سينمای ما - متن کامل برنامه «مثلث شیشه‌ای» با حضور پژمان بازغی / کاش از اول یک رشته هنری انتخاب می‌کردم
پنجشنبه 25 مهر 1387 - 1:3

اخبار:      • تنها نماينده سينماي قرن 21 قاره آسيا در بين صد فيلم برتر جهان از ايران است / «سفر قندهار» يكي از صد فيلم برتر تاريخ سينماي جهان به انتخاب هفته‌نامه‌ي «تايم» شد      • بيتا فرهي براي «خون‌بازي» جايزه بهترين بازيگر يازدهمين جشنواره بين پيونگ يانگ را دريافت كرد      • امكان ساخت «شريك» هنوز منتفي نشده است / «تبعيد سايه‌ها» نام تازه‌ترين فيلمي است كه مسعود كيميايي قصد دارد بسازد      • هفته آينده رئيس جمهوري با کارگردانان سينما ديدار خواهد كرد      • «گوي سنگ بدخشان» جشنواره تاجيكستان «ديدار» به پاس يك عمر تلاش سينمايي به عزت‌الله انتظامي رسيد / از سال آينده جايزه‌اي با نام عزت‌الله انتظامي به بهترين فيلم جشنواره اهدا مي‌شود      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
دیوید لینچ تهیه‌کننده می‌شود
اسکار، مافیا را تحریک کرد
جشنواره فیلم لندن با دست پر آغاز می‌کند
براد پیت و کوئنتین تارانتینو همدیگر را دیدند
دختر دیوید لینچ جایزه جشنواره کاتالونیا را برد
«زره‌پوش» با اریک بانا بازسازی می‌شود
آمیتاب باچان خوب می‌شود
رهبران اتحادیه از اعتصاب می‌ترسند
ششلول جیمز باند دزدیده شد
رایان گازلینگ در یک داستان کمیک
جاوید مزارع توت‌فرنگی * (یادداشت جواد رهبر بر فیلم «سرتاسر جهان»
جیمز باند جدید نیاز به جراحی پلاستیک دارد + چند تا از عکس‌های فیلم


دعوت


  (310 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (121 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (246 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (57 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (128 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین، پرخبرترین، کم... / «ترین»‌های سینمای ایران در تابستان 1387...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 یادداشت حسین معززی‌نیا درباره گزارش‌های جواد خیابانی و سریال‌های ماه رمضان؛ / روز حسرت...
 رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ / فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»...
 دو واکنش دیگر به مقاله امیر قادری درباره خیابانی و جوابیه او؛ / روزنامه هدف (در دفاع از خیابانی): چرا حالا از قطبی دفاع نمی‌کنید؟ وبلاگ سنگواره (همسو با انتقادها): دیگر تحمل نداریم...
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 جواد خیابانی بار دیگر پاسخ داد؛ این بار صریح‌تر به حسین معززی‌نیا / اخلاق را گم کرده‌ایم...
 یادداشت اختصاصی سایت «سینمای ما» برای « کنعان»؛ / نامه‌ای به مانی حقیقی: از زمستان تا حالا...
 حكايت جمع‌آوري بيلبوردهاي «سه‌زن» به روايت منيژه حكمت و مسئول مربوطه ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم «دعوت»؛ / پس از دعوت...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 اظهار نظر رييس كانون كارگردانان سينماي ايران درباره حضور بازيگران در آثار خارجي: / با ديدن تيزر فيلم متوجه شدم اصلا به لحاظ بازيگري اتفاق خاصي رخ نداده است...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...



گزارش
 با انتخاب بهترين‌هاي كمدي سال سينماي ايران: / دومین جشنواره فیلم کمدی گل‌آقا سی‌ام مهر برگزار خواهد شد...
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......

آرشيو...



متن کامل برنامه «مثلث شیشه‌ای» با حضور پژمان بازغی
کاش از اول یک رشته هنری انتخاب می‌کردم
کاش از اول یک رشته هنری انتخاب می‌کردم


