ستاره
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 14:59
|
من از وقتی که یادم میاد عاشق سالن تاریک سینما و تماشای فیلم بودم، هرچند خیلی از موضوع فیلم تو اون سن و سال سر در نمی اوردم! اما اولین باری که تو سینما گریه کردم ، موقع دیدن فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله بود ، اونم وقتی که آقای مجری سر کلاه قرمزی داد کشید و کلاه قرمزی هم گل و بهش داد و رفت.... هیچ وقت تو زندگیم انقدر از تاریکی لذت نبرده بودم. چه خوب بود که کسی اشکام و نمی دید و راحت قادر بودم بغضی رو که گلوم رو گرفته بود با اشک آرومش کنم. شاید اولین بار در زندگیم بود که برای ناراحتی یه نفر دیگه ( کلاه قرمزی )، گریه می کردم ....
|
armin
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 15:4
|
cinema paradiso....gerye karadam havar ta
|
فرامرزی
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 15:20
|
کیه که واسه نیاز و سکانس علی خیلی مرده ,خیلی مرد_ بچه های آسمان و پاهای زخمی علی توی حوض _ تب کردن های کلاقرمزی _ سوته دلان _ مادر _پایان دندان مار یا اصلا همین آخریا با قربانی شدن محسن عاشق حکم حداقل گوشه چشمش تر نشده باشه؟
|
محمدعلی
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 16:22
|
آژانس شیشه ای ارتفاع پست هامون به همین سادگی سنتوری قارچ سمی میم مثل مادر پاداش سکوت قسمت آخر مرد هزار چهره آب و آنش خانه ای روی آب ستاره می شود آواز گنجشک ها بید مجنون اعتراض و.....................
|
مینا
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 16:30
|
من سر اون صحنه ی سنتوری که علی به معتادا سوسیس می داد کلی گریه کردم!
|
الف.میم
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 16:34
|
من سر دختر دایی گم شده از اون جایی ش که مروارید علی رو می بره بالا تا آخر فیلم زار زار گریه می کردم.
|
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 17:11
|
من آخرای سنتوری و گیلانه گریه کردم. البته میم مثل مادر هم بود.
|
farshid
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 17:18
|
جادوی سینما ان قدر عجیب است که با بعضی از فیلم ها اشک و بغض نا خود اگاه به سراغ ادم می اید جدا افتاده با بازی جیمز میسن از ان فیلمهایی هست که هر بار که می بینم سکانس هایی از ان را با بغض نگاه می کنم سیرک اثر ماندگار چاپلین سامورایی داستان ادل ه ریش قرمز بچه رزماری تنگنا راه کارلیتو دیوانه از قفس پرید (جک نیکلسن) دالان سبز گاو داستان کوتاه در باره ی عشق(کیشلوفسکی) سارا 25 سنت (با بازی ال پاچینو) لیلا مخمصه سنتوری شوکران بی خوابی و ... این فیلم ها و فیلم هایی که یادم نیست سکانسهایی داشته اند که نا خود اگاه بغض داشتم و گاهی ارام اشک ریخته ام کمتر اشک ریختم و بیشتر بغضم را توی گلو ارام ارام خورده ام . farshid
|
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 17:20
|
منم به شدت با اقای ایرج کریمی موافقم. تنها فیلمی هم که تا حالا واسش گریه کردم یعنی به شدت گریه کردم مسیر سبز بوده و بس.
|
محبت
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 18:25
|
سینما پارادیزو- از کرخه تا راین- میم مثل مادر- سنتوری- مسیر سبز - غریبانه البته شدت احساسات آدم به حس و حالش، به سواد سینمایی اش و سانتی مانتالیزم اثر هم بستگی داره ولی سر سینما پارادیزو- نسخه تلویزیونی اش واقعا حالم بد شد و با 1900 هم بغض کردم.
|
اردشیر
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 18:30
|
من بیشترین گریه هایم رو در شاهکارهای میم مثل مادر و قارچ سمی و ارتفاع پست کردم در خارجی ها هم روزی روزگاری در امریکا (هنوزم که هنوزه یاد بعضی از سکانس هاش میفتم مو به تنم سیخ میشه )
|
محسن
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 18:34
|
من تا اونجایی که یادم میاد سر فیلم رنگ خدا بغضم ترکید و گریه کردم.والبته برای سکانسهایی از فیلم بچه های آسمان
|
ستاره
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 18:42
|
حالا کی به گریه کردن های شما کار داره ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا گریه کردن ها شما به درد کسی می خوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه فیلم هندیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 18:45
|
manam sare masire sabz gerye kardam. ba kheili door kheil nazdik
|
نیما
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 18:51
|
بوی پیرآهن یوسف-اون صحنه ای که بر سر خیابان ها پارچه های آزادی اسیران رو زده....و صحنه ی زیبای صحبت استاد علی نصیریا با پسرش....
|
Amin
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 19:21
|
مادر(كل فيلم) سينما پاراديزو(صحنه هاي آخر فيلم)
|
حمید
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 19:46
|
سنتوری آکواریوم قرنطینه
|
علی
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 20:8
|
میم مثل مادر:دو سکانس آواز خواندن بچه های معلول- سکانس وارد شدن مادر در حالی که با یک آمپول یازگشته و آثار بیماری عود کرده و رد و بدل شدن این دارو بین مادر و فرزند... کلاه قرمزی و پسر خاله:سکانس پایانی و قبل از پیدا شدن کلاه قرمزی در زمانی که آقای مجری با خودش خلوت کرده.... بوی پیراهن یوسف:سکانس قبرستان که علی نصیریان با پسر درد و دل میکنه نه با انکه در قبر است و لحظه جاودانه ای که میگه: منکه میدونم این تو نیستی...این تو نیستی...( اگه بخوام همش و بگم نمیتونید تا اخر متن و بخونید...)
|
مریم
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 20:42
|
من تنها فیلمی که خیلی سرش گریه کردم مسیر سبز بود
|
arash
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 20:56
|
رقص غم انگيز و شادي حزن آلود محمد رضا فروتن در تولد دخترش توفيلم شب يلدا. اتوبوس شب .... ميم مثل مادر...كلاه قرمزي (براي اولين بار)
|
دوست
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 21:1
|
در این مورد با آقای کریمی مخالفم! من با دیدن فیلمهای ظاهرا غمگین و گریه دار « خارجی » ، خنده ام می گیرد!!!! بی اغراق ، بیشترین اشکهای زندگیم را به خاطر آثار حاتمی کیا ریخته ام!!! در هنگام تماشای *دیده بان* و *از کرخه تاراین* بسیار اشک ریختم. و هیچگاه یادم نمی رود که از آغاز تا انجام *آژانس شیشه ای* و *ارتفاع پست* انقدر گریستم که همه چهره و روسری ام از اشک خیس شده بود!!! و از شدت بغض ، داشتم خفه می شدم!!! در بین سریالهای ایرانی: برخی صحنه های *خاک سرخ* و *حلقه سبز* بسیار تأثیرگذار ، تکان دهنده و اشک آور بودند. در *مدارصفر درجه* هم برای سکانس های « تیرباران ماریا و اشمیت » ، و « خوکشی زینت » ساعتها می گریستم. همچنین برای صحنه پایانی *شب دهم*.
|
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 21:25
|
فرار از تله . گوزنها از کرخه تا راین . آژانس شیشه ای . درخت گلابی . دو زن . نسل سوخته . سگ کشی . نیمه پنهان . ارتفاع پست
|
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 22:4
|
پس کلاه قرمزی چی شد ؟ یعنی هیشکی برا کلاه قرمزی گریه نکرده ؟ من که خیلی گریه ام افتاد ! سینما پارادیزو، بادبادک باز، پشت پرده ی مه، میم مثل مادر و ... هم هستند البته.
|
Sam
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 22:5
|
کلاه قرمزی چی شد ؟ یعنی هیشکی برا کلاه قرمزی گریه نکرد ؟
|
حميد
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 22:6
|
من بعد از ديدن فيلم اخرجى ها خيلى گريه كردم، آنجا كه فهميدم چه پول مفتى را خرج بليط كردم
|
azadeh
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 22:8
|
من برای فیلم مادر علی حاتمی وقتی که اکبر عبدی میگه مادر مرد - میم مثل مادر - گرین مایل(مسیر سبز) خیلی گریه گردم.
|
lili
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 22:15
|
man avvalin bar dar cinema paradiso va baad dar cafe setareh geryam gereft.. binahayat taasir gozar bood.
|
Russian Roulette
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 23:2
|
من سر مدرسه ی راک به شدت عر زدم.واسه ی اون دختر سیاهپوسته که تک خون بود.آخرین مورد هم بادبادک باز بود .خدا لعنتش کنه چند تا سکانس بود که نمیتونستم جلوی زار زدنمو بگیرم
|
afshin
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 23:12
|
mim mesle madar
|
فواد
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 23:25
|
موارد خيلي زياده ولي 1-scarface سكانسي كه آل پاچينو شب بعد از كشتن رقيبش ميره پيشه ميشل فايفر... 2-شاهكار قدر نديده و بي بديل تاريخ سينما: a postman always twice ringing
|
s
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 23:41
|
faghat avakhere m mesle madar...
|
nasrin
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 23:52
|
mim mesle madar.gilane. santori.botik man to in filma gerye kardam
|
roodabeh
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 0:28
|
سکانس اول و آخر هامون سراسر به همین سادگی سکانس آخر نیاز سکانس تهران قديم درشاید وقتی د یگر سکانس زندان آخرمارمولک سکانس آخرخانه ای روی آب بوتيک قسمت آخر مرد هزار چهره---سکانس خود کشی لعيا زنگنه در مدار صفر درجه بای سيکل ران
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 0:31
|
من واسه اون سکانس خون بازی که باران لای گِل و لجن دنبال مواد می گشت!
|
مژگان
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 1:3
|
فیلمهای اشک انگیز ایرانی بیشتر طنز ناخواسته میشن من در سکانس پایانی فیلم مصائب مسیح اونجایی که اشک از اسمان برای رنج حضرت مسیح ریخته میشه گریه کردم (در فیلم رنگ خدا جایی که کودک نابینا به خاطر نابیناییش به خدا شکایت میکنه هم گریه کردم)این صحنه تمام تاثیر گذاریش رو مدیون حرفهایی بود که ازدل برامده بود و لاجرم بر دل مینشست
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 1:10
|
mim mesle madar, santouri va otoubose shab
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 2:3
|
نمکیه نمکیه... چیه نگاه داره... این دیالوگ های مهدی فخیم زاده با آن صداش سه چهار کیلو اشک از ما می گرفت. یادش بخیر.
|
اشک
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 2:3
|
این جا چه خبره همه دارن می گریند بابا از بس تو زندگی خودمون گریه می کنیم از غم و غصه یه دقیقه اومدیم یه گشت بزنیم تو سایتهای سینمایی دلمون باز بشه هاااااا آخه چرا؟؟؟ خدایا هر جا میرم باید یه گریه کنم یا از گریه حرف بزنم خســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــته شدم
|
maziar
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 2:39
|
سینمای ایران کلا وضعش گریه دار است
|
lida jo0on
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 2:56
|
santuryy
|
hamoon
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 3:34
|
هانیه ،تنها در وهم "علی سنتوری" بود...ان لحظه ای که در خیالی ماه،علی رو به او می گوید:"کاش میشد بیای و به من دل ببندی..." باریدم...باریدم
|
سورنا وحید
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 3:46
|
برای فیلم زندگی زیباست بادبادک باز از قدیمی ها یادم نیست..!
|
زهرا.ف
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 3:47
|
فیلم لیلا (مهرجویی) و گذرگاه
|
مازیار
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 5:27
|
فقط نفس عمیق اونم چند جاش اولیش اونجایی که خواهر منصور بهش اب نمیده دومی صحنهی مرگ کامران سومی صحنه انتظار ایدا دمه کیوسک روزنامه فروشی با اون موزیک درجه یک که ایدا گوش میده اخریش اونجایی که منصور کلاهش رو بر میداره ایدا موهای کوتاه کردشو میبینه بعدم ایدا روسریشو عوض میکنه تا منصور موهاشو ببینه دست پرویز عزیز درد نکنه که فیلم مرثیه وارش تنها یادگاری نسل ما شده
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 5:51
|
man ashegh filme az karkhe ta rian hastam va vaghti in film ra didam khilyyyyy gerye kardam shayad kande dar bashe ,hata man to tanzha ham gerye mikonam albate to bazi az ghesmathash
|
vandad
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 7:52
|
cinema por az sahnehaye geryedare ke har kodoomesh ba ehsase ye nafaro sharayeto mogheiyatesh sazegare.man khodam sare kheili filma geryam gerfete ama vaghean TITANIC baram ye chize dige boode
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 8:23
|
میم مثل مادر سام و نرگس سنتوری
|
رضا ک
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 9:21
|
خیلی فیلمها بوده چون اصولا من آدمی هستم که وقتی فیلم میبینم خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم حالا چه ایرانی چه خارجی و الان هرچی فکر میکنم یادم نمیاد چی ها بودند ولی دوتاش را هیچ وقت یادم نمیره کل فیلم "میم مثل مادر" بود و یکی هم سکانس آخر "سنتوری"
|
فرهادی
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 9:26
|
باسلام در نوجوانی درآخر فیلم رضا موتوری گریه کردم . بادیدن صحنه ملاقات واله باهمسرش درفیلم بایکوت (تبادل کلاه ) وفیلم مادر مرحوم علی حاتمی گریه کردم . بعدازدیدن ازکرخه تاراین بغض عجیبی گلویم را فشرد . دوسال پیش بعداز دیدن فیلم سینما پارادیزوازسیما ازته دل گریه کردم به یادخاطرات سینمارفتن هاوعشق فیلم وخاطرات جوانی ودوستان رفته ازدست و......
|
رضا
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 9:51
|
فیلم ناخداخورشید ومادر مرحوم علی حاتمی وسینما پارادیزو اشکم را درآوردند.
|
حسين عصاران
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 11:42
|
مگر ميشود"ردپاي گرگ "را ديد و گريه نكرد
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 11:56
|
تنها فیلمی که آدم از اعماق وجودش گریه می کرد میم مثل مادر
|
ونوس کلانتری
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 12:28
|
وقتی همه خواب بودند... سنتوری.... چهارشنبه سوری.... روز سوم.... لیلا...لیلا لیلا.... شیدا... .... اصلا فیلم ایرانی متخصص دراوردن اشک مردمه..از فیلم هندی بدتره
|
سعيد
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 12:31
|
من پاي فيلم ميم مثل مادر هميشه گريه مي كنم البته اگه كسي پيشم نباشه
|
سارا
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 12:43
|
اخرین سکانس فیلم شبهای روشن خیلی گریه کردم اخرین سکانس فیلم شام اخر خیلی گریه داشت اونجا که ستاره نامه مادرشو می خونه
|
علی مووی
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 14:10
|
من با فیلم ایرونی راحت ارتباط برقرار نمی کنم اما توی خارجیها : E.T Schindler's List Passion Of Christ Transmaerica Million Dollar Baby Green Mile Atonement Carrie Philadelphia The Accused Rain Man Piano Forrest Gunp Braveheart In The Name Of The Father Born On 4th Of July At First Sight Deep Impact Dancer In Dark
|
علیرضا
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 14:47
|
درخت گلابی : جایی که در سکانس آخر، محمود در کنار درخت گلابی میگه : خستگی باستانی، خستگی موروثی، ذره ذره از تنم به در می شود. آرامش پر بار این درخت به من هم سرایت کرده است. خوبم، خوشم...... وقتی یاد میمچه کوچولویی میفتی که دیگه نیست و محمود چه عشقی رو به خاطر سهل انگاریش از دست داده، از درون آتیش می گیری. اینم جادوی مهرجوییه. بوتیک : وقتی که با اون دیالوگ های شاپوری متوجه میشیم که چه بلایی سر اتی مظلوم، صاف و ساده و حسرت کشیده و دوست داشتنی اومده. و چون فضای فیلم خیلی تلخ و طبیعی و فوق العادست، بغض شدیدی گلو رو می گیره . کرخه تا راین : موسیقیش رو هر بار که می شنوم، از درونش آتیش می گیرم. شدید گریه داره. میم مثل مادر مرحوم ملاقلی پور : در جای جایش نمی شد جلوی اشک ها رو گرفت. شاید گریه آورترین فیلم تاریخ سینمای ایران باشد. کمی هم آژانس شیشه ای، مادر و شوکران. و در بچگی کلاه قرمزی و پسر خاله. جاهایی که به قولیف کلاه قرمزی کفشهاش رو درآورده و افسرده نشسته کنارشون. و در دهه ی هشتاد، همچنین سر فیلم های سربازهای جمعه، حکم و رئیس، به خاطر وضعیف اسفبار فیلم های کیمیایی بسیار گریه کردم!
|
جواد دهقان زاده
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 14:54
|
فیلم مم مثل مادر .سام ونرگس کم .خیلی از فیلم ها خنده می کردم .چون به دلیل های کلیشه ای .حرکات تکراری .ودر فیلم های قدیمی فیلم سلام بر عشق .فیلم های زیادی دیدم الان توی ذهنم نیست
|
farid
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:0
|
ميم مثل مادر سنتوري قارچ سمي مادر از كرخه تاراين
|
Vahid
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:1
|
Talk to her
|
فرزان
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:12
|
درخت گلابی و غم های محمود که برای میم مینویسد آتشم می زند
|
مهیاس
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:23
|
میم مثل مادر-قسمت اخر مرد هزار چهره-سنتوری
|
حامد
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:28
|
سنتوری- سکانس اول که علی میاد بین مردم و بعد سوار تاکسی میشه و چاوشی شروع به خوندن میکنه- سنتوری-سکانس تزریق حاجی بلورچی واسه پسرش علی- سنتوری-جایی که علی ترک کرده و از دکترش میخواد که بذاره تو بازپروری بمونه- -------------------- بوتیک-سکانس روی پل هوایی و دیالوگهای اتی-. -------------------- درخت گلابی- سکانس خداحافظی میم با پسرک قصه- -------------------- کلاه قرمزی و پسرخاله- سکانسی که آقای مجری برای کلاه قرمزی درد دل میکنه و میگه از بچگی خیلی تنها بوده- ------------------- پدرخوانده-سکانسی که براندو درباره اهمیت خانواده حرف میزنه- ------------------- مالنا- سکانسی که مونیکا بلوچی آرایش کرده میاد بیرون و صد تا فندک جلو سیگارش روشن میشه- ------------------- روزی روزگاری آمریکا- سکانسی که یکی از بچه ها شیرینی به دست پشت در منتظر اون خانمه ست تا شیرینی و بهش بده و بعد... طاقت نمیاره و شیرینی رو تا تهش میخوره- ----------------- رضا موتوری-سکانس آخر که رضا داره میمیره و میگه به عباس قراضه بگین رضا موتوری مرد. بعد هم ترانه مرد تنها و صدای فرهاد شروع میشه- ---------------- بازی پرسپولیس-سایپا- وقتی پرسپولیس گل زد و افشین قطبی دوید، بعد پرید هوا، بعد زانو زد روی زمین- --------------- بازی ایران - استرالیا- جایی که تیم دو تا عقب بود و عابدزاده خندید و کله معلق زد و باز خندید-
سینمای ما - سلام. دوست عزیز اگر تمایل به همکاری با سایت سینمای ما دارید، با بخش ارتباط با ما تماس بگیرید.
|
اميد جهانيان
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:29
|
نشانه يك فيلم خوب اينه كه بتونه يه جاييش، اشك ادم رو دربياره، ربطي كه غم و شادي نداره، حس اشك تعريف نشدنيه... من به تعداد فيلمهاي خوبي كه ديده ام، اشك ريخته ام...
|
مرتضی
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 15:54
|
صحنه ی آخر فیلم های: دوزن سام ونرگس میم مثل مادر کلاه قرمزی و پسرخاله وقتی همه خواب بودن (جایی که فروتن به آدینه میگه من دیوونم) و این اواخر زن دوم (صحنه ای که امیر داره میمیره و با بهرام کوچک راجع به مرگ صحبت میکنه) و قسمت آخره سریال پلیس جوان
|
شیوا
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 16:29
|
من سر میم مثل مادر خنده م میگرفت اما سنتوری وای خدای بازی با احساس واشک در اوردن بود (تو خونه ی علی وقتی از باباش میخواد براش تزریق کنه و.............)
|
SAMI
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 16:49
|
میم مثل مادر
|
منتقد
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 16:57
|
در فیلم شاهکار هدف اصلی، بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران، ساخته ی دوست خوبم، کارگردان بزرگ سینما، آقای قدرت الله صلح میرزایی. جایی که در آخر اون دو نفر در بین درگیری، به هم خیره می شوند و ناگهان به آغوش هم می روند، اشک من رو در آورد واقعا. در همین فیلم شاهکار و بی نظیر تلافی ساخته ی استاد توانا، سعید اسدی عزیز، جایی که نیوشا ضیغمی از پشت شیشه به گودرزی نگاه می کند که در تخت بستری است و زنده مانده. واقعا شاهکار بود و اشک انگیز. در فیلم بزرگ کلاغ پر، جایی که خانوم افشار احساسی می شوند و آرام و خطاب به گلزار می گویند "دیوونه" واقعا در تاریخ سینمای ایران نظیر ندارد. دیوانه کنندست و تلخ. در سوپر شاهکار قلقلک ساخته ی دوست خوبم مسعود نوابی، اون فصل انتهایی که بیژن امکانیان در کنار ماموران پلیس صحبت می کنه، بسیار گریه آور و زیبا و شاهکاره. در فیلم بسیار خوب و بزرگ عروس فراری، جایی که آقای قاسم افشار در فیلم می خونه، واقعا نمی تونم جلوی اشکام رو بگیرم. در فیلم بی نظیر و یکی از بهترینهای تاریخ سینما، یعنی فیلم مهمان، ساخته سعید اسدی عزیز، جایی که امین حیایی وسط دعوا بلند داد میزنه که بابا زنمه، واقعا محیط شدید احساسی میشه و من اختیارم رو از دست میدم. در شارلاتان فیلم به یاد ماندنی ارش معیریان بزرگ، جایی که حیایی به شقایق فراهانی می گوید که خاطر خوات هستم، ویران کنندست. در سینمای ما نظیر نداره. به شدت تحت تاثیر قرار میده و شاهکار بزرگیه. خیلی از این نمونه ها در سینمای ما زیادن. فیلم های بزرگی مثل رازها و تله(واقعا من رو سکانس تحسین برانگیز آخرش تحت تاثیر قرار داد) و.... که من بارها سرشان گریه کردم. و واقعا هم میرزه که انسان برای این بهترین فیلمهای تاریخ سینما، گریه کنه. در عوض تعجب می کنم که برخی از دوستان سر زباله های سینمایی ای چون آژانس شیشه ای، مادر، لیلا، درخت گلابی، هامون، بوتیک، شوکران، سینما پارادیزو، سنتوری، میم مثل مادر، گوزنها، کرخه تا راین، شب یلدا و سگ کشی و.... گریه کرده اند. واقعا براشون متاسفم. باید خیلی هم این فیلم ها رو دوست داشته باشند!!! همین شماها هستید که با حمایت های بی خود و تاسف برانگیزتون از این فیلم ها، باعث شدید سینمای ما هر روز پسرفت کنه. همین شماهایید که با حمایت بی جا از این تولیدات سطحی و عوام پسند، باعث شدید سینمای عزیز ما از راه خودش خارج بشه. چرا باید شاهکار هدف اصلی در گیشه شکست بخوره و در عوض زباله هایی مثل شوکران و سگ کشی و 4 شنبه سوری و لیلا و میم مثل مادر و آژانس شیشه ای و هامون و... همین فیلم های آبکی ای که این افراد سرشون احساسی هم میشن انقدر بفروشه؟ تاسف برنگیزه. وای به حال سینمای ایران. به کدامین سو می رویم؟ متاسف برای همه اتان.
سینمای ما - دوست عزیز. اگر تمایل به همکاری با سایت سینمای ما دارید، لطفا با بخش ارتباط با ما تماس بگیرید.
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 17:7
|
بوی پیراهن یوسف میم مثل مادر صحنه اعدام سرگرد فتاحی تو مدار صفر درجه....
|
ا
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 18:8
|
فکر کنم تو لیست همه حداقل 1 فیلم از ابراهیم حاتمی کیا باشه. به هر حال آنچه از دل بر آید...
|
مبینا
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 19:31
|
من سر فیلم میم مثل مادر سکانس پایانی فیلم و فیلم مجنون لیلی جایی که رامین راستاد حامد بهداد رو میزنه و سکانس پایانی فیلم بچه های اسمان گریه کردم.البته سر فیلمای دیگه ای هم گریه کردم ولی یادم نمیاد.
|
مارال
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 19:45
|
يادمه كلاس اول دبستان بودم كه از طرف مدرسه مارو بردن براي ديدن فيلم كلاه قرمزي...وقتي كه آقاي مجري نامرد شاخه گل كلاه قرمزي رو پرت كرد حدود ده دوازده نفر از بچه ها بلند زديم زير گريه...و ديگه كسي قادر به ساكت كردن ما نبود...يادمه اون سال ديگه مدرسه ماروبراي ديدن هيچ فيلمي نبرد...يادش به خير.
|
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 19:53
|
man ham too sinama ham har saal ke az karkhe ta rayno neshoone mide barash gerye mikonam!
|
سروش
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 20:46
|
اصلا یادم نمی آد ولی انگار سر نیمه پنهان و شب یلدا فکر می کنم باید زیاد گریه کرده باشم اما اصلا اشکام یادم نیست چقدر وحشتناکه که یادم نیست
|
امير
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 20:48
|
سكانش پاياني سينما پاراديزو ... و سكانس حراج فيلم سنتوري در پيادرو ها
|
مرضیه
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 21:7
|
من معمولا خیلی زود گریه می کنم اما در سریال مدار صفر درجه وقتی اون سرگردی که عاشق لعیا زنگنه بود رو می خواستن اعدام کنن ......................به انداره تمامه عمرم گریه کردم..................................................................................
|
عادل
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 21:31
|
فیلمهای ایرانی حتی م مثل مادر نتونستند اشک منو در بیارند ولی سر صحنه آخر تایتانیک گریه کردم
|
Red Ribbon
يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 22:29
|
من اولین بار موقع نمایش فیلم " آژانس شیشه ای" استاد , گریه ام گرفت و از اون به بعد سر دیگر فیلمهای استاد هم این حس رو داشتم. از سینماگران خارجی هم همین حس رو برای فیلم های تیم برتون دارم . (مخصوصا ادوارد دست قیچی)
|
سامان
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 0:56
|
آخرین بار سر فیلم به نام پدر ... وقتی پرستویی رفت پیش گلشیفته تو بیمارستان ... وقتی پرستویی رفت رو تپه ...
|
hassan soltanzadeh
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 2:41
|
از کرخه تا راین . ولایت عشق.
|
ندا
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 3:34
|
سنتوری! آخرین گریه ای که بود! توی سکانس سرخ کردن سوسیسا! آره! آره ! همونو می گم!! همونجایی که علی سنتوری ما، با اون حال اظهر من الشمس می خواد ظر ف سوسیسای داغ رو برداره، یه تیکه نون خشک از رو زمین (که خودش تا خورده) ور می داره. که یه آدم عادی، هر چند بی حوصله، به راحتی با همون تیکه نون تا خورده، بر میداره ظرفو! ولی علی سنتوری ما، اونقدر نا توونه که یه بار، دو بار، امتحان می کنه... نمیشه... مجبور میشه اون یکی دست رو هم به کمک بطلبه! چه میگم آخه! همه دیدیم این زیبایی رو و چه ربطی داره اینا این نوشته ها به اون شاهکار ناتوانی!! اینجاست (علاوه بر کلی جای دیگه) که اشک می ریزیم و به داشتن استاد مهرجویی مباهات می کنیم. ممنون استاد!
|
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 7:24
|
yadam raft begam ruzeh sevom va do zan va yeki az doostan bala goft Brave Heart, At First Sight va albat Troy va Titanic
|
ali
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 8:5
|
man sare filmhaye rooze sevom va mim mesle madare kheyli gerye kardam va bayad begam ke rooze sevom bood ke mano be cinema alaghe mand kard
|
معين
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 10:44
|
اولين بار وقتي معني فيلم وسينما را فهميدم براي كلاه قرمزي سينما گريه كردم .عروسك بامزه سينماي ايران با اون چشمهاي تابه تا و رنگ و وارنگش و چكمههايي كه بغل دستش روي ماشين گذاشته بود. بعدها كه بزرگتر شدم پابه پاي بسياري از فيلمها خنديدم و گريه كردم. اما از آخرين فيلم ميم مثل مادر بود . يادمه از اول تا آخرفيلم اشك ريختم، نميدونم چرا ، با اينكه فيلمهاي بسيار زيباتري ديده بودم . تا اينكه رسول ملاقلي پور ....بعدها فهميدم اين حس نامفهوم كه در تمامي فيلم گلومو فشرده بود از كجا اومده بود. به هرحال مرگ ملاقلي پور به اندازه فيلمش تو اين چندسال اخير منو به گريه انداخت.
|
رضا
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 12:2
|
1- سنتوری 2- از کرخه تا راین 3- لیلا 4- درخت گلابی 5- مادر 6- باشو غریبه کوچک 7- عروسی خوبان 8- هنر پیشه 9- شب یلدا 10- شبهای روشن
|
سیما
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 12:4
|
ایرانی: آژانس شیشه ای از اول تا آخر بغض بدی داشتم، از کرخه تا راین سکانس شکایت سعید کنار رودخانه راین و توی کلیسا ، هیوا غیر ایرانی: - من سام هستم. - گلادیاتور صحنه روبرو شدن ماکسیمیلیان با جنازه همسر و پسرش - Finding neverland سکانس اجرای نمایش پیتر تو خونه برای مادرش - فهرست شیندلر سکانس حمل جنازه دختر بچه با پالتوی قرمز
|
محسن راد
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 12:13
|
یرای بعضی از کارگردانان که امکان ساخت فیلم برایشان وجود ندارد گریه می کنم: ناصر تقوایی اصولا مردم ایران یک پیرهن سفید آماده دارند و که تا کسی بدرود گفت بپوشند طبیعی است که اکثر فیلمهای ایرانی از نظر آنها گریه دار است...اما صحنه ای که در فیلم مادیان سوسن تسلیمی باحسین محجوب درگیر می شود صحنه ای از قارچ سمی که سلمان(فرهاد قائمیان) در قایق موتوری فریاد می زند صحنه ای از اعتراض که یوسف و رضا در آسایشگاه همدیگر را بغل می کنند و از خارجی ها فیلمهای جوزژه تورناتوره صحنه ای از رودخانه مرموز که شان پن می فهمد دخترش مرده است برای سینمای حال حاضر ایران هم می شود گریست سینمایی که حد اعلایش جلوه چند مانکن تمام عیار است از نوروز ٰدایره زنگی(آن هم کمی از صحنه هایش) ر |