سينمای ما - نگاهي به كارنامه سينمايي بهرام رادان: «من نگران آن کودکی گمشده ام»
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 13:11

اخبار:      • تجربه تماشاي شيرين كيارستمي / حذف به قرينه هوش تماشاگر      • يادداشتي از بهزاد عشقي درباره عباس كيارستمي و تجربه «شيرين»: / کیارستمی بیش‌تر به فیلمساز بازنشسته‌ای بدل شده که با سینما تفریح می‌کند      • بزرگداشت بهرام بيضايي در جشن سينماي ايران: / بهرام بيضايي:«اميدوارم نسل جوان مثل ما عمرشان را اين‌گونه به بطالت نگذرانند»      • گزارش بزرگداشت سيف‌الله داد و كاظم فريبرزي در جشن سينماي ايران      • تجليل از جمشيد مشايخي در جشن سينماي ايران: / مسعود كيميايي: «من كه بچه بودم، خيلي سخت بود كه با او قدم به قدم جلو بيايم»      







نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
«کشتی‌گیر» جشنواره ونیز را تمام کرد
رابرت دنیرو از «لبه تاریکی» کنار رفت
احتمال حضور مگوایر و رایمی در «اسپایدرمن 4و 5» زیاد شد
«شرک 4» به اضافه تام کروز
نماینده مجار اسکار سفرش را آغاز کرد
نامزدهای بهترین فیلم سال 2008 سینمای اروپپا اعلام شدند
نام دنزل واشنگتن در «کتاب الی» نوشته شد
توریست‌های غربی به بالیوود می‌روند
همدردی با بانوی مهربان (نقد درک الی -ورایتی- بر فیلم «همدردی با بانوی انتقام» ترجمه پیمان جوادی)
مایکل مور فیلم تازه‌اش را به طرفدارانش هدیه کرد
اردن اولین فیلم تاریخ‌اش را برای اسکار اعلام کرد و آلمان 5 نامزدش را
از کنستانتین کوستا گاوراس تقدیر می‌شود


   

.
فرزند خاک


  (103 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (68 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (86 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (217 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (679 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (409 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 با انتشار پوستر فيلم «مجموعه دروغ ها» (ريدلي اسكات): / پيش بيني حضور قابل توجه گلشيفته فراهاني در فيلم تقويت شد...
 واكنش تازه داريوش مهرجويي به توقيف «سنتوري» و شرايط سينماي ايران: / داريوش مهرجويي: «سنتوري را برداشتند قيمه قيمه كردند و سوزاندند»...
 هاليوود به سبک ايراني/ حالا گل‌شيفته هم يكي از آن‌هاست؟ / نام و مشخصات بيش از سي ايراني تاثيرگذار در صنعت فيلم هاليوود...
 يادداشت حامد بهداد به مناسبت چهلمين روز درگذشت خسرو شکيبايي: / الوداع عزيز جان، نفس جان، عمو جان، الوداع خسرو جان...
 10 نكته درباره كارنامه بازيگري گل‌شيفته فراهاني...
 ظاهرا از «شیرین» هیچ خوش‌شان نیامده؛ / برخورد توهین آمیز با فیلم کیارستمی در ونیز و واکنش یک منتقد ایرانی...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 زنده‌كردن خاطره مرحوم فردين، اكران جهاني فيلم و تجربه «سين سيتي» در گفت‌وگو با كارگردان و بازيگر «سربلند»: / سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»...
 پس از يك دوره ركود و عقب‌نشيني و پيروزي نيروي انتظامي در برابر قاچاق CD و DVD؛ / قاچاقچيان فيلم، با عرضه DVD فيلم تازه گل‌شيفته فراهاني، به ميدان آمدند...
 تهمينه ميلاني: «خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم ريدلي اسکات سبب ايجاد اميد در نسل جوان خواهد شد »...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ......
 حرف‌هاي پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و سيروس مقدم درباره سريال «روز حسرت»: / كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند برگزيده‌هاي بازيگري هستند ...
 گزارش جلسه نقد و بررسی کارگران مشغول کارند / چرا کیارستمی نخواست این یکی طرح‌اش را بسازد؟...



گزارش
 بزرگداشت بهرام بيضايي در جشن سينماي ايران: / بهرام بيضايي:«اميدوارم نسل جوان مثل ما عمرشان را اين‌گونه به بطالت نگذرانند»...
 گزارش بزرگداشت سيف‌الله داد و كاظم فريبرزي در جشن سينماي ايران...
 گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست ...
 گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ......
 حرف‌هاي پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و سيروس مقدم درباره سريال «روز حسرت»: / كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند برگزيده‌هاي بازيگري هستند ...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گفت و گویی خواندنی با کیانوش عیاری درباره سریال موفق‌اش / از اینکه پنج سال برای «روزگار قریب» وقت گذاشتم، راضی هستم...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 به مناسبت چهلم وفات خسرو شکیبایی / شما می‌خواهید بازیگر شوید آقا؟...

آرشيو...



نگاهي به كارنامه سينمايي بهرام رادان: «من نگران آن کودکی گمشده ام»
نگاهي به كارنامه سينمايي بهرام رادان: «من نگران آن کودکی گمشده ام»


سينماي ما - ندا ميري: بهرام رادان بلند پرواز است. خب حالا مگر بلند پروازی چیز بدی است؟ "شور عشق" را که دیدم به زمین و زمان فحش می دادم. خودم هم نمی دانستم کجای کار اینقدر خراب است که افتضاحی به نام "شور عشق" می فروشد. تنها بدلیل آنکه دو تا جوان جذاب بی نام و نشان البته جویای نام و نشان را روی پرده نقره ای نشانمان می دهد؟ با خودم می گفتم خب اینهم دوتا عروسک کاغذی دیگر (ارجاع به توصیف رادان از خودش) برای سینمایی که نفس هایش به شماره افتاده است. مردم یک پسر جذاب می خواهند که اتفاقا چشمهایش هم آبی است و یک خانم که به واسطه اش با کمی دورترها و خاطراتشان از یک ستاره موسیقی تجدید دیداری کنند. داستان اما به همین سادگی ها نشد. حالا یک مهناز افشار داریم که اتفاقا در حوزه کاری خودش نام بلند آوازه ای هم هست و این جا به سیر صعودی يا درجا زدن های مکررش کاری ندارم. اما بحث ما سر همان پسر  "شور عشق" است که اگر همان موقع ها که "ساقی" و "آبی" و "آواز قو" را بازی می کرد فقط کمی دقیق تر به چشمهایش نگاه می کردیم  هوس پریدن را می دیدیم . هوس بلندتر و بلندتر پریدن را. سینمای ایران جوانی داشت که اتفاقا ظرفیت عصیانگری ها و شیطنت های اش را هم شاید نداشت. اما بهرام رادان ماند و نه تنها جای خودش را در دل مردم و منتقدان کم کم گشود بلکه فضای منحصر به فردی هم برای خودش یافت. این‌ها همه به حساب این که به نظر من بهرام رادان اگر خیلی خیلی جاه طلب و زیاده خواه هم نباشد، حداقل اصلا آدم قانعی نیست. خب بازهم این سوال که مگر بد است آدم زیاد بخواهد؟ خب بخواهد. کجای کار ایراد دارد که کسی بخواهد بپرد و بلند هم بپرد؟ داستان حرفه ای بهرام رادان فراز و نشیب های فراوانی داشت. بازیگوشی های بازیگر ما را به دنبال خودش کشاند و کشاند. بازیگر راضی نمی شد و ما هم از او بیشتر می طلبیدیم. چیزی در بهرام رادان بود که شاید در باقی هم دوره ای ها و همسن و سالانش نبود و ما را همیشه منتظر دیدن کار بعدی اش می گذاشت. دوره حرفه ای رادان به چهار بخش تقسیم می شود: 1) بهرام رادان (کودکی)- 2) بهرام رادان در جستجوی دنیاهای تازه(نوجوانی/جوانی)-  3) علی سنتوری(بلوغ)-  4) بهرام رادان – علی سنتوری (بزرگسالی/پس از بلوغ).