سینمای ما - به نام خدا به نام خداوند بخشنده مهربان پس سلام كردن هم به مردمي كه بسيار تيز بين، انديشمند، فرهيخته و سخت سليقه هستند خب لابد سخت است، بنابراين در كمال ادب و احترام و دست به سينه سلام مي كنم به مردم بزرگواري كه شبكه پنجم سيماي جمهوري اسلامي ايران را براي تماشا انتخاب كردند. اين اولين برنامه مثلث شيشه اي است كه با توكل خداوند بزرگ و توسل به آستان امام هشتم و تكيه به اعتماد بينندگان نازنين شبكه تلويزيوني تهران آغاز مي كنيم. به اميد خداي بزرگ شب بخير خانمها و آقايان در دوشنبه شب بهاري تهران اولين برنامه مثلث شيشه اي را آغاز مي كنيم.براي اينكه اطاله كلام نكنيم فقط توضيح كوتاه مي دهم چون اولين شب برنامه مان است. سري جديد برنامه كه تماشا مي فرمائيد تلفيقي از برنامه تلويزيوني مثلث كه در پائيز سال گذشته پخش شد و مجموعه برنامه شب شيشه اي كه علي الظاهر مورد استقبال و توجه نگاه تيز بين شما واقع شد.تلاش گرديد در بهار امسال با تركيب اين دو ايده متفاوت به مثلث شيشه اي برسيم. دقايق ابتدايي هر شب برنامه مان به يك موضوع بحث برانگيز احيانا جنجالي، شايد شايعه، شايد كذب محض پرداخته خواهد شد تا با هم انديشي حول آن موضوع و دوست نازنيني كه روي خط تلفني مي آيند،اصل قضيه را بشكافيم. پس از آن شما فرصت خواهيد داشت در طول برنامه كه من گفتگو مي كنم با يك چهره هنري، چهره سياسي، چهره اقتصادي، درنظر سنجي مثلثي ما شركت بفرمائيد تا نسبت به اون خبر اول ، كه يا شايعه است يا خبر درستي يا هرچيزي كه هست نظر صريح تان را اعلام بفرمائيد تا در پايان برنامه هم به جمع بندي نظرات مردمي برسيم هم از بين كسانيكه محبت مي كنند براي ما پيامك مي فرستند به چند نفري هم به رسم هديه چيز ناقابلي را تقديم حضورشان بكنيم. براي اولين شب برنامه مون بخاطر اينكه اتفاق مبارك فرهنگي به نام نمايشگاه بين المللي كتاب در تهران برگزار شد و مثل سالهاي قبل ، هجوم انبوهي از طرفداران فرهنگ و كتاب را تماشا كرد زاويه هاي مختلفي را نقادان در عرصه فرهنگ به اين قضيه پرداختند به قول آن مثل معروف : هركسي از ظن خود شد يار من خيلي هاسطح نظم برگزاري مطلوب تر، انديشه بيشتر براي برگزاري نمايشگاه را پسنديدند و برخي ها هم انتقاداتي داشتند كه هر دو طرف را بايد شنيد براي بهبود اين پديده فرهنگي در سالهاي بعد. يك عده از دوستاني كه منتقد هستند معتقد بودند كه كتابهايي كه در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه مي شد همانهايي بود كه روبروي دانشگاه تهران در غرفه هاي كتابي كه هست، مي شود به راحتي پيدا كرد يعني بيشتر ويترين ناشرين بود تا ويترين كتاب. اين بحث ها حول و حوش نمايشگاه بين المللي كتاب فراوان است به همين خاطر تصميم گرفتيم كه با عالي رتبه ترين مقام نمايشگاه بين المللي كتاب ارتباط برقرار كنيم و ايشان هم صلاح دانستند كه با معاونت محترم اجرائي شون جناب آقاي حميد قبادي عزيز ظرف 120 ثانيه توضيحاتشان را بشنويم و ببينيم كه آمار و ارقامشان به چه صورتي است تا بعد از آن مخاطبان مثلث شيشه اي نظر بدهند. آقاي قبادي سلام شب بخير از اين لحظه شما 120 ثانيه فرصت داريد تا توضيح بفرمائيد. بنده هم خدمت شما و همه بينندگان خوب برنامه تان عرض ادب و احترام دارم. براي اينكه از فرصت نهايت استفاده را بكنم مقدمه اي نمي گم و مي پردازم به ويژگي هاي اين دوره از نمايشگاه ضمن اينكه من ميخواهم يك سنت شكني هم بكنم اشكالات را هم بگويم. خدمت شما عرض شود راحتي مراجعه مردم به نمايشگاه ، دسترس بودن، داشتن مترو ، اتوبوس و تاكسي ، اطلاع رساني مناسب از طريق مراجعه حضوري، رايانه اي و توضيع نقشه ، حمل و نقل داخلي مردم از طريق خودروهاي دسته جمعي،افزايش تعداد آبخوري ها ،افزايش تعداد سرويس هاي بهداشتي، عناوين متعدد كتابهاي داخلي و خارجي حدود سيصد هزار عنوان، راحتي كار در بخش بانك ، ارائه خدمات مطلوب توسط بانك عامل حضور متعدد رسانه هاي جمعي، بخصوص راديو و شبكه هاي مختلف تلويزيون ، امكان استفاده از كارتهاي الكترونيكي با بيش از دويست و پنجاه هزار بار تراكنش و استفاده از كارت، نصب راهنماهاي متعدد، نصب تابلوها براي زيباسازي محوطه ، ايجاد و احداث ميدان كتاب، زيباسازي غرفه سازي شبستان بيش از 25 هزار غرفه سازي يك دست و يك رنگ و يك شكل ، نمازجماعت هاي بسيار باشكوه ، حضور گرم مقام معظم رهبري در نمايشگاه، داشتن فكر و پيش بيني هاي قبلي و حضور و آماده باش نيروهاي امدادي مثل آتش نشاني، اورژانس ، استرداد حدود پانصد نفر، ارتقا خدمات عمومي ، افزايش استراحت گاه ها، باجه هاي پست و امانات غرفه سازي خاص بيش از شصت غرفه سازي خاص ، نظافت محوطه ، نظافت مستمر سالن - جمعيت و حضور ميليوني خب خيلي متشكرم اين 120 ثانيه اي بود كه در اختيار آقاي قبادي نازنين صورت گرفت ايشان هم فهرست وار به مزيت هاي نمايشگاه بين المللي كتاب اشاره فرمودند. حالا سوال نظر سنجي مثلث را تماشا خواهيد فرمود. با عرض معذرت خواهي از اين كه 120 ثانيه كفاف خداحافظي گرم با آقاي قبادي را به ما نداد شما وله مربوط به نظر سنجي مثلث را تماشا بفرمائيد. شما بيننده محترم از اين لحظه به شماره 3000052 پيامك بفرمائيد. نمايشگاه بين المللي كتاب امسال چگونه بود؟ 1- بهتر از سال قبل بود. 2-بدتر از سال قبل بود. 3- مانند سال قبل بود. اما به رسم برنامه هاي قبلي مون يك چهره شاخص داخل استوديو مثلث شيشه اي حضور دارد. در اين برنامه سعي كرديم يك روش ابتكاري را براي معرفي مهمان در پيش بگيريم كه هم تعليقي در برنامه پيش بيايد و هم اينكه جذابتيش بيشتر شود. چيكار كرديم؟ خب ما تماس ميگيريم با مهمان هامون براي اينكه محبت كنند و تشريف بياورند به استوديو ،تماس تلفني مون را ضبط كرديم و بعد هم از خودشون اجازه گرفتيم كه بعنوان معرفي مهمان از همين صداي ضبط شده اي تلفني استفاده كنيم. هيچ اشاره اي هم به نام و نشان در طول برنامه نخواهد شد احتمالا از روي صدايي كه پشت خط است تشخيص خواهيد داد كه اولين مهمان برنامه مثلث شيشه اي كيست ، لطفا گوش كنيد. - بله - سلام - حالت چطوره؟ - رضا تويي؟ - نشناختم شماره تو - سلامتي - بچه ها خوبن - كجايي - والا من شهرستانم الان تو فرودگاه هم دارم ميرم تهران. - ببين تيزر برنامه ما رو ديدي، از دوشنبه ميخواد شروع بشه اين دفعه ميخوام با تو شروع كنم. - به به چرا من آخه؟ - آخه دفعه قبلي اين جوري بود ،با كساني كه من رفيق ام گفتگوي حسابي كنيم. - اخه ميدوني چيه مشكل، برنامه تو مثل تست كنكور ميمونه سخته، بعضي سوالها را نمي شود، جواب داد. - آدم جنجالي يا حاشيه اي كه نيستي ميخوام بيشتر تو عمق با هم صحبت كنيم. - حالا شد يه حرفي - پس فردا، خيلي خب باشه عرض به حضورت كه من دارم ميرم سوار هواپيما شم. - حدود بين نه و نيم تا ده شروع ميشه استديو صبا - خودت زودتر ميايي - منم همون نه و نيم تا ده اين فاصله برنامه شروع ميشه - فقط از دست من ناراحت نشو يه ذره تند رفتيم ناراحت نشو - نميدونم حدس زديد يا نه كسي كه شنبه شب با اون تلفني صحبت كردم دانش آموخته رشته مهندسي صنايع از يكي از معتبرترين دانشگاههاي تهران به نام دانشگاه امير كبير است. او متولد سال 1353 خورشيدي كه با فيلم به نمايش در نيامده اعتراف وارد سينما و با سريال موفق تلويزيوني آژانس دوستي وارد تلويزيون شد.همه مخاطبين تلويزيون حداقل يك بار او را در سريال هاي متعدد يا در فيلم هاي سينمايي ديده اند. كسي كه روبروي من براي اولين شب نشسته است دوست نازنين من پژمان بازغي است كه بهش سلام مي كنم و شب مثلثي شما به خير به نام خدا سلام عرض ميكنم خدمت بينندگان شبكه پنج برنامه مثلث شيشه اي من نمي دونستم صدايم رو ضبط مي كردند يك خورده رسمي تر با هم صحبت مي كرديم - ولي بعدش اجازه اش را گرفتم؟ بله - ديگه نوش دارو پس از مرگ سهراب *خيلي خوشحالم از اينكه اولين برنامه مثلث شيشه اي در ادامه همون برنامه هايي كه فرموديد مهمان شما هستم هرچند دوست داشتم چند قسمت مي گذشت ، ولي -چرا چند قسمت مي گذشت؟ *احساس كردم چقدر خوبه افتتاحيه اين برنامه من باشم و يك جور ديگه اي برنامه را انشا الله شروع كنيم. اين يك جور ديگه اي،پشت مردمك چشم ات يك حرفي بود كه بايد بشنوم. فكر ميكنم برنامه رو يك خورده متفاوت تر به لحاظ سوال هايي كه طرح مي كني - همه دنبال تفاوت هستند اين تفاوته يعني چي؟ *يك ذره عميق تر - مگه قبلا تو سطح بوديم؟ *نه تو سطح نبودي ، البته سري قبل هم لطف كردي به من زنگ زدي متاسفانه من مسافرت خارج از كشور بودم نتونستم بيام ولي خب اون چند قسمتي كه از دست دادم چيزهايي را كه در بين مردم شنيدم اين بود كه يه مقدار جنجالي سوال مي كني يك مقدار وارد يك بخش هايي از لايه هاي زندگي آدم هاي هنرمند از ديد خودم مي شوي كه شايد نبايد بشي - همين شايدش بحث ديگه . اين شايده يا بايده *ولي هر كسي اين اجازه را دارد كه هر سوالي از او بپرسند جواب بدهد يا جواب ندهد. - شما هم در اين برنامه امشب كاملا راحتي كه هركجا تشخيص دادي بگويي كه من به اين سوال شما پاسخ نمي دهم ، ما دو نفر خيلي هم با هم رفيقيم بنابراين هر سوال جنجالي كه پرسيديم به رفاقتمون هيچ آسيبي نخواهند رساند. *لطف كرديد توي مقدمه كه از كارهاي من گفتيد، اشاره كرديد به مجموعه آژانس دوستي، سينماي ايران در هفته اي كه گذشت خيلي هفته ي خوبي را سپري نكرد جا دارد حالا كه يادي از اون مجموعه شد، يادي بكنيم آقاي اسماعيل داور فر كه به رحمت خدا رفتند بنده افتخار شاگردي دوسال در خدمت ايشان داشتم. همچنين يادي كنيم از آقاي فرهنگ معيري كه عكس ايشون در جلوي درب سازمان زدند بهرحال جايشان خالي است. - خدا هر دو بزرگوار را بيامرزد جزو كساني بودند كه هميشه به نيك نامي در عرصه هنر مشهور بودند انشا الله خداوند مي آمرزد و روحشان را غريق شادي مي كند. مردم شما در نظر سنجي مثلث به قيد قرعه صاحب دو سكه تمام بهار آزادي از سوي سازمان ويژه اقتصادي انرژي پارس خواهيد شد تا پايان برنامه تامل كنيد لابلاي برنامه سوال نظرسنجي متعدد براي شما پخش مي كنيم. پژمان از اين جا شروع مي كنم كه براي حضور در سريال مهران مديري من شنيدم كه تو رقمي بيشتر از پنجاه ميليون تومان براي دو ماه كار دريافت كرده بودي آيا چنين چيزي صحت دارد؟ عرض به حضورتان كه قرار شده كه راست و بي پروا بگم. نه انقدري نبود ولي رقمش هم نمي تونم بگم بهرحال جزو اسراره . -خيلي دور از اين رقمي كه من ميگم نبود؟ *نه خيلي هم نبود ولي انقدر هم نبود، بهرحال با توافق تهيه كننده بود كه اين رقم دريافت شد. - خب هميشه براي من سوال بوده ، تو در برنامه هاي متعددي كه با هم داشتيم يا گفتگوهاي تلفني، گفتي كه من مهران مديري را دوست دارم مي خواهم الان بدونم بيشتر پول را دوست داشتي يا مهران مديري را؟ *از انجا شروع كنم كه دوست عزيزم مهران مديري يكي از كارگردان هاي موفق در عرصه طنز هستند در تلويزيون و كارهاي كه ايشان عموما انجام دادند مخاطبين زيادي داشتند و نبوغ در كار ايشان ديد ه ميشود بهمين دليل وقتي كه از من خواستند و دعوت كردند لطف كردند تماس گرفتند دستيارشان، خيلي گيج و مبهم رفتم پيش مهران چند جلسه اي كه با هم داشتيم گفتم من كارهايي كه انتخاب مي كنم كه عموما كارهايي نيست كه با ژانر كارهاي تو همخوان باشد چرا از من دعوت كردي براي اين نقش و به من گفت كه مي خوام كلا يك نوع ديگر از طنز را در تلويزيون تجربه كنم با اين تفاوت كه عموما كارهاي مهران 90 شبي بود ، ده قسمت ساخته مي شد با واكنش هايي كه مردم نسبت به مجموعه داشتند مجموعه خطش عوض ميكرد به اون سمتي پيش مي رفت كه مخاطب بيشتري داشته باشد. ولي اين كار يك استثنا بود فيلمنامه نوشته شده بود، يا گروه فيلمنامه نويسي خط اصلي را طراحي كردند، حالا ديالوگ نويسي مي شد، كم و زياد مي شد يا سكانس ها جابجا ميشود،يعني قرار نبود كه مردم بگويند اين سريال گرفته يا نگرفته ةخود مهران هم اولين بار كاري انجام مي داد كه يك فيلمنامه كامل داشت و قرار بود بعد از پخش ببينيم مجموعه موفق بوده يا خير - بنابراين با تاكيدهايي كه شما مي فرمائيد اصالت بر محتوا و گرفتن سريال بود نه مبلغي كه دريافت شده، چون اين روزها دريافت دستمزدهاي عجيب و غريب نقل و نقل محافل است گفتم از اين زاويه شروع كنم. *نه خيلي مبلغ غير معقول نبوده - بسيار خوب، به نظرت نقش درآمد در مرد هزار چهره؟ *والا نقشي راكه من تصورش را مي كردم آره، يعني قرار بود يك پليس كاملا جدي باشد. اتفاقا كه ديروز هم خدمت سردار روزبهاني بوديم بحث همين شد. بحث اين شد كه اگر سروان شاهين اعتمادي به روي خودش نمي آورد كه سرهنگ غفاري دارد اشتباهاتي مرتكب ميشود به لحاظ سلسله مراتب نظامي بود كه ما رعايت كرديم در قصه ، والا از روز اول شك كرده بود جايي كه احترام هاي نابجا مي ذاره به افسرهاي پائين از خودش و دستوراتي كه صادر مي كنه خيلي منطبق به قوانين نيروي انتظامي نيست به همين دليل بهش شك مي كند تا ادامه داستان، بعد داستان تبديل به يك موضوع كلاسيك مي شود كه داستان دزد و پليس ، دزدي كه هميشه در حال فرار و پليسي كه سايه به سايه دنبالش است. - پس بنابراين تعريفي كه خودت از نقش ات ارائه مي دهي پادزهري براي آن مجموعه كه مي تواند گزنده باشد ولي حضور يك پليس خيلي جدي و خيلي محترم و اتو كشيده مياد بقيه قضيه را تحت شعاع خودش قرار مي دهد. *من اصولا فكر مي كنم طنز در كشور ما، مسائل گزنده را ما اصولا عادت كرديم با ادبيات طنز بگيم - طنز يعني همين ديگه فكر ميكنم لازم است يك ادم جدي در كنار يك آدمي كه قرار نقش طنازانه بازي كند در كنار هم قرار بگيرند هر دو مثل كنتراست ايجاد شود. - ببين پژمان من معتقدم كه كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوئل مي شود، نقش زينال بود، اصولا هرچند كه من هم بسيار مهران مديري را دوست دارم و به خاطر همين دوست داشتن و احترام خودم هم در اين مجموعه حضور داشتم ،اما به نظر من مخاطب نمي پذيرد پژمان بازغي دوئل بيايد در سريال مرد هزار چهره بازي كند و به اعتقاد من بهش آسيب وارد ميشود. يك نظر سنجي كنيم. - ميشد كه اگر نظر سنجي ما مثلا راجع به نمايشگاه كتاب نبود همين قضيه را از مردم پرسيد. اما از زاويه ي ديگري نگاه مي كنم مثلا فكر نمي كني همين اتفاق باعث شده كه يك خبري مي گم كه نميدونم خودت تا چقدر ميخواي اين خبر گفته بشود يا خير، من شنيدم كه اپيزودي كه تو در فيلم آقاي حاتمي كيا بازي كردي، كلا از مجموعه حاتمي كيا كنار گذاشته شده *دليلش فكر نميكنم - دليلش اين نيست؟ *دليلش فكر مي كنم ما چون اپيزود آخر ملحق شديم به گروه آقاي حاتمي كيا كه من افتخار مي كنم كه در فيلم ايشان حتي اگر حذف شده باشد بازي كردم جلوي دوربين ايشان رفتم. فكر ميكنم يك مقدار زمان فيلم، حالا اينجوري بگم يك بخش هايي خارج از دست بازيگر است. اين اپيزود به من پيشنهاد شد لطف كردند با من تماس گرفتند و من پذيرفتم فيلمبرداري شد حالا من نمي دانم چه اتفاقي سر ميز تدوين افتاد،شايد به ريتم فيلم نمي خوره ، شايد سرعت فيلم را كم مي كند، شايد نبايد باشد، شايد كارگردان تصميم مي گيرد اين اپيزود را كاملا حذف كند ولي فكر نميكنم دليلش اين باشد -پس اين خبر صحت دار؟ كلا آن اپيزود حذف شد؟ *ديروز يك خانمي از خبرگزاري فارس تماس گرفت و گفت كه ما شنيديم حذف شدم. گفتم والا من خبر ندارم. - حق و حقوقت را بابت بازي در آن فيلم كامل دريافت كردي؟ *بله در حين فيلمبرداري هم اصلا مشكلي نبود چون من همزمان هم در كار فيلم مهران هم بودم و گروه مطلع بودند. حالا من يك سوال بپرسم اينكه از دوئل شروع كردي به كار مرد هزار چهره رسيدي خود تو چند سال داري كار ميكني؟ - من از سال 73 *منم از 72 كار ميكنم بهرحال در طول اين مسيري كه طي كرديم تا به امروز كه نزديك به چهارده و پانزده سال ميگذرد ، من سعي كردم كه دهه اول بازيگري كه پايانش مي شد سال 82 و فيلم دوئل سعي كردم به يك جايي برسانم يعني براي خودم و در ذهن خودم يك جايگاهي گذاشته بودم كه تو پژمان بايد به اينجا برسي اگر نمي رسيدم مسيرم را عوض ميكردم در سينما و سعي كردم به انجا برسم. الان هم يك ده سال ديگه براي خودم طراحي كردم و تجربيات متفاوتي ميخوام بكنم چه در عرصه سينما چه در تلويزيون، حضور من در يك مجموعه طنز با يك گروه بازيگري كه عموما ما به شكل مجموعه طنز از شان كار بازي ديديم يك مقدار براي من تجربه جالبي بود حالا روز اول ، مثال بزنم رفتيم سر صحنه، و گفتند خب ضبط ميشه سه دو يك من همينجور ايستادم خانم آزاده هاشمي گفتند كه ضبط من عادت دارم به من بگن حركت ، حركت نمي گن.. اين تفاوتي بود كه .. - شايد تجربه لذت بخش براي يك آدم منجر به نتيجه لذت بخش براي آن آدم هم نيشود. تو ميگي كه من در ده ساله اول كار حرفه اي خودم خواستم به يك مسيري برسم تا ببينم اگر در آن مسير به هدفم رسيدم بعد مسيرم را تغيير بدهم و اين براي من جالبه اتفاقا تو اگه به نتيجه برسي بايد همون مسير ادامه بدي چرا تغييرش بدي؟ چرا ادم توي يك قالب باقي بماند. ميدونم كه اطلاعات زيادي راجع به من از سايتهاي مختلف گرفتي شما ببين بعد از دوئل من تا به امروز چند تا كار اكراني داشتم؟ - كافه ستاره * تموم شد ، يعني من بعد از سال 1382 كه دوئل تمام شد و سال 1384 اكران شد من يك كافه ستاره را فقط اكران داشتم. -كه فيلم خوبي بود * كه فيلم خوب و آبرومندي بود يعني هم در فروش توفيق داشت ، و هم فيلم فيلم خوبي بود، قصه قصه خوبي بود، بازيگرهاي بسيار خوبي داشت بعد از دوئل من مي تونستم به هر پيشنهادي بله بگم. -پيشنهاد شد ولي پژمان گفت نه *با ذائقه من سازگار نبود، نمي خوام بگم فيلم هاي خوبي نبود، فيلمنامه خوبي نبود، من به كسي نمي خوام اهانت كنم من ميخواهم بگم شايد با ذائقه من سازگار نبود به همين دليل در سال گذشته شايد 4 تا كار كردم. و اين چهار تا هيچ كدوم ربطي به هم ندارد. - شايد مرد هزار چهره هم به هيچ كدومشان ربط نداشت * صد در صد ربط نداشت. - شب بخير خانمها و آقايان شما ببينده اولين برنامه مثلث شيشه اي از شبكه تلويزيوني پنج هستيد . الان با پژمان بازغي صحبت مي كرديم پس دريافت رقم هاي خيلي زياد در سينما و تلويزيون وجود دارد و قرين به صحت و شايعه نيست بنابراين اگر ما اين اصل را بپذيريم و بگويم بازيگري چهل ميليون تومان ميگيرد، پنجاه ميليون تومان مي گيرد، چگونه مي توانيم حضور او را در آگهي هاي بازرگاني، آگهي هاي تجاري در بيلبوردها به بهانه اينكه ما معيشت مان دچار مشكل است، چون معمولا طيفي از بازيگرها معيشتشان دچار مشكل است كه جزو كهنسال ها محسوب ميشوند كمتر ديده مي شود در سينما و تلويزيون ميگن بخاطر معيشت فلان تبليغ را انجام داديم اما شما ديگه چرا؟ *من گفتم در طول بحث قبلي كه من از سال 82 دو سال كار نكردم خرج اين دو سال آيا اون مبلغي كه ميگيرد واقعا تحت پوشش قرار ميگيرد؟ شما خدا نكرده يك اتفاقي بيفتد يك بيمارستاني بخواهيد بريد كه ما بيمه نداريم ميدونيد چقدر هزينه اش است يا بهرحال در طول زندگي انقدر هزينه ها زياده كه نمي تواند واقعا چهل، پنجاه ميليون تومان در سال جواب يك زندگي بده - چهل ميليون پنجاه ميليون در سال حدودا ميشود ماهانه 4 ميليون تومان. *زندگي بازيگر -زندگي بازيگر مگه چه تفاوتي با زندگي ديگران دارد؟ *بهرحال خيلي فرق مي كند، شما اگر بازيگر نباشيد هر روز، هرموقع هر جور كه دلتون خواست ميتونيد بريد بيرون. ولي وقتي بازيگر هستي يك چيزهايي را بايد رعايت كني در نظر عوام، چون پوشش شما،لباس شما، رفتار شما، همه چيز شما مورد توجه مردم و شايد يك سري الگو مي گيرند . بهرحال من نمي توانم هرجور كه دلم خواست حرف بزنم نمي تونم توي ورود ممنوع بروم، نمي توانم سبقت غير مجاز بگيرم، چون فردا پشت چراغ قرمز باشم يك بچه شيشه اش بكشد پائين وايسد منو نگاه كند، من چي بايد بگم اين يه روزي دوست داشت به جاي من باشه حالا بدش اومده از اينكه من اينجوري رانندگي كردم با اين فرهنگ و دوست نداره شايد من - يعني اون چهار ميليون در ماه صرف الگو سازي براي ديگران مي شود؟ * حالا من نمي توانم اسم بذارم براش - توضيحي كه داديد مصداقش اين بود *در سال شايد شما دو سال بيكار باشيد باز مبلغش به اون شكل نمي شود - خوبه دو ميليون تومان در ماه خوبه *خدا بركت بدهد - اتفاقا تو جزو بازيگراني هستي كه بسيار شيك پوشي ، فيزيك مناسبي داري، خيلي مقيد به مبادي آداب و اخلاق اجتماعي هستي و بازيگري را هم خيلي خوب بلدي ولي من تعجب مي كنم با وجود تمام اين ويژگي ها چرا هيچ وقت پژمان بازغي گيشه را تضمين نمي كند، اگر در فيلمي پژمان بازغي باشد مردم بخاطر پژمان بازغي نميرن سينما * والا هيچ وقت سعي نكردم فيلم گيشه بازي كنم. - نه تفاوت دارد، نمي گويم فيلم گيشه اي * من خط كشي ها را متوجه نمي شوم ما مي آييم براي هر چيزي يك خط كشي مي كنيم يك قانون مي گذاريم ميگوئيم اين گيشه است، ببينيد يه فيلم خوب با تبليغاتش مي فروشد، پخش خوب، تبليغات درست، همه جاي دنيا همين است، افتتاحيه درست براي فيلم بگيرند، توي رسانه ها، وقتي يك فيلم ساخته مي شود پيش توليد دارد، توليد دارد و پس توليد، پيش توليد و توليدش خوب مربوط به ساخت است و پس توليد از زماني كه ميرود روي ميز تدوين بعد از آن روي ميز صدا گذاري كه مي شود پس توليد و يكي از اون پس توليدها تبليغات فيلم است.يعني شما بايد بدانيد، اين به شكل علمي وجود دارد كه آقاي تقي قلي زاده لطف كردند ترجمه اش را به من دادند و من اين كتاب را مطالعه كردم در همه جاي دنيا براي سينماي اختصاصي براي سينماي صنعت، يعني سينما يك صنعت بهش نگاه بشود با سه مولفه معرفي ميشه رسانه ، هنر و صنعت ما هركدام از اينها را در كنار هم نداشته باشيم نمي توانيم اميدوار باشيم به گيشه - رسانه ، هنر و صنعت اين سه تا بايد در كنار همديگر باشد تا پژمان بازغي بتواند گيشه را تامين كند؟ * به نظر من - پس چرا در مورد بقيه بازيگرهايي كه گيشه رو تضمين مي كنند اين اتفاق مي افتد؟ بخاطر اينكه هم تبليغات خوب ميشود - در مورد آن بازيگر * د رمورد آن فيلم =الان با همديگه اختلاف نظر داريم من مي گم حضور بعضي از بازيگران در سينما ، مردم را به گيشه مي كشاند به سينما مي كشاند، پژمان بازغي به نظر خودش جزو آن دسته از بازيگر ها هست يا نه؟ قطعا من فيلم هايي كه بازي كردم فيلم هاي گيشه نبود در وهله اول ، اسم نمي گذارم سينمايي رو دوست داشتم كه سينماي قهرمان پرور باشه سينمايي دوست داشتم از دوران كودكي كه با سينما آشنا شدم، سينماي قهرمان پرور دوست داشتم. شما خودتان وقتي رمان مي خواني وقتي خودت را همزاد پنداري مي كني با قهرمان قصه اي كه در حال مطالعه هستي پس ادمي هستي كه به دنبال قهرمان پروري هستي و اون سينمايي كه شما ميگي به نظر من سينماي تفريح مردم انتخاب مي كنن كه يك روزشان را بگذرونند حالا من نمي توانم جاي همه تصميم بگيرم. ما خودمان نمي توانيم راجع به سينما خيلي عام نظر بديم چون ما حرفه اي سينما هستيم من فكر ميكنم سينما مثل يك كتاب كه آدمها انتخاب مي كنند حالا من خودم هم دوست دارم اين كتاب را انتخاب كنم و اين فيلم رو بازي كنم -اتفاقا الان دارم به كارنامه كاري ات نگاه ميكنم، كارگردانهايي كه كار كردي كنم كم قهرمان پرور نيستند مثل ابراهيم حاتمي كيا، احمدرضا درويش، مسعود كيميايي حتما يك قهرمان در فيلمشان حضور دارد. پژمان يك ماه ديگه صاحب فرزند ميشود و اسم فرزندش را گذاشته نفس مي خوام بپرسم چرا اينقدر زود اسم انتخاب كردي و ثانيا چرا نفس؟ * بر ميگرده به سليقه خانمم كه تقريبا اولين فيلمي را كه حالا اولين فيلم نمي توانم بگم يا يكي از فيلمهايي كه مونتاژ كرده بودند آن زمان فيلم دوست داشتند وقتي پيشنهاد كردند گفتم كه من هم موافقم. -پس خانم تان پيشنهاد كرد؟ خب از همينجا به سركار خانم مستانه مهاجر همسر نازنين آقاي پژمان بازغي سلام مي گوئيم و شب بخير مي گوئيم ببخشيد كه ما همسرتان را اينجا داريم سوال پيچ شان مي كنيم.پژمان چند تا تله فيلم از تو تماشا كرديم در تلويزيون مي خوام ببينم اين تعامل بين اهالي سينما و تلويزيون چه جوري است؟ خوشاينده براي شما كه در تله فيلم هاي متعدد حضور پيدا مي كنيد؟ * عرض كنم من قبلا حدود چهار پنج سال كه داشتم مصاحبه مي كردم هميشه گفتم مخاطب سينما قابل احترام مخاطب تلويزيون هم قابل احترام. هيچ فرقي هم با هم نمي كنند. من به اين دليل گاه گداري برميگردم به تلويزيون كه احساس مي كنم در بعضي از شهرها يا شهرستان هاي ما نزديك ترين سينما به اون شهر شايد هشت ساعت ، ده ساعت رانندگي باشد.مثال يك جا دعوت بودم براي مصاحبه تلفني و يكي از استان سيستان و بلوچستان تماس گرفت و خيلي لطف داشت بهرحال نشسته بود پاي تلفن بعد اشغالي گفت كه نزديك ترين سينما به شهر ما پنج ساعت رانندگي دارد. خب اون هم حق داره كه اگر بازيگري را دوست دارد يك ذره در دسترس تر ببيند يك جمله اينجا بگم از مرحوم حسين پناهي كه به من مي گفت تلويزيون گذرگاه خوبيه ولي ايستگاه خوبي نيست.من هميشه اين جمله تو ذهنم بود اوائل تعجب مي كردم يعني چي؟ ادم تلويزيون بازي مي كنه ميره خيابون همه مي شناسند ، دست تكون ميدند، امضا مي گيرند بعد ديدم كه ممكنه حضور زياد ادم در تلويزيون باعث مي شود كه از مقوله سينما كه به هر حال صنعتي هم است و سرمايه گذار خصوصي سرمايه گذاري مي كند انتظار فروش و برگشت سرمايه را دارد. بهرحال كه تله فيلم جزئي از هنر نمايش تصويري است ما نمي توانيم بگوئيم تله فيلم خوبه يا بده ما مي توانيم انتخاب كنيم كه آيا بازي كنيم يا بازي كنيم يا بازي نكنيم اين دو تله فيلمي كه من انتخاب كردم تا بازي كنم قصه خوبي داشت كارگردان جواني داشت من خيلي استقبال مي كنم با كارگردان هاي كار اول هم كار بكنم. چون كه يك انرژي در آنها وجود دارد كه آن انرژي در من هم هست .يك سر و كله هايي گاهي اوقات در سر صحنه مي زنيم كه ايشاالله دارن مي بينن اين برنامه و تصديق كنند حرف منو من سر صحنه خيلي اكتيو و پرانرژي هستم. -آخه فقط پژمان بازغي نيست خيلي از بازيگران نامدار سينما الان در تله فيلم هاي حضور پيدا مي كنند من ميخوام ببينم كه اين رشد جايگاه تلويزيون بين سينماگر هاست يا تعداد فيلم هاي كم ساخته شده در سينما يا جذابيت بيشتر رسانه تلويزيون، نظر پژمان بازغي در اين زمينه چيست؟ *بهرحال فيلمنامه خوب اولين حرف را مي زند براي من بازيگر. من به جاي همه تصميم نمي گيرم. براي پژمان بازغي كه مخاطب شما است، من فيلمنامه خوب دستم بيايد بازي مي كنم فرقي هم نمي كند كه روي سي پنج گرفته شود يا نوار ويدئو ثبت بشود. بهرحال دارد از من ثبت مي شه به عنوان پرونده كاري، و پرونده كاري آدم چيزي نيست جز انتخابهاي آدم. من فكر مي كنم تمام كارهايي كه كردم چه خوب چه بد، بهرحال خيلي هاش ضعف داشته و خيلي هاش آنچه كه در كاغذ بود در تصوير بايد و شايد ساخته نشد. بهرحال كاغذ انتخاب كردم. -لان فيلمنامه ي خوب در تلويزيون بين تله فيلم ها بيشتر يا در سينما؟ *در توليدات تلويزيون شايعات زيادي هست ششصد تا در سال، پانصد تا در سال، كه به من ربطي ندارد، فيلم نامه هاي كه به من پيشنهاد بشه بحث اول شما بحث مالي باشد فيلمنامه را بفرستيد من بخونم بعد مي شنيم صحبت مي كنيم هيچ فرقي نمي كند چه در سينما باشد چه در تلويزيون ،براي من بحث مالي دومين بخش حضور در يك كار است.فعلا فيلمنامه و كارگردان - شايد اين قضيه در مورد بقيه هم تكرار ميشود، كارگردانهاي عالي رتبه سينما مي آيند در تلويزيون سريال مي سازند. مثالهاي خيلي زيادي مي تونم بزنم مثلا همين آقاي كمال تبريزي و آقاي سيروس الوند كه تله فيلم ساخت و يا آقاي كيانوش عياري ، محمد علي سجادي مردان قهار سينما هستند كه مي آيند و در تلويزيون كار مي كنند.من مي خوام ببينم اين دغدغه مالي است؟ *نه بيشتر قصه است حالا اون قصه تصويب شده كه بر روي نوار ويدئو ضبط شده شايد فكر ميكنم براي من يك قصه است براي من فرق نمي كنه. - اين قضيه را شما تعبير به تعامل تلويزيون با سينما مي كنيد.يا رقابت تلويزيون با سينما؟ * بگذاريد كمي روراست تر بگويم. بعضي اوقات بچه ها تماس مي گيرند اقا شما تله فيلم كار مي كنيد؟ ميگم چرا كار نمي كنم؟ ميگم فيلم نامه اش خوب باشد، به ذائقه من بخورد،باز نمي گم اون فيلمنامه اي كه مي فرستند اگر من كار نمي كنم حتما فيلمنامه بدي است، من نمي تونم كار كنم اون رو، حتما دوستاي ديگه كار مي كنن به هرحال آن اثر ساخته ميشود. ميخواستم بگم كه تله فيلم ها داره صاحب يك جايگاه خاص ميشود ،دارد برايش جشنواره برگزار ميشود در نتيجه رقابت وقتي ايجاد بشود و عرصه نمايش وجود داشته باشد براي محصولات فرهنگي باعث رشدش مي شود. من فكر مي كنم كه اگر تله فيلم ها هم صاحب يك جشنواره بشود، يك زماني تلويزيون يك جشن هاي برگزار مي كرد بهترين هاي برنامه را انتخاب مي كرد. الان شبكه ها برگزار مي كنند يك ذره پخش شده تو خود شبكه ها، شبكه يك ، شبكه سه، شبكه پنج، اگر تله فيلم هم براش اين اتفاق بيفتد ، يك مقداري بودجه اين تلويزيون ها را در حقيقت افزايش بدهند من فكر مي كنم كه هم به جايگاه بهتري مي رسند و هم چون الان بودجه معدود دارند . - خب اگر ما بيائيم در تلويزيون پول بيشتري به تله فيلم ها اختصاص بدهند، آيا اين تضعيف صنعت سينما نمي شود، چون تلويزيون يك پول زيادي بگذارد يك تله فيلم بسازند،مردم هم مفت و مجاني در صفحه تلويزيون ببيند اون موقع چرا اصلا بروند سينما؟ *فيلمنامه خوب داشته باشد سينما، الان فيلم هاي خوبي رو اكران هست كه مي فروشد باعث خوشحالي همه اهالي سينما است. اين فيلم مي تواند روي نوار ويدئو ضبط بشه. يك تفاوت هايي بين سينما و تلويزيون وجود دارد.در نوع پروداكشن و توليدش. مثلا در تله فيلم ساختش راحت تر و آسان تر است سعي مي كنند خيلي جمع و جورتر ساخته بشود در سينما اينجور نيست چون دارد ثبت بر نگاتيو مي شود همه چيز خيلي مو به مو و حساس است. خود شما كار سينمايي كرديد ، يعني توي آن كاري كه بازي كرديد كه نميدونم بايد اسم بگم يا نه بهرحال فيلم سوپر استار كه سركار خانم ميلاني ساختند شما لمس كرديد تفاوتهاي سينما و تلويزيون شايد شما در طول روز آفيش بوديد دوازده ساعت ، دو دقيقه مفيد گرفتند. -قطعا حساسيت اش بيشتر است. ببين من ميخوام در جمع بندي اين بحث به اين نتيجه برسم كه ساختن تله فيلم در تلويزيون آسيبي به سينما مي رساند يا نه؟ نظر شفافت رو بگو؟ *اين يك نظر كارشناسي - تو به عنوان بازيگر بگو؟ *من به عنوان بازيگر تله فيلم به من پيشنهاد بشود فيلم نامه خوبي داشته باشد بازي مي كنم؟ -به نفع مردم ميدوني؟ *بهرحال من انتخاب كردم ، كارم نمايش است. - من حضور خودت در تله فيلم را نمي گم * من يك بخشي راهي كه خودم را انتخاب كردم را نگاه مي كنم به افقي كه چشم دارم نگاه مي كنم. مي گويم من قرار اين راه را طي كنم حالا اين فيلنامه فيلمنامه خوبي و ديده ميشود. من سريالهاي كار كردم هنوز مردم منو با آن سريالها مي شناسند. سريال هايي بوده كه ديده شده با آدمهاي مختلف ارتباط برقرار كرده من در آن تله فيلم ارتباط درست برقرار كردند بتوانم بكشونم توي سينما كار موفقي انجام دادم.خودم نظرم اينه - نظر جالبيه ، يعني به واسطه ديده شدن در صفحه تلويزيون بتواني مخاطب را به سينما هم بكشاني؟ *مخاطب سينما خيلي راحته ، اينكه ببينم سالي چقدر مخاطب سينما داريم. الان فكر مي كنم جمعيت سينما در سال هشتاد و دو سيزده ميليون نفر باشد، سال هفتاد و دو سي ميليون نفر بوده. متوجه اي چي ميگم. يعني اين افت علتش چي مي تواند باشد؟ بايد كار كارشناسي بشود ولي وقتي يك فيلمي بالاي يك ميليارد مي فروشد معلومه كه از آن مخاطبين تلويزيون هم اومدند فيلم تماشا كردند شما كه مي توانيد اون سيزده ميليون نفر پنج بار يك فيلم را ديده باشند. - بخشي از مخاطب خانه را كشانده به سينما؟ علتهاي مختلفي داره مي تواند فيلمنامه خوب باشد، نام كارگردان باشد، نام بازيگراني كه حضور دارند. قصه خوب رضا فيلم خوب چي هست من بروم ببينم؟ خيلي دوست هاي زنگ ميزنه ميگه فيلم خوب چي هست من برم ببينم، به نظر كارشناسي من هم احترام ميذاره و ميرود اون فيلم را مي بيند اين تبليغ دهان به دهان كه باعث مي شود اون مخاطب هاي خاموش وارد سالن سينما شود و اون ارتباطي كه بازيگرهاي اون فيلم با مردم و مخاطب خاموش داشتند كه باعث مي شود آنها هم وارد سالن هاي تاريك سينما شود. -پس جالبه به نظر تو اين تعامل بين تله فيلم و فيلم سينمايي داره به سينما كمك مي كند براي فروش؟ من همچين حكمي صادر نكردم .من نظرم اينه كه اگه مخاطب خاموشي باشه كه حاضر نيست سينما برود من مي توانم باهاش ارتباط برقرار كنم از طريق جعبه جادويي تلويزيون و بتوانم بكشانمش سينما من احساس خوشحالي دارم. - در كنارش مثلا يك پول خوبي هم بگيري؟ *خوب به هرحال همه چي رشد ميكنه.. اها بازيگر تله فيلم؟ نه بابا، تله فيلم پول خوب نمي دهند -تله فيلم پول خوب نمي دهند، سينما پول خوب نمي دهند به همين خاطر مجبور مي شويم برويم آگهي هاي بازرگاني تازه در شبكه هاي خارجي هم مد شده كه بعضي ها مي روند توي اين تلويزيون هاي ماهواره اي هم كار مي كنند؟ درست ميگم چقدر پول؟ *من كه نرفتم، نمي دونم چقدر.. و نمي كنم اين كار - يعني اگه يه زماني يه پول خيلي زيادي از طرف يك شبكه ماهواره اي غير مجاز به تو داده شود نمي رود؟ *خودت ميگي غيرمجاز - همين كه غير مجاز باشه كافي است و از خير پولش مي گذري؟ بله صد درصد بسيار خوب خيلي متشكرم ميخوام بپرسم كه چرا مد شده در سينماي ايران كه بعد از اينكه اعلام ميشود كه درگذشته به هر دليلي خيلي زود همه هنرمندها دور هم جمع مي شوندبرايش بزرگداشت مي گيرند. يك تشييع جنازه خيلي مفصل مي گيرند در حالي كه در طول اون ايامي كه اون ادم جز بعضي اوقات فراموش شدگان محسوب مي شود نمي رويم سراغش ،هيچ نقشي را بهش واگذار نمي كنيم هيچ كمكي به حالش نمي كنيم مي مونيم تا وقتي كه درگذشت مي گوئيم واويلا ايشان درگذشت خدا رحمتشان كند. اين را منحصرا راجع به سينماگران مي گويم * حالا من خيلي خاص تر راجع به انجمن بازيگران سينماي ايران در خانه سينما صحبت مي كنيم. ما آخرين مجمعي كه داشتيم براي انتخاب شوراي مركزي انجمن ، من حضور داشتم كامبيز هم بود سام هم بود، خيلي بچه ها بوديم در حقيقت گزارشي را كه شوراي قبلي به اعضاي مجمع و اعضاي انجمن مي خواند اين بود كه صندوق موجود در انجمن ده ميليون تومان است من نمي دونم بايد بگم يا نه بايد بگم. چون احساس مي كنم كه در يك همچين خانواده بزرگ فرهنگي واقعا چيكار ميشود كرد؟ شما خودتان بگذار جاي اقاي داوود رشيدي رئيس انجمن بازيگران با ده ميليون تومان در صندوق شما چه كمكي مي تواني به اون فراموش شدگان كني - به جاي خوبي داري مي رسي من ميگم بازيگرهاي كه دستمزدهاي خيلي كلان دارند در سينما يا در تلويزيون مي گيرند چه ايرادي دارد يك بخشي از دستمزدشان را اختصاص بدهند به يك صندوق حمايتي *اصلا اشكالي بايد قانون بشود و تصويب شود. يعني آن 5 درصدي كه قانون مالياتي كه حذف كرده كه منحصرا براي هنرمندان است آن را دوباره بگذاريم. -بين من اتفاقا مي گويم الزاما با قانون نميشود فرهنگ سازي كرد *ولي من پژمان بازغي كه الان 34 سالمه فكر كنم كه من هم يك روزي ممكن كه نه صد در صد به شرايطي مي رسم كه بهرحال كم كم جوانها بايد بيايند جلو و سينما را دستشون بگيرند من هم ممكن است يك روزي فراموش شوم اگه اين احساس را بكنم كه با اين دستمزدي كه از همه بازيگرها گرفته ميشود اون پنج درصد ، ده درصد ، يك درصد كه در صندوق ريخته مي شود تبديل شود به يك بيمارستان خوب مخصوص انجمن بازيگر ها - خب ببين الان مسيرمون داره شعاري و قانوني مي شود من اينجوري نمي گويم. من مي گم چه ايرادي داره جوان اول هاي سينما دور همديگر مثلا به عنوان يك ان جي او بيايند يك فرهنگ سازي كنند بگويند كارگردان هاي سينما به ما پول خوب مي دهند، تله فيلم هاي تلويزيون به ما پول خوب مي دهند ما يك بخشي از اين پول را براي حمايت از قشري از سينما كه مثلا جزو فراموش شدگان هستند جزو بي بضاعت ها هستند بيائيم خرج اينها بكنيم. * يك مثالي كه بزنم خانه پيشكسوتان هنر كه سركار خانم شهره لرستاني در حقيقت آن را با حمايت مركز فرهنگي هنري شهرداري تهران حدود هفت هشت سال پيش راه اندازي كردند دچار همين مشكل شد. يعني پولي نداشت كه بخواهد تقدير بكند ، تشكر بكند و واقعا اون احترامي كه شايسته يك هنرمند پيشكسوت است را بجا بياورد و در نتيجه تعطيل شد..يعني حالا تعطيل هم نشده كم فروغ شده اين داستان.. يعني در طول سال هاي اولي كه بهرحال بودجه بهش تزريق مي شد مي توانست اين كار انجام بدهد خيلي هم لطف كردند خيلي از هنرمندان پيشكسوت عزيز ما براشون مراسم گرفتند خود بنده شركت كردم ساير دوستان بودند و حالا مثال ديگري بزنم همون خانه پيشكسوتان هنر بعد از اينكه زلزله در بم اتفاق افتاد حركت خودجوشي انجام داد شروع كرد به جمع آوري كمك هاي مردمي - حالا يك اتفاق خوب ديگه در همين تله فيلم ها دارد اتفاق مي افتد، من در خيلي از اين تله فيلم ها ديدم كه از بازيگراني استفاده مي شود شايد سينما دارد آنها را به فراموشي مي سپارد، به نظر شخصي خود اين حركت در تله فيلم هاي تلويزيوني قابل ستايش است. كه ما كساني كه در سينما حالا بخاطر گيشه چون سن و سالي ازشون گذشته يا هر دليل ديگري و كمتر به بازي گرفته مي شود حداقل بتوانيم در قاب جادويي تلويزيون هم چهره آنها را مجددا به ذهن مردم بياوريم و هم اينكه به لحاظ مالي * حداقل كه حداكثر استفاده را ازشان كنيم. چون بهر حال صاحب يك كوله بار تجربه هستند. كه واقعا براي جوانهاي كه مي آيند. امروز خدمت آقاي نصيريان كه بودم صحبت همين شد گفتم كه ما اميدوارم بتوانيم نسل شايسته اي باشيم و بتوانيم سينمايي كه شما با چنگ و دندان حفظ كرديد را بتوانيم حفظ كنيم. يعني كه بتوانيم تجربيات شما را استفاده كنيم. تجربيات در زمينه تئاتر، در زمينه سينما، در تلويزيون، در ادبيات، در نقاشي .اين تجربيات نه شعار گونه حفظ كنيم بهتره يك مراكزي بوجود بيايد يك كلاس هاي ، ورك شاپ هاي برگزار بشود كه بتوانيم اين اتفاقات را دنبال كنيم براي بچه ها آموزش داده شود. من خودم چند تا از اين ورك شاپ ها را رفتم و گذراندم چهارشنبه صبح دارم با اولين كمپ فيلم هاي كوتاه ايران ، چند تا از دوستايي كه آنجا بودند مثلا شهرام شاه حسيني، آقاي قربان پور خودشان خودجوش اين كار را انجام مي دهند توانستند اسپانسر هايي جذب كنند صدو پنجاه نفر آدم را با قطار مي برند در منطقه آلاشت رصد ستاره كنيم و فيلم كوتاه بسازيم و كمپي زندگي كنيم در چادر زندگي كنيم. اين حركت ها انجام مي شود و خيلي فكرهاي بزرگي جوانهاي اين مملكت دارند خصوصا در عرصه هنر ولي احتياج به يك حمايت دارد يعني يك اسپانسري كه بتواند كمك كند به اين بخش هاي فرهنگي و هزينه ها را حداقل كاهش دهد شما بتوانيد كارهاي اينچنيني انجام دهيد. -از اول بحث ما تا الان اين بحث حمايت هاي مالي و مال و پول و ثروت كماكان ادامه پيدا كرده دقت كرديد تا اينجا هم بحث پول مي كنيم. مي گويم كه يك اشاره اي كردي راجع به پر فروش بودن فيلم هاي سينمايي امسال براي من جالب است كه هر دو كارگردان كه فيلم پرفروش در اكران دارند سركار خانم پريسا بخت آور يا جناب آقاي قاسم جعفري جزو كساني هستند كه در تلويزيون پروژه هاي خيلي موفق ساختند و بعد در سينما خوب درخشيدند و اين مربوط به ده دقيقه قبل مي شود كه داشتيم راجع به تعامل سينما و تلويزيون داشتيم صحبت مي كرديم پژمان بازغي ميخوام چند تا سوال خيلي سخت بپرسم كوتاه كوتاه *اگر گفتم كه نمي دونم ديگه نپرسيد بايد جواب بدي كه آخرش هيجان انگيز باشد - اگر قرار باشد كه همين الان فقط بتواني از يك نفر يا يك قشر تشكر كني از چه كسي تشكر مي كني؟ *همين الان؟ - همين الان ، اين جزو سوالهاي سختم است. * از معلمين. - اسم معلم كلاس اولت يادته *سركار خانم نمازي - ساكن تهران هستند ؟چون پدرت نظامي بوده حتما همه جا بودي؟ *نه شمالي هستند -پژمان راست حسيني بزرگترين دروغي كه تا حالا گفتي چي بوده؟ * خب بچه بوديم درس مان يك خرده ضعيف بود به بابامون دروغ مي گفتيم كارنامه را نشان نمي داديم -اون كه خيلي قديميه، يك دروغ جديد بگو كيف كنيم؟ *نه دروغ نمي گم -دروغ نمي گي؟واقعا؟ خوب چقدر براي مرد هزار چهره پول گرفتي؟ *اسرار را نمي توانم فاش كنم -ميگه كه دروغ نبايد گفت هر راست نشايد گفت جز راست نبايد گفت يك همچين چيزي *اگه قرار بود كه اسم خودت را خودت انتخاب كني يعني بعد اينكه به دنيا آمدي مي گفتند اسمت را چي بذاريم چي انتخاب مي كنيم ژوبين ژوبين يعني چي؟ به معني زوبين اسلحه اي بوده كه در ايران باستان براي دفاع از خودشان استفاده مي كرديم نمي دانم چرا يه حسي بهم مي ده -يعني اگر خودت پسر دار ميشدي اسمش را ميذاشتي ژوبين؟ *نه مي گذاشتم سام -اسم هنري پژمان بازغي را در اين برنامه كشف كرديم.اقا بزرگترين اشتباه زندگي ات چي بوده؟ *نمي دونم . خب اشتباه كه زياد بوده ولي بزرگترين فكر نمي كنم -كوچكترين بگو يكي از اشتباهات زندگي ات رو بگو *كوچكترين خب مثلا افسوس مي خورم كه چرا از اول رشته هنري رو مثلا انتخاب نكردم در دانشگاه. - انقدر من اين سوال را در برنامه هاي قبلي پرسيدم گفتم تكراري ميشود. اقا مهندسي صنايع اون هم از دانشگاه امير كبير ؟ شايد مي توانست يك كارخانه دار بزرگ شود؟ پس چرا بازيگر شد؟ديگه اينقدر اين سوال كليشه اي شده كه ديگه نپرسيدم. *البته خب شرايط هم نبود در حد تعداد انگشتان دست شايدم كمتر دانشگاه هنر وجود داشت. -به نظرت ما ايراني ها بايد به خودمون افتخار كنيم؟ *دقيقا -چرا بايد افتخار كنيم؟ *خب خيلي چيزها داريم كه بهش افتخار كنيم سه تا بگو دو هزار و پانصد سال تاريخ مدون باستاني، هزار و چهارصد سال تاريخ ديني ثبت شده و ملت بسيار باهوش - باهوش تمدن دو هزار و پانصد ساله و دين و خدامحوري ،ايراني ها هميشه يكتاپرست بودند .. *اينكه گفتم هزار و چهارصد سال يعني دين كامل را انتخاب كردند. - حتي قبلش هم ايراني ها يكتا پرست بودند بعد دينشان كامل شده و مسلمان شدند. -كلا دو دقيقه فرصت داريم توي اين دو دقيقه ترجيح مي دهيم فكر مي كني مهمترين حرف كه توي برنامه امشب زديم چي بود *ايشالله به فكر اين باشيم كه ان جي او تشكيل بديم من يكي از كساني هستم كه حتما دوست دارم در اين ان جي او باشم به فكر آينده باشيم. به فكر آينده در حقيقت خودمان و در حال حاضر به فكر هنرمنداني كه شايد الان انقدر توان كار كردن ندارند. -يك نتيجه را هم من اضافه مي كنم كه پژمان بازغي تعامل بين سينما و تلويزيون در ساخت تله فيلم پسنديد... *نتيجه رو خودت گرفتي كه دو تا فيلم پرفروش حال حاضر از سينما كارگردان هاي خوب از تلويزيون به سينما آمدند؟ -اشتباه گفتم مگه؟ *نه نتيجه اش رو خودت گفتي آخرين نظرسنجي بر اساس آخرين آمار عرض كنم الان شديم 124041 نفر،64 درصد گفتند نمايشگاه امسال بهتر بود 20 درصد گفتند بدتر بود و 15 درصد گفتند كه فرقي نكرده -خداحافظي كوتاه *خيلي ممنون از دعوت شما اميدوارم حرفهاي خوبي شنيده باشند مردم و آرزو مي كنم برنامه مثلث شيشه اي مثل شب شيشه اي پر فروغ و پر بيننده باشد. سپاسگزارم كه پذيرفتي اولين مهمان ما باشي صداي امير تاجيك مي شنويم كه دارد مي گويد: تمام ميشوم شبي فقط به من اشاره كن خدانگهدار
پنجشنبه,2 خرداد 1387 - 4:23:15

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

.......
پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 10:6

اگه این 50000000

رفته مهران مدیری چقدر گرفته؟

وووووووووووووووووووووویییییییییییییییی

ندا
پنجشنبه 9 خرداد 1387 - 22:3

از برنامه خوبتون ممنونم مخصوصا مجري توانا و قابلتون

طراوت
چهارشنبه 30 مرداد 1387 - 20:30

با تشکر از وبتون

یه خواهشی داشتم اینکه اگر ممکنه آدرسی از یکی از تهیه کنندگان شبکه سیما و آقای بهبهانی نیا(فیلمنامه نویس) در اختیار من بذارید واقعا کمکم کردین

وب ,ایمیل و یا هر چیز دیگه های که به من کمک کنه

با تشکر

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما