سينمای ما - پرونده سریال «بیداری» / گفت و گو با شقایق نوروزی
پنجشنبه 25 مهر 1387 - 6:59

اخبار:      • تنها نماينده سينماي قرن 21 قاره آسيا در بين صد فيلم برتر جهان از ايران است / «سفر قندهار» يكي از صد فيلم برتر تاريخ سينماي جهان به انتخاب هفته‌نامه‌ي «تايم» شد      • بيتا فرهي براي «خون‌بازي» جايزه بهترين بازيگر يازدهمين جشنواره بين پيونگ يانگ را دريافت كرد      • امكان ساخت «شريك» هنوز منتفي نشده است / «تبعيد سايه‌ها» نام تازه‌ترين فيلمي است كه مسعود كيميايي قصد دارد بسازد      • هفته آينده رئيس جمهوري با کارگردانان سينما ديدار خواهد كرد      • «گوي سنگ بدخشان» جشنواره تاجيكستان «ديدار» به پاس يك عمر تلاش سينمايي به عزت‌الله انتظامي رسيد / از سال آينده جايزه‌اي با نام عزت‌الله انتظامي به بهترين فيلم جشنواره اهدا مي‌شود      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
دیوید لینچ تهیه‌کننده می‌شود
اسکار، مافیا را تحریک کرد
جشنواره فیلم لندن با دست پر آغاز می‌کند
براد پیت و کوئنتین تارانتینو همدیگر را دیدند
دختر دیوید لینچ جایزه جشنواره کاتالونیا را برد
«زره‌پوش» با اریک بانا بازسازی می‌شود
آمیتاب باچان خوب می‌شود
رهبران اتحادیه از اعتصاب می‌ترسند
ششلول جیمز باند دزدیده شد
رایان گازلینگ در یک داستان کمیک
جاوید مزارع توت‌فرنگی * (یادداشت جواد رهبر بر فیلم «سرتاسر جهان»
جیمز باند جدید نیاز به جراحی پلاستیک دارد + چند تا از عکس‌های فیلم


دعوت


  (312 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (121 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (248 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (57 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (128 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین، پرخبرترین، کم... / «ترین»‌های سینمای ایران در تابستان 1387...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ / فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»...
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 جواد خیابانی بار دیگر پاسخ داد؛ این بار صریح‌تر به حسین معززی‌نیا / اخلاق را گم کرده‌ایم...
 یادداشت اختصاصی سایت «سینمای ما» برای « کنعان»؛ / نامه‌ای به مانی حقیقی: از زمستان تا حالا...
 حكايت جمع‌آوري بيلبوردهاي «سه‌زن» به روايت منيژه حكمت و مسئول مربوطه ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم «دعوت»؛ / پس از دعوت...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 اظهار نظر رييس كانون كارگردانان سينماي ايران درباره حضور بازيگران در آثار خارجي: / با ديدن تيزر فيلم متوجه شدم اصلا به لحاظ بازيگري اتفاق خاصي رخ نداده است...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 رقابت در گيشه‌هاي پاييزي سينماها داغ شده است / آمار فروش «دعوت»، «كنعان»، «سه‌زن» و «آواز گنجشك‌ها» اعلام شد...
 نگاهي به «سه زن» ساخته منيژه حكمت: / فراموشی تاریخی و بی‌ریشگی يك نسل ...
 سایت تابناک نتایج نظرسنجی‌اش را اعلام کرد؛ / روز حسرت اول و بزنگاه دوم...



گزارش
 با انتخاب بهترين‌هاي كمدي سال سينماي ايران: / دومین جشنواره فیلم کمدی گل‌آقا سی‌ام مهر برگزار خواهد شد...
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......

آرشيو...



پرونده سریال «بیداری»
گفت و گو با شقایق نوروزی


تو دانشجوی تئاتر هستی با گرایش کارگردانی ،چطور شد که بازیگری رو انتخاب کردی؟
من شش ترم در دانشگاه نبی اکرم تبریز بازیگری خواندم بعد برای ادامه تحصیل انتقالی گرفتم و به تهران آمدم.اما از آنجاییکه در آن زمان دانشگاه سوره گرایش بازیگری نداشت ،کارگردانی رو انتخاب کردم.


پس از همان ابتدا به بازیگری علاقه داشتی؟
بله.