1) بهرام رادان(کودکی): در دوره نخست بهرام رادان کودکی بود که تازه داشت تاتی تاتی می کرد. تازه ایستادن یاد گرفته بود، کم کم می خواست بدود. دوران کودکی که همه ما تمام و کمال خودمان هستیم. هنوز مدرسه نرفته ایم، هنوز کتاب نخوانده ایم، هنوز تحت تاثیر رفتار بزرگتر ها و بازی های جاری در محیط اطرافمان قرار نگرفته ایم. غریزه! درون! "ساقی"، "آبی"، "آواز قو" و ..... از روزهای کودکی بهرام رادان هستند. آن روزهایی که معصومیتش توی صورت تماشاگر می زد که یادشان می رفت فیلم خوب است یا بد. آقا، بهرام رادان اش عالی بود! و تمام. عصیانگری های اش در "آواز قو" اینقدر بدون دغدغه و دوست داشتنی بود که فکر می کردیم این خود ما هستیم که روی پرده فریاد می کشیم و هفت تیر کشیده ایم و می خواهیم خودمان و عشقمان و آرزوهای مان را نجات دهیم.


2) بهرام رادان در جستجوی دنیاهای تازه (نوجوانی/جوانی): خب من که گفتم بهرام رادان آدم قانعی نیست. رادان کم کم بزرگتر شد. نوجوانی تان را خاطرتان هست؟ همان روزهایی که موسیقی های جدید کشف می کردیم، کتاب های تازه می خواندیم، می خواستیم فلسفه وجودی خودمان و جهان را کشف کنیم، همان روزهایی که فکر می کردیم اوووووووه ! چقدر ندیده و نخوانده و نشنیده و نچشیده در انتظار کشف و شهود ماست؟ همان وقتی که ترسیدیم عامی بمانیم و مبادا خدایی ناکرده روشنفکر نشویم؟ خب بهرام رادان هم از اینکه به یمن چهره اش عروسک بماند، ترسید. می خواست دنیاهای تازه را کشف کند. دلش خواست نقشي را بازي كند كه از هر کسی بر نیاید. و اگر کسی دیگر ايفا كرد، ماجرا خيلي فرق كند. اما این همان بهرام رادان ای بود که حتی وقتی هیچ کار دیگری هم نمی کرد، روی پرده با بقیه فرق می کرد. اینجا بود که وسوسه کشف آدم گنده ها آن معصومیت مطلق نایاب را خط انداخت. با کیمیایی، افخمی و بنی اعتماد کار کرد و کلی تحسین شد. با هم تحسین اش کردیم. سیمرغ گرفت و ذوق کردیم و بازهم همه جا رادان بود. تیتر یک و روی پرده و ما خلاصه هنوز انگار نگرفته بودیم کجای کار می لنگد. یک چیزی یک جایی گم شد. بهرام رادان "گیلانه" شاهکار بود. حتی درخشش فاطمه معتمد آریا هم حواسمان را پرت نکرد و به احترام رادان "گیلانه" کلاه از سر برداشتیم. در "شمعی در باد" معتاد شد، قاطی کرد، سودای پرواز به سرش زد (راستی رادان واقعی هم آن روزها همین قدر سودای پریدن داشت) نشئگی های اش را اتفاقا خوب در آورد، بی خیالی و یله گی اش آنجا که به مامورین نیروی انتظامی زیر لب گفت هنوز خیلی مانده تا بفهمید می شود با آب هم حال کرد، ما را هم بی خیال همه دنیا می کرد. در "تقاطع" ابوالحسن داوودی برای اش کف زدیم و هر چقدر آدم بد ماجرا بیشتر خیانت و شیطنت کرد ما بیشتر دوست اش داشتیم. اما تمام این لذتها آن چیزی را نداشت که رادان جایی بیخیالش شد و ما هم بی نصیب ماندیم.  بهرام رادان پریده بود و  چیزهایی روی زمین جا گذاشته بود و با یک سری اسباب بازی که حسابی بوی روشنفکری می دادند ما و خودش را سرگرم می کرد.


3) علی سنتوری(بلوغ): از این اتفاق ها برای هر کسی نمی افتد. جوانمردی نیست که برای آنهایی که هنوز "سنتوری" را ندیده اند و عطش ندیدن اش کم کم دارد دیوانه شان می کند، اینقدر با حرارت از لمس دنیایی که نمونه ندارد بگوییم. عجالتا از "سنتوری" می گذریم و تنها به علی سنتوری – همان بهرام رادان خودمان – می رسیم. با او که غریبه نبودیم، اما تمام رخی که همان ابتدای "سنتوری" در میان تمام چهره های سردرگم پله های مترو خودنمایی می کند، تفاوتهای بارزی با جوان موفق سینمای ما داشت. آن گمشده دوباره روی پرده بود. این بار فقط خودنمایی نمی کرد، بلکه ویران می کرد و دوباره از خاکستر قد می کشیدیم. همان چیزی که بعد از هفت سال فعالیت حرفه ای رادان را به مرز تولدی دوباره رساند. انگار بهرام رادان بعد از جست و خیز های اش در دنیاهای دیگر به آرامش رسیده بود . حالا نه از کودکی خبری بود و نه از عطش نوجوانی و دغدغه جوانی. بلوغ و همین بلوغ سیراب مان کرد. ذوق کردیم که این همان بهرام رادان خودمان است. همان که در "شمعی در باد" داستان آدم واقعی های اطرافمان را تعریف می کرد و اخطار می داد که استفاده بی رویه از این مواد روان گردان بلای خانمانسوزی است که گریبان خانواده ها و جوان های مان را گرفته است و خلاصه کلی درس (عجالتا شعار) اخلاقی می داد، اینجا از زمین خوردن و کتک خوردن و از دست دادن نمی ترسید و خلاصه کاری به کار این هم نداشت که آقا یاد بگیرید که اعتیاد چقدر بد است و تنها به یاد مان آورد که خودمان باشیم و در این راه هرچه از دست رفت به این می ارزد که خود خودمان باشیم. بهرام رادان "سنتوری" از لحظه هایی که با حرکت های چشم و ابرو، خواننده های سرخوش مجالس را تمام و کمال به تصویر می کشید تا دمادم خماری و خمودی و عصبانیت، از شور و شوق کودکانه ای که در بده بستانهای بی نظیرش با گلشیفته فراهانی بروز می داد تا لحظه های فحاشی و کتک کاری، تسلط غریبی بر نقشش داشت.  رادان سیمرغ گرفت و الحق این سیمرغ جشنواره حسابی دلمان را خوش کرد. از بس که صادقانه بود و بوی هیچ حاشیه ای نمی داد. اما همین جاست که زنگ خطر می زند ... از اینجا به بعد بازهم بهرام رادان روی پرده را دوست خواهیم داشت؟ وقتی دیدن این تصاویر معرکه را از سر بگذرانیم، بازهم می شود با دیدن بهرام رادان روی پرده این قدر کیف کرد؟ دیدن هیات علی سنتوری بیشتر شبیه معجزه سینمایی بود و در این سینمای نصف و نیمه، خیلی به ندرت معجزه رخ می دهد.


4) بهرام رادان – علی سنتوری (بزرگسالی/پس از بلوغ): حالا کلی خوشحال بودیم. رادان بعد از کلی بدو بدو، دسته گل های چندان خطرناکی هم به آب نداده بود. دوباره همانجایی بود که روزهای اول بود، کامل تر و دوست داشتنی تر. منتظر نشسته بودیم که ببینیم کی از آن پریدن ها خسته می شود و دوباره برمی گردد سر همین سفره آدم های ساده. کی یادش می افتد همین کارهای عادی را هم خیلی بهتر از دیگران انجام می دهد؟ بعد از "سنتوری" بهرام رادان دیگری می طلبیم. چه بخواهیم چه نخواهیم. چه خوشش بیاید چه خوشش نیاید. بهرام رادان ای که خيلي راحت مي تواند نقش يك آدم را روی پرده بیاورد. مهم نیست چند تا سیمرغ و مرغ و کبوتر به خانه می برد. مهم این است که روی پرده دیدن اش برای ما بوی چیز هایی بدهد که مدت هاست از آنها خبری نیست. کاری به این ندارم که "چهار انگشتی" را چه زمانی و به چه دلیلی پذیرفت و کی جلوی دوربین سهیلی رفت. مسلما خواندن فیلمنامه چهار انگشتی، رادان را وسوسه کرده است که احتمالا یکی دیگر از آن نقش های عجیب و غریب را به کارنامه اش اضافه کند و اتفاقا بد هم بازی نمی کند. اما بازیگر به خیلی از ما بدهکاری دارد، بی آنکه خودش بداند. اینهمه با شیطنت ها و سرک کشیدن های اش همراه شده ایم و امروز حضوری می خواهیم که از خودخواهی تجربه کردن دنیاهای تازه، اندکی (فقط اندکی) کوتاه بیاید و یکبار دیگر همان لبخندهای صادقانه و حرکات منحصر به فرد از جنس خودش را خرج کند. یک کم بی‌خیال تنوع ژانر بشود و بیاید با هم خیلی عادی عین همین آدم معمولی های دور و برمان بخندیم، گریه کنیم و نفس بکشیم. ما دلمان برای رادان قدیم تر ها کمی تنگ شده. تقصیر ما نیست، توقع ما از علی سنتوری دیگر اجازه نمی دهد کوتوله هایی به نام فواد و فرزاد را دوست داشته باشیم. متاسفانه اولین فیلم بعد از سنتوری کمی نگران مان می کند. نکند بهرام رادان بالغ و بزرگسال امروز چیزی از کودکی های اش همراه نیاورده باشد. این همان انگشتی است که فرزاد چهار انگشتی ندارد.



منبع خبر : سينماي ما
پنجشنبه,29 آذر 1386 - 17:35:18

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

بهار
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 17:54

سلام...ممنونم خیلی خیلی عالی بود...منم به چاطر چهار انگشتی خیلی نگرانم...فیلم تاپی نبود...به نظرم رادان سطحش بالاتر از این حرفاست!!!!موفق باشید

الهام
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 19:12

عالي بود. حرف دل منو زديد.

من كه عاشقانه بهرام را دوست دارم

سینا
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 20:13

خانم بهار شما که به جای بخاطر " بچاطر مینویسید لطفا در مورد رادان و فیلم خوب چهارانگشتی نظر ندهید. وقتی رادان چهارانگشتی را بهترین فیلم خود میداند دیگه تاپ بودن و یا نبودن و سطحش بالاتر بودو یا نبود و حرفهایی مثل این خیلی ببخشید کشک است.به نظر من فیلم عالی بود . از رادان و سهیلی تشکر می کنم.

arash
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 20:19

eyval radannn radan jan dostet darim

مهتاب
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 21:56

امروز چهار انگشتی رو دیدم راستش خیلی تعجب کردم که چطور رادان تو این فیلم بازی کرده فیلم متوسط بود و از نیمه به بعد همه رو خسته کرده بود البته بازی رادان مثل همیشه خوب بود اما فیلم در سطح رادان نبود حیف.....


پنجشنبه 29 آذر 1386 - 22:30

هه هه هه رادان كارنامه هم داره قيافه كه نداره قدو بالا هم نداره دوتا سيمرغ داره اونم صد درصد با پارتي بازي گرفته چون اصلا قشنگ بازي نميكنه واقعا حيف نون


جمعه 30 آذر 1386 - 1:37

دلیل پذیرفتن نقش چهار انگشتی را نمی دانم و نمی توانم قضاوتی داشته باشم. فقط به عنوان یک طرفدار که به خاطر رادان به دیدن این فیلم رفته می توانم بگویم که خیلی دلم شکست و نا امید شدم. فکر می کنم رادان علیرغم اینکه خیلی جوونه دیگه فرصت اشتباه کردن نداره چون خیلی زود بزرگ شده. پاک کردن این اشتباه از کارنامه اش غیر ممکنه!

حامد
جمعه 30 آذر 1386 - 3:41

خیلی خوب می‌نویسید. نوشته‌هاتون فرق داره. می‌دونم از چیه. تجربه، عشق، صداقت، جاه‌طلبی‌ام گاهی دیده شده تو نوشته‌هاتون (دیگه غیراز اینا کسی چیز دیگه‌ایم می‌خواد؟‍ تعارف نکنید!). درست‌ترش این‌که من اینارو احساس می‌کنم وقتی از ندا میری مطلب می‌خونم. و اگه امکانش هست "بنویسید" کم نیارید لطفا.

nooshin
جمعه 30 آذر 1386 - 4:42

دیگه اینقدرهام بد نبوده..................که میگین....یه فیلم متفاوت در سینمای ایران این همه حرف وحدیث نداره.در ضمن رادان همه چی داره سیمرغهاشم کاملا حقش بوده...میخوای مثلا سیمرغ بدن به گلزار بخاطر بازی تو کلاغ پر.گل یخ.13گربه یا کما..............شایدم بدن به امین حیایی بخاطربازی تو...مهمان.عروس فراری.شارلاتان.شام عروسی...به کدوم یکیشون که حرکات موزون بهتری انجام میدن بدن نهههههههههههههههه؟

maziar
جمعه 30 آذر 1386 - 5:40

radan 2bare pamishe,ghavitar az ghabl

sahar
جمعه 30 آذر 1386 - 6:1

راستش من هم وقتي شنيدم که بهرام رادان در فيلمي از سعيد سهيلي بازي کرده خيلي نگران شدم.

برام خيلي عجيب بود که بهرام راداني که تا مدت پيش با کارگردان بزرگي مثل مهرجويي کار کرده اومده و تو فيلمي از سعيد سهيلي ايفاي نقش کرده.


جمعه 30 آذر 1386 - 7:21

برو بابا رادان ديگه كيه دوتا سيمرغ داره اونم خدا ميدونه چه جوري گرفته با پارتي با............. سيمرغ هارو تو توالت ميريختن بهتر از اين بود كه بدن به رادان من واقعا براشون متاسفم حيف سايت باحال سينماي ما كه اسم چه كسايي رو مياره


جمعه 30 آذر 1386 - 7:56

چرا بعضي نظرامونو نمي زارين ديگه داريم ديوونه ميشيم اخه اين ما هستيم كه پول بليت ميديم همين پولهاي ما جمع ميشه و دستمزد و سرمايه بازيگرا ميشه حالا حق نداريم نظر بديم خواهش ميكنم تمام نظر هارو بزارين تا به اوضاع رسيدگي بشه اخه چرا اين سيمرغ هارو ميدن به نا بازيگري مثل رادان اصلا خوب بازي نمي كنه مگه اين داورها چشم و عقل ندارن مثلا تو اون جشنواره حق گلشيفته بود سيمرغ بگيره ولي با پارتي بازي تمام باران كوثري سيمرغ گرفت يا اون سال بوتيك به جشنواره نرفت مگه ما كوريم اين چه وضعيه خواهشن كامنتمو در سايت بزارين

بنيامين
جمعه 30 آذر 1386 - 8:8

ميدونين چيه ما تو كوچه امون يه ديوونه داريم طفلك خيلي قاطي داره اگه نقش علي سنتوري رو به اون ديوونه ام ميدادن بدون شك سيمرغ ميگرفت الان هر ننه قمري نقش معتاد بازي كنه سيمرغ ميگيره طفلك رادان خيال ميكنه بازيگره و شاهكار كرده فكر كرده نمي دونيم چه جوري سيمرغ گرفته برو تيله بازي كن اخه تورو چه به بازيگري راستي رادان كجاش جذابه خدايا توبه..................

بنيامين
جمعه 30 آذر 1386 - 8:15

راستي راستي همون بهتر كه سنتوري توقيفه وگر نه همون دو نفري هم كه ميرفتن سينما ديگه نميرن اخه كي حوصله غم و قصه ي سنتوري رو داره مردم توقصه هاي خودشون موندن جمع كنيد بابا سنتوري سنتوري

رحیم
جمعه 30 آذر 1386 - 10:54

سلام...

1-اول از خانم میری به خاطر مقاله قشنگش تشکر میکنم(البته من هنوزم از نقد قبلیتون "این "چهار انگشتی" فقط انگشت شست ندارد؟"دلخورم.خیلی تند و یه طرفه بود) ....من قبلا هم گفتم تو بازیگرای این دوره عاشق بