سينمای ما - نزول تدریجی / یادداشتی بر «آواز گنجشک ها»
شنبه 28 ارديبهشت 1387 - 10:22







نظر سنجی

بهترین فیلم اکران نوروزی 1387 کدام است؟



تلافی


  (160 رأي)

کارگردان:
سعید اسدی
-------------------------------------
پابرهنه در بهشت


  (268 رأي)

کارگردان:
بهرام توکلی
-------------------------------------
به همین سادگی


  (409 رأي)

کارگردان:
رضا میرکریمی
-------------------------------------
مجنون لیلی


  (331 رأي)

کارگردان:
قاسم جعفری
-------------------------------------
زن دوم


  (340 رأي)

کارگردان:
سیروس الوند
-------------------------------------
دایره زنگی


  (776 رأي)

کارگردان:
پریسا بخت آور
-------------------------------------


عناوین خبرها
 یادداشت امیر قادری درباره افشین قطبی و اهمیت بازی امروز / سرتان را بچرخانید، این بالا ما را می‌بینید آقای قطبی...
 مهدی سلوکی در دبی / گزارشی از مراحل تولید فیلم «زادبوم»...
 پولاد که هست / فروتن، بهداد یا سعید راد؟ مسعود کیمیایی انتخاب می‌کند...
 پرستویی در سریال هنرمند یا فیلم مقدم؟ / امین حیایی در «سن‌پترزبورگ»...
 تدوین «خروس جنگی» در مراحل آخر / زن و شوهری که جای‌شان را عوض می‌کنند!...
 مسعود ده‌نمکی، تهیه‌کننده زیاد دارد / از فهرست هشتاد نفره، چهل‌تای‌شان را انتخاب می‌کنیم...
 بهرام بیضایی اعلام کرد / فیلمبرداری فیلم‌ام دو ماه طول می‌کشد...
 چارچنگولی کلید خورد...
 در روز فیلمنامه‌نویس / فیلمنامه‌نویسان برای کیارستمی كارت عضويت افتخاري صادر کردند...
 بهروز افخمی درباره آخرین پروژه‌های سینمایی‌اش / انیو موریکونه را از ما ترساندند / کار صدای آمریکاست...
 مجیدی در اجتماع سازندگان فیلم کوتاه / امروز صدای پای ابتذال را در سینما با تمام قوت‌اش می‌شنویم...
 «دايره‌زنگي» هم به باشگاه ميلياردي‌ها اضافه مي‌شود / گزارش اكران سينماها در هفته سوم ارديبهشت...
 فيلم اول شهرام مكري در مرحله صداگذاري است / احتمال نمايش «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشن خانه سينما...
 گفت‌وگو با ترانه‌سراي آثار محسن چاووشي و «سنتوري»: / «محسن [چاوشي] هم رفته‌رفته به شناخت رسیده و علم و آگاهی‌اش بیشتر شده»...
 تلاش‌هاي جمال شورجه براي جذب سرمايه ساخت فيلم «نفوذي» با شكست مواجه شد: / «سرمايه‌گذاري‌ها به سوي فيلم‌هاي دختر پسري ، آثار فمنيستي يا ديگر موضوعات ناپسند مي‌رود»...
 حسام نواب‌صفوي در نقش يك بازيگر سينما در «وقتي همه خوابيم» بازي مي‌كند / گزارشي از بازسازي شهر تهران براي ساخته جديد بهرام بيضايي...
 گفت‌وگو با پريسا بخت‌آور، پس از موفقيت «دايره‌زنگي» در گيشه: / يک اجراي اشتباه مي تواند بهترين فيلمنامه ها را تبديل به فيلمي ضعيف کند...
 گپی با ایرج کریمی درباره فیلم‌ به نمایش درنیامده‌اش / می‌خواهیم با یک پخش کننده معتبر قرارداد ببندیم...
 يادداشتي بر "به همين سادگي" ساخته رضا ميركريمي / به همین سادگی از کنارش نگذریم...

آرشيو...



پربیننده ترین اخبار هفته
 در گفت و گوی مفصل اخیرش با ماهنامه فیلم / مهران مدیری بالاخره به حملات علیه مجموعه «مرد هزارچهره» پاسخ داد...
 شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟ / از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و......
 عکس جدیدی از «دعوت» / حاتمی‌کیا: فضا را برای ساخت فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی» فراهم کنیم...
 آخر بهار / مهران مدیری بالاخره کلید می‌زند؟!...
 مهناز افشار مستند می‌سازد...
 پژمان بازغی از فیلم حاتمی‌کیا حذف شد...
 کارگردان «همخانه» امیدوار است که فیلم‌اش رکورد فروش را بزند...
 اعتراض کمال تبریزی به حذفیات سریال «شهریار» / رئیس صدا و سیما پسندیده اما سیما فیلم سانسور می‌کند...
 «دايره‌زنگي» هم به باشگاه ميلياردي‌ها اضافه مي‌شود / گزارش اكران سينماها در هفته سوم ارديبهشت...


نزول تدریجی / یادداشتی بر «آواز گنجشک ها»
نزول تدریجی / یادداشتی بر «آواز گنجشک ها»


سینمای ما - امیررضا نوری پرتو:  یکی از شلوغ ترین سانس های جشنواره از اولین روز تا کنون، مربوط به آخرین ساخته مجید مجیدی بود. سالن نمایش- چه در طبقه پایین و چه در بالکن سینما- مملو از تماشاگران مشتاق بود. آواز گنجشک ها داستان کریم (رضا ناجی) کارگر یک مرکز پرورش شترمرغ است که با خانواده اش در یکی از روستاهای اطراف تهران زندگی می کند. کریم به دلیل خراب شدن سمعک دخترش و نزدیک بودن امتحان او مجبور می شود به شهر بیاید اما هزینه تهیه مجدد سمعک از توان او خارج است. او که به دلیل فرار شترمرغی از مرکز، کار خود را رها کرده متوجه می شود که از طریق کار با موتورسیکلت اش در تهران می تواند پول خوبی به جیب بزند و هزینه زندگی اش را تامین کند. او با آمدن به دل شهر با آدم های گوناگونی روبرو می شود. در عین حال پسر کریم به همراه دوستانش آرزو دارد تا آب آب انبار را از لجن خالی کند و شاه ماهی قرمزی را به درون آن بیاورد. فیلم داستانی ساده دارد. مجیدی خوب بلد است که در فیلمنامه آثارش گره افکنی کند اما وقتی قهرمان فیلمنامه اش را در شرایط بغرنجی قرار می دهد معمولا از ادامه دادن داستان در مسیری درست و دراماتیک عاجز است و به حرکات دوربین و مناظر خوش رنگ و لعاب و مفاهیم سطحی معنوی روی می آورد. مجیدی در آواز گنجشک ها تیر خلاص را به پیکر کارنامه فیلمسازی خود شلیک کرده است. فیلم در بسیاری از سکانس ها به لطف بازی خوب رضا ناجی و مزه پرانی های او جالب توجه است (راستی چه فرقی میان تیپ رضا ناجی آواز گنجشک ها با رضا ناجی در دیگر فیلم های مجیدی و فیلم باد در علفزارها می پیچد بود؟)، اما مشکل اینجاست که اگر این سکانس ها را از بطن فیلم بیرون بکشیم خللی در روند داستان به وجود نمی آید. خیلی راحت می توانستیم تقابل کریم را با بسیاری از مسافرانش کم و زیاد کنیم. اگر فصلی که کریم به دنبال شترمرغ در دشت ها می رود یا آن سکانس طولانی کمک اجباری در اسباب کشی به یکی از مسافران و یا فصل جا ماندن کریم از سایر موتورسواران حامل وسایل خانگی و تردید او برای تصاحب یا فروش آن یخچال نو را حذف کنیم، آیا خدشه ای به فیلم وارد می شود؟ مجیدی با دلسوزی دست روی فقر قشر مهجور جامعه گذاشته اما نتوانسته روح زمانه و مشکلات کمرشکن اقتصادی و اجتماعی را که از علل اصلی این تیره روزی هاست، در اثرش تزریق کند. ای کاش فیلم در مورد له شدن فردی بود که می خواست هر طور شده در شرایط بغرنج کنونی خانواده اش را از تنگدستی نجات دهد و جلوی آنها سر خم نکند(اینجاست تفاوت نگاه فیلمسازانی مثل مجیدی با کارگردانان بزرگ سینمای نئورئالیست ایتالیا). اما به جای این دیدگاه رئالیستی و تلخ، متاسفانه باز هم شاهد نمادپردازی های کلیشه ای هستیم؛ نظیر تلاش دسته جمعی بچه ها برای نجات جان ماهی، گرفتار شدن کریم در وسایل بنجل و دست دومی که از شهر به ارمغان آورده و در گوشه خانه اش انبار می کند، باز کردن پنجره برای گنجشک گرفتار در اتاق و نماز خواندن او در مقابل یک خانه مجلل در تهران. فیلم پس از شکستن پای کریم و خانه نشین شدن او، همان ریتم یکدستی را هم که دارد از دست می دهد و عملا تمام شده به حساب می آید. دختر خیلی راحت به او می گوید که برای امتحان نیازی به سمعک ندارد. اصلا چرا این را از همان ابتدا نگفت تا پدرش این همه به دردسر نیفتد؟ (اگر هم قضیه فداکاری برای شرمنده نشدن پدر باشد خب پس چرا از ابتدا بر عدم نیازش به سمعک پافشاری نکرد؟) ذکر این نکته خالی از لطف نیست که با توجه به حال و هوای فیلم و نرفتن بچه ها به مدرسه، این سوال پیش می آید که چطور دختر کریم یک ماه دیگر امتحان دارد؟ از دید بصری، مجیدی باز هم از لحاظ قاب بندی و گرفتن مناظر و بادی که در علفزارها و بوته ها می پیچد تصاویر دل فریبی گرفته است. ضمن اینکه این بار با کمک دوربین تورج منصوری با تجربه، میزانسن های قابل توجهی از دل شهر تهران خلق کرده است. البته آن دو هلی شاتی (نمای هوایی) که از کریم یک بار در زمان جستجوی شترمرغ و بار دیگر در حال حمل درب کهنه آبی در دل مزرعه ای مشاهد می کنیم تنها برای خوش آب و رنگ تر کردن کار به نظر می رسد و کارکرد زیبایی شناختی دیگری ندارد. فیلم چند پایان دارد اما با رسیدن به هر کدام باز هم ادامه پیدا می کند. آنجا که کریم در وانت برای بچه های دل شکسته آواز می خواند یا صحنه رها شدن ماهی در آب تمیز آب انبار یا باز کردن پنجره برای گنجشک گرفتار در اتاق (که پیش از این به آنها اشاره شد)یا نقاشی دختر کریم روی گچ پای پدر همه می توانست پایانی برای فیلم باشد. اما فیلم روی رقص شترمرغی تمام می شود که هر چه فکر می کنیم هیچ کارکردی در سرانجام مضمون فیلم ندارد. ای کاش که فیلم مجیدی کمی به اندازه گریه آن بچه ها برای ماهی های ریخته شده بر زمین صداقت داشت و ای کاش که خود مجیدی فکری به حال نزول تدریجی کیفیت فیلم هایش می کرد !

منبع خبر : سینمای ما
سه شنبه,23 بهمن 1386 - 13:0:40

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

ali-sh
سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 14:25

عالی بود

Hectorist\
سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 15:41

آقای نوری پرتو ، بنده به شما یه نصیحتی میکنم، و اون اینه که وقتی تصمیم میگیرید یه فیلم رو ببینید ، فقط به اون فیلم فکر کنید. در زمان تماشای یک فیلم دنبال این نباشید که یه جایی یه چیزی گیر بیارین تا باهاش نقدتون رو پر کنید. مشکل اینجاست که شما ذات سینما و فیلم رو فراموش کردید. وقتی در زمان تماشای فیلم به فکر نوشتن نقد و ایراد هاتون به فیلم ها باشید ، نتیجه میشه اینی که هست !!! من فقط میخوام به شما نشون بدم که چیز زیادی از فیلم نفهمیدید و هیچ تلاشی نمیکنم تا نگر خودم رو نسبت به این فیلم در اینجا بروز بدم.

به نظر شما چه طور میتوانستیم یه سری از سکانس هایی که اشاره کردید رو از بطن فیلم بیرون بکشیم. چه جوری میتوانستیم بفهمیم که چرا کریم به اون دختر بچه پول نداد و رفت؟ چه طور میتوانستیم این رفتار او را توجیه کنیم؟ رفتار مردی که آنقدر مهربان بود که از آزار دادن شترمرغ ها توسط کارگران برایش غیرقابل تحمل بود.

به نظر شما دختر کریم چه جوری میتوانست روی حرف پدر ( شاید یک دنده اش ) حرف بزند؟ آیا اگر حرفی هم میزد پدرش به او توجه میکرد؟ تعارف را که میدانید چیست !!! وقتی میگویم فیلم را بادقت نگاه کنید بدین معناست که متوجه بشید ، دختر واقعا بدون سمعک نمیشنود . وقتی کریم به دخترش در پماد را نشان میدهد و او را صدا میکند دختر نمیشنود و هر کسی به این نتیجه میرسد که دختر ن م ی ش ن و د

و باز همانطور که گفتم باید در زمان پخش فیلم ، فقط فیلم دید. وگرنه نمیتوان متوجه شد پلانی را که پدر دخترش را با بستن بند کفشهایش به سوی مدرسه بدرقه میکند و نمیتوان دید دخترانی را که به سمت مدرسه میروند را !!!

گلاب
سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 15:41

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

يعني منتقد هايي پيدا مي شن كه نتونن معناي زيباي يك فيلم رو درك كنند و فقط ظاهر رو بچسبند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باورم نمي شه كه بشه اين گونه يه اين فيلم زيبا نگاه كرد !!!!!!!!!!!!! يعني واقعا شما از درك اين نكته كه رقص اون شتر مرغ به چه معنا بود و چرا فيلم انجا تمام شد و چرايي فصل جدا ماندن از موتورسواران عاجزيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ببخشيد آقاي منتقد! شما چگونه فيلمي را مي پسنديد؟؟؟

amir
سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 15:57

ey kash shoma yekam naghd nevisi balad boodi aghaye noori parto!

شهاب
سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 22:13

لطفآ اظهار نظرهای شخصیتان را برای خودتان نگه دارید.اینجا پر است از منتقدان و صاحب نظران بی سواد. آقا بدهید ما هم چند سطری از این نقدهای آبگوشتی بنویسیم تا مجموعه تان کامل شود.

سهیل
سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 23:53

آقای منتقد عزیز شمایی چطور به خود اجازه می دهید که اینگونه یکی از بهترین کارگردان های سینمای کشورمان را زیر سوال ببری و اینگونه بر علیه این فیلم جبهه بگیری چرا عده ای از این منتقدان انقدر بی انصافند و برای بزرگ کردن خودشان بزرگان دیگر را زیر سوال می برند همین مجید مجیدی بود که با فیلم بچه های آسمان برای اولین بار فیلمی از ایران را در میان کاندیداهای اسکار قرار داد همین دست از منتقدان بودند که دل رسول سینمای ایران را شکستند و بعد از مرگ او لب به تحسین او گشودند آقای عزیز اندکی انصاف هم چیز خوبی است

sanaz
چهارشنبه 24 بهمن 1386 - 12:48

آقاي پرتو براي نگاهت متاسفام .

تو مجبور به نقد نوشتن نيستي!!!!!! پس ننويس.

در ضمن با Hectoristخيلي موافقم.

سینمای من
چهارشنبه 24 بهمن 1386 - 13:10

آقای منتقد..یعنی فیلم آنقدر که شما عرض کردید افتضاح بود..لحظه ای صبر ..اکران نزدیک است...

نوآموز
چهارشنبه 24 بهمن 1386 - 18:24

بايد بگم كه من با اينكه فيلم در انتها چند پايان داشت و من هر لحظه منتظر تيتراژ بودم موافقم ! اما از ديد من مشكل بزرگي در فيلم انطور كه شما بزرگنمايي كرديد اصلا وجود نداشت . اثر يك فيلم روان و خوش ساخت بود كه با كارگرداني خوب مجيدي به خصوص بازي گرفتن عالي او از بچه هاي فيلم به هيچ وجه خسته كننده نبود ! در ضمن از وسواسي كه خرج ساختن آن لوكيشن هاي زيبا و رئال شده بود نبايد به سادگي گذشت .


پنجشنبه 25 بهمن 1386 - 22:27

Hectorist درست ميكه

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.571302890778 seconds.