(بیداری)یک مجموعه شخصیت محور است و حول کاراکتر (ترنگ)می گردد،انتخاب یک بازیگر تازه کار برای این نقش ریسک بزرگی بوده ،خصوصاً با توجه به اینکه بهرام عظیم پور برای سایر نقش ها حتی نقش های کوتاه از بازیگران قدیمی و حرفه ای تئاتری استفاده کردند؛چی شد که تو برای بازی در نقش (ترنگ)انتخاب شدی ؟
خب آقای عظیم پور کارگردان مجموعه اصرار داشتند که برای این نقش ؛یک چهره ی جدید انتخاب کنند چرا که معتقد بودند این کار کمک می کند به باور پذیر تر شدن شخصیت از سوی مخاطب،یعنی اینکه ایشان میخواستند بیننده تلویزیون بیشتر مجذوب شخصیت درونی ترنگ شود نه بازیگری که آنرا بازی می کند.خب چهره شناخته شده ممکن بود همذات پنداری چهره جدید رو نداشته باشد و یک مقدار نقش های قبلی هم ذهن مخاطب را مشغول کند.بجز این مسئله ، آقای عظیم پور پیش از این بازیگردان بودند و بازیگردانی مجموعه های مهمی را بر عهده داشتند و یکی از دغدغه های ایشان که دراین مجموعه ها هم به چشم می خورد ،معرفی چهره های جدید است. برای بازی در این نقش یکی از اساتیدم،آقای سعید نجفیان من رو معرفی کردند و من هم تست دادم و پذیرفته شدم .البته تا جائیکه اطلاع دارم حدود سیصد تا چهارصد نفر به گفته ی عوامل کار برای این نقش تست داده بودند و حتی بعضی از افراد هم حضورشان برای نقش قطعی شده بود که در نهایت من پس از چندین بار تست دادن برای این نقش پذیرفته شدم.


اولین و آخرین سکانسی که در فیلم بازی کردی را به خاطر داری؟
صحنه ای که سارا و سینا و وحید از زندان و بعد از ملاقات پدر بر می گردند خانه و من و بلور خانم در خانه هستیم اولین صحنه و صحنه ی مواجه با عزیز تابلو در جلوی مسافرخانه آخرین سکانس بود.


چرا بازی در نقش ترنگ را پذیرفتی؟
اولاً موقعی که برای این کار انتخاب شدم اصلاً نمی دانستم که برای نقش ترنگ پذیرفته شدم،فقط می دانستم که برای بازی در نقش یکی از شخصیت های زن انتخاب شدم .من کلیت داستان را شنیده بودم و همان موقع فهمیدم که داستان ،داستان خوبیست.بعد از قبولی در تست و هنگامیکه به من گفتند باید روی نقش ترنگ کار کنم در درجه ی اول چیزی که برایم جذاب بود باز هم خود نوشته بود. فیلم نامه خیلی کامل و خوب نوشته شده بود.دومین معیار برایم شخصیت پردازی بسیار خوب کار بود ،نه فقط ترنگ که تمام شخصیت ها جای کار داشتند و به خوبی تصویر شده بودند.ترنگ که دیگه جای خود دارد.و بجر تمامی اینها گروه خیلی خوبی که گرد هم آمده بودند هم عامل دیگری برای علاقه مندی من برای کار با عوامل این مجموعه بود.


بازیگران پیش کسوت این جموعه چه مقدار به تو کمک می کردند؟
خیلی زیاد.آقای پور حسینی واقعاً برای من استادی می کردند.با توجه به اینکه این اولین تجربه ی کاری من جلوی دوربین بود،شکست های زمانی اذیتم می کردم ،تجربه ی چندانی نداشتم،تعداد لوکیشن زیاد بودو....و حالا به اینها اضافه کنید مثلاً بازی کردن در مقابل آتیلا پسیانی و اضطراب هایی از این نوع . دوستان و پیشکسوتها برای گذر از همه ی اینها واقعا کمکم کردند.


به نظرم واکنشهای ترنگ به حوادث وآدمهای دور و برش بدون ری اکشن های غلو آمیزی که معمولا در بازی های تلویزیونی می بینیم همراه بود،مثلا اوج احساسات نشان دادن ترنگ در مرگ عمو فاضل بوده .اما در کل نوعی بهت زدگی و سردی در چهره و بازی تو در مجموعه مشهود است آیا این نوع بازی خواست کارگردان بوده یا خود تو؟
این بهت زدگی و سردی رو قبول ندارم.اما می پذیرم که ری اکشن های ترنگ در مواجه با حوادث با کلیشه هایی که از این شخصیت ها می بینیم فرق می کند. مثلاً توقع دارند چون ترنگ یک این دختر روستایی شمالی است و تصویر کلیشه ای از یک دختر روستایی شمالی وجود دارد بازی من هم باید مبتنی با این کلیشه باشد اما من ابتدا ترنگ را با توجه به باورها اعتقادات گذشته ای که دارد درک کردم و تاکید کارگردان هم بر این بود که ابتدا ترنگ را با توجه به این ویژگی ها بپذیرم و درونی کنم .پس من همه ی آن ری اکشن های کلیشه ای و معمول را از خودم دور کردم و کارگردان هم اصلاً اجازه نداد وارد همچین حوزه ای بشوم.ترنگ همانطور که در داستان مشخص است پدر و مادرش را در کودکی از دست داده و البته یک سکانسی نوشته شده بود که طی آن عمو فاضل ترنگ را از زیر آوار بیرون می آورد که بعداً حذف شد.عمو فاضل او را با چنگ و دندان بزرگ می کند .پس عمو فاضل از ابتدا سرایدار نبوده در واقع جز آندسته از آدمهاییست که از اسب افتادند اما از اصل نه.حتی اگر دقت کنید می بینید که رادیو از دست عمو فاضل نمی افتد و بعید نیست که ترنگ شبها با قصه ی شب خوابیده باشه.عمو فاضل بر تحصیل این دختر تاکید داشته .یک اتفاقات فرهنگی برای این آدم افتاده که جداش کرده از فضای روستا و همین او را متفاوت می کند .


اما در جاهایی مثل زمانی که برای طاهره نامه نگاری می کند همچنان رفتار آشنای دختر روستایی است همان نامه نگاری اگر از احوالات من جویا باشیدو.....
می گویم این تغییر رفتار اتفاق افتاده اما ای کاش در بعضی جاها بهتر رعایت می شد. شاید.


اهل نوشتن هستی؟
تا حدی.


می خواهم بدانم بجز کمک های کارگردان برای رسیدن به نقش ترنگ خودت چه کارهایی انجام دادی .مثل حتی گوش دادن به یک موسیقی خاص ،خواندن یک داستان و...که به تو کمک کند برای بازی در این نقش.
قطعاً هست.من خودم یکسری قطعه های موسیقی شمالی و ترانه های محلی رو از دوستانم گرفتم وگوش دادم که خیلی کمکم کرد .همچنین شخصیتی تقریباً مشابه این دختر را از نزدیک دیدم و علی رغم آشنایی کوتاه مدتمان بهم کمک کرد.آقای عظیم پور تمایلی نداشتند که من کار خاصی را ببینم تا مبادا الگو برداری بشود.اما تا قبل از شروع فیلم برداری چند تایی فیلم دیدم.اما همه ی اینها قبل از کلید خوردن کار بودیعنی چیزی در حدود دوهفته .آن اوایل کار قسمتهایی از رمان نامه به کودکی که هرگز زاده نشد فالاچی رو هم می خوندم.



در چهره ی تو یک معصومیت و اعتماد به نفس توامان وجود دارد که خیلی به نقش ترنگ می خورد اما یک ایرادی که به بازی تو وارد هست این است که برعکس چهره ،لحن و صدای تو مناسب این نقش نیست و کمی ناپختگی دارد و یا شاید در نشان دادن احساست خساست به خرج میدهی.
اصلاً من و کارگردان نظرمان بر این نبود که لحن نامناسب است یا نوع صحبت و رفتار خشک است.ترنگ در مواجه اش با افراد خصوصاً هنگامیکه وارد شهر می شود حالت دفاعی دارد و اصلاً ترنک کلاً ادم درونگرا و در نشان دادن احساسات خشک هست و حالا ماجراهایی که برایش پیش می آید این را تشدید می کند.


چرا ترنگ لهجه ی شمالی ندارد؟
این خواست کارگردان بود که حتی ته لهجه هم نداشته باشدو یکی از دلایلش این بود که مدام در ذهن مخاطب با لهجه دار بودن ترنگ فلاش بک نخورد به حوادث شمال و موضوعیت اصلی داستان فراموش نشود.



منبع خبر : سینمای ما
دوشنبه,16 اردیبهشت 1387 - 18:12:43

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

پریسا
دوشنبه 16 ارديبهشت 1387 - 18:55

افتضاح بازی کرده بود

حال و رمق حرف زدن که نداشت تن صداش هم زنگ دار و بد بود (آن)بازیگری هم نه تو فزیکش هست نه تو منشش .

نه بازیگر بشو نیست

شاید یه مدتی تو سریالهای درجه دو دووم بیاره اما همون که گفتم بی استعداد و سرده.

حامد
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387 - 1:0

با نظر پریسا کاملا موافقم

و اضافه میکنم بازیش بد جوری رو اعصاب آدم پیاده روی میکنه!

تو بدترین شرایط زندگیش ،تو لحظات شاد و همینطور در حالتهای تشویش و نگرانی میمیک صورتش هیچ تغیری نمیکرد تو این سریال نه شاد شد نه غمگین شد نه نگران و از قسمت اول تا اخر بدون کوچکترین تلاش ثمر بخشی برای القای این حس ها به مخاطب همیشه یه مجسمه باقی موند که فقط بلد بود دیالوگها رو طوطی وار از بر بگه.

مهسا
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387 - 2:23

چرا تو تيتراژ اسمشو مرضيه نوروزي مينوشت؟

baran
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 13:11

بازي اين دختر افتضااااااااااااااااااح بود. يعني آدم چقدر حلش مي تونه بد باشه كه براي همچين نقش خوبي اين دختر منگ رو انتخاب كنه. آقاي عظيم پور ميشه به ما جواب بديد؟ اينهمه بازيگر دختر خوب ! اصلا جون نداشت حرف بزنه . اين نقش پر بود از موقعيت هاي خوبي كه يه بازيگر خوب مي تونست باهاش سكوي پرتاپ خوبي درست كنه . اي اي اي !!

تارا
سه‌شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 16:18

نه قیافه خوبی داشت نه صدای قشنگی داشت نه بلد بود بازی کنه ...خدا شانس بده!!!

nazy
شنبه 4 خرداد 1387 - 15:23

شاید این خانم هم مثل دهها پسر و دختر خوش شانس دیگه که این فرصتهای طلایی را هدیه می گیرن بتونه بیادو جا باز کنه اما من دلم برای این سریال خوبی که اتفاقا به موضوع تازه و جالبی مثل عقد کردن دخترو پسرها و مسائل و تبعات آن پرداخته بود می سوزه که چه بی سرو صدا اومد و رفت و اثری که باید میگذاشت نتونست بذاره و دلیل آنهم فقط اتنخاب اشتباه بازیگر اصلی یعنی ترنگ خانم بود .به نظر من اگه یک بازیگر خوب و کار درست این نقش را بازی می کرد این سریال می تونست بهترین سریال سال86 شبکه سه بشه .اصلا نقش این خانم عملا از دست رفت چون تماشاگر به جای اینکه حق را به اون بده نا خداگاه نمی تونست دوستش داشته باشه و به همین دلیل هم گاهی آدم دلش خنک می شد که می دید داره اذیت می شه .

من ضمن آرزوی موفقیت برای این خانم که قطعا باید با کلی آموزش و تمرین به دست بیاره به این آقای کارگردان و همه کارگردانان عزیز توصیه می کنم که به جای دلسوزی برای بچه های دوست وآشناکه درس بازیگری خوندن و بیکارن و به جای رودربایستی با درو همسایه ونون قرض دادنهای مصلحتی به تهیه کننده ها و غیره . . . بهتره دلشون برای اثرشون بیشتر بسوزه و با این انتخاب های مصلحتی کار سینما و تئاتر و هنر نمایشی را ازاین که هست خرابتر نکنن . همینطوری هم این هنر بیچاره در حال احتضاره . یکدفعه فاتحه آخرو بخونین و به خاکش بسپارید دیگه . . اینجوری والله بهتره


دوشنبه 27 خرداد 1387 - 14:17

واقعا برای بعضی ها متاسفم که فکر می کنن همه باید زیبا باشن بازیگر نقش ترنگ را باید کسی بازی می کرد که چهرهی معمولی با نگاهی غمناک داشته باشه که از دهات اومده به تهران وخیلی مات و مبهوت نگاه می کنه چهره ی شقایق نوروزی هر چه که بود منحصر به فرد بود و در ذهن همه ماند به نظرم نقشش را اون طور که باید می بود خوب بازی کرده بود کاراکتر خاصی بود در سریالهای که با بیداری همزمان پخش می شدند

حامد پریسا نازی تارا باران لطفا در حرفه ای که تخصص ندارید نظر ندهید همه ی آدما مثل هم نیستند ما باید همهه مدل چهره بازیگر داشته باشیم یک سری آدم مثل شما در راس سینمای ایران هنوز هستند که سینمای ما پیشرفتی نمی کنه من می دونم همون شماها گلزار رو می خواین با مهناز افشار در فیلم کلاغ پر مسخره که بهنوش طباطبایی هم بازی می کنه

matin
پنجشنبه 6 تير 1387 - 0:40

badtarin bazigari ke ta emrooz didam va badtarin entekhab baraye in naghsh

مینا
پنجشنبه 17 مرداد 1387 - 11:55

اصلا بازی جالبی نداشت کارگردان در مورد ما تماشاگر ها چی فکر کرده بود یعنی ما اینقدر احمقیم

النازوسولماز
جمعه 29 شهريور 1387 - 16:7

شقايق جون اميدواريم موفق باشي ارزوي بهترينها براي تو.دوقلوها.دوست داريم

سمانه
دوشنبه 1 مهر 1387 - 8:11

فقط ميتونم بگم افتضاح بود

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما