هر کاری میکند تردید دارد:می نویسد،خط میزند تردید دارد، نهار می پزد تردیددارد، به دوستش سر میزند تردید داری،کادو میخورد ،میز می چیند،چای میریزد. همه اش تردیداست.امروز اصلا به همین سادگی ها هم نیست.استخاره میگیرد قوت میگیرد. آیا واقعا همانقدر که باید سفید بخت است؟نوع روایت این جور داستانها باید همسو و هم مسیر با همان روزمرگی ها باشد.اما برای خلقاین تردید محمد آلادپوش بهترین گزینه انتخاب است.قدری(تاکید میکنم:قدری) حرکت در دنیایدوربین باید باشد تا به دنیای درونی زنی نزدیک شویم که نماینده زنهای قبلی فیلمهای"زنانه" نیست.همانهائی که دردهایشان داد میزنند و جیغ میکشد تا دردشان کم شود. طاهرهنمی گوید تا از شدتش کاسته نشود.حتی به ما تماشاگران همراه با خودش که گاهی محرمتر ازهر کسی هستیم هم نمی گوید.لوکیشن فیلم آنقدر خوب است که وقتی نام طراح داخلی و مبلمان فیلم را در تیتراژ ابتدائیمی بینید، در انتها حق میدهید که جایش همانجا کنار طراح صحنه و لباس فیلم شیدا رشیدیانو موسیقی محمدرضاعلیقلی و صدابردار مهران ملکوتی باشد.فیلمنامه به شدت حساب شده است.اگر فیلم را دیده اید قدری به عقب برگردید و رفتاریک زنخانه دار را در تمام لحظه های فیلم ببینید.آنجا که چای را بر میگرداند توی قوری یا انجاکه با دست پودرماشین لباس شوئی را پخش میکند.اینها همان ظرایف فیلمنامه است.یادتانبیاید تقابل نوع پوشش طاهره در بیرون و داخل خانه را.نوع نگاه و راه رفتن و رفتار وسکنات، همانهائی است که ما هر روزه دارم میبینیم و شاید به سادگی از کنارشان رد می شویمو شاید هم داریم باهاشان زندگی میکنیم. واقعا به همین سادگی ها هم نیست.شادمهر راستین ورضامیرکریمی آنقدر روی فیلمنامه و نوع پرداخت ان کار کرده اند( از مشاوره ها و نوشته ها و دیگر) که مستحق جایزه بودند.هم هنگانه قاضیانی و هم همه دیگر.چقدر خوب که جشنواره "به همین سادگی" تمام شد.