سينمای ما - گزیده کتاب سال سینمای ایران ماهنامه فیلم - 1386 / بیلچه و خاک (داستان کوتاهی از ترانه علیدوستی)
دوشنبه 2 فروردين 1389 - 3:34

I نظرسنجی I

بهترین فیلم جشنواره 28 را انتخاب کنید




سينماي جهان
من تسلیم شده‌ام
همه چیز با فیلمنامه آغاز می‌شود و به پایان می‌رسد
جورج كلوني این بار واقعا روانه بيمارستان شد
مریل استریپ امسال هم گزینه اصلی اسکار است
جیم شرایدن برای فیلم تازه‌اش دنیل کریگ را انتخاب کرد
سایت‌اند ساند 50 فیلمساز نامتعارف سینما را معرفی كرد
معرفی کامل فیلم «جی آی جو: ظهور کبرا» - حامد مظفری
سال‌هایِ از دست رفته (یادداشت گِئورگ ویلیامسون بر فیلم «تابستان» ترجمه پیمان جوادی)
گفتگویی با استاد ژاپنی انیمیشن جهان به بهانه نمایش فیلم تازه‌اش
قسمت‌های پنجم و ششم «اسپایدرمن» را نویسنده «زودیاک» می‌نویسد
فرار بزرگ (یادداشت برایان لوری –ورایتی- بر مجموعه تلویزیونی «فرار از زندان: فصل اول» ترجمه پیمان جوادی)
معرفی کامل «آدم‌های بامزه» - حامد مظفری


هیچ


  (19 رأي)

گارگردان :
عبدالرضا کاهانی
به رنگ ارغوان


  (8 رأي)

گارگردان :
ابراهیم حاتمی كیا
تسویه حساب


  (10 رأي)

گارگردان :
تهمینه میلانی
پوپک و مش ماشاالله


  (5 رأي)

گارگردان :
فرزاد موتمن
طهران تهران


  (50 رأي)

گارگردان :
داریوش مهرجویی



گزیده کتاب سال سینمای ایران ماهنامه فیلم - 1386
بیلچه و خاک (داستان کوتاهی از ترانه علیدوستی)


ـ « سلام شريفففه. »
پسر بچه چشمهای آبياش را به او دوخته بود. خيلی معمولی. مثل همة وقتهای ديگری که نگاهش ميکرد. نفهميده بود که غافلگيرش کرده. شريفه سرش را برگرداند:
« سلام .»
ـ « داری چکار ميکنی؟»
کيف کوچک کودکستان توی دستهايش تاب ميخورد. کيف رنگارنگی که روی آن يک هندوانة پارچهاي دوخته شده بود. يک هندوانة درسته که نه، يک هندوانة قاچشده. پارچهاي هم نبود، يکجور پلاستيک براق بود. حتماً داخلش يک موز بود و يک ساندويچ اسفناج. همانی که پسربچه دوست نداشت، و صبح، برای اين که آن را از دست مادرش نگيرد، دور خانه ميدويد. شريفه، يک طبقه پايينتر، با صدای پاهای او از خواب بيدار شده بود. بدنش خشک و کوفته بود و حس ميکرد استخوانهايش را به تشک دوختهاند. نگاهش روی خط دودیرنگی که ديوار و سقف را به هم ميرساند باز شده بود. پسربچه از طبقة بالا روی خط دودی پا ميکوبيد. با شيطنت جيغ ميزد. صدای بیحوصلة مادر جوانش زير لجبازیهای او گم ميشد. بعد صدای پاهای کوچک، گوشة سقف را گرفت و از کنار ديوار دويد طرف چراغی که از سيم لخت وسط سقف آويزان بود و روشن مانده بود از ديشب. آنجا مکث کوتاهی کرد به اين اميد که مادرش وسوسه شود بيفتد دنبالش. بعد که موفق شد، محکمتر، تندتر، شادتر، از تَرَک باريکی که به طرف ديگر اتاق ميرسيد سرازير شد و کنار آشپزخانه ـ درست آنجا که پنجرة شريفه به حياط خلوت باز ميشد ـ گير افتاد. صدای شليک خندهاش اما معلوم نبود از کجای خانه ميآيد. انگار که از همة سقف خنده ميريخت. باخته بود. بايد ساندويچ را ميبرد.
شريفه پرسيد: « ميری مهدکودک، نه؟»
ـ «بله »
مادر پسرک، از کنار در کوتاه حياط صدايش زد. شريفه قد راست کرد. مادر پسرک او را که ديد سرش را کج کرد، لبخند زد و صورتش از نور يکوری آفتاب جمع شد. دست تکان داد. دستکش دستش بود. شال شيریرنگی هم گردنش. شريفه به دستهای خودش نگاه کرد که از سرما مثل جسم سرخ منجمدی به دستة چوبی بيلچه چسبيده بودند. سبزیِ چمنِ حياط رفته بود زير ناخنهايش. پسرک را نگاه کرد. گفت: «مادرت منتظره. »


(متن کامل این داستان را در کتاب اسل سینمای ایران مجله فیلم 1386 بخوانید)

شنبه,17 فروردین 1387 - 14:18:23

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


پنجشنبه 29 فروردين 1387 - 7:26
-1
موافقم مخالفم
 

خیلی مبهم بود !!!!!

یک خواننده سابق مجله فیلم
پنجشنبه 16 آبان 1387 - 23:3
-1
موافقم مخالفم
 

راستی اگر این داستان کوتاه را یک نویسنده جویای نام که شهرت " ترانه علیدوستی " را ندارد ، می‌نوشت ، باز هم در معتبرترین مجله سینمایی کشور چاپ می‌شد .

پاسخ منصفانه به این سوال خیلی چیزها را روشن می‌کند.

به نظر من آن‌چیزی که روشن می‌شود نامش پولش است . یعنی یک سری عاشق سینما ، از موقعیت خود نسبت سایر عاشقان بی‌دست و پا تر سینما استفاده می‌کنن ، و در مجلات و وب‌سایت‌های سینمایی خود نامه یا داستانک یک آرتیست را چاپ می‌کنند . تا نگاه‌ها را به سوی خود متمایل کنند ، خوب معلوم است وقتی نگاه‌ها و کلیک‌ها به سوی آدم بچرخد ، به تبع آن خیلی چیزای خوب دیگری هم گیر آدم می‌آید .

پول در آوردن به این شکل اصلاً چیز بدی نیست ،

اما مشکل وقتی پیش می‌آید که ما داستانی را در مجله یا وب‌سایت خود منتشر کنیم ، که حداقل ده‌هزار تا مانند آن در وبلاگهای فارسی وجود دارد .

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       





             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2009, cinemaema.com
Page created in 0.857455015182 seconds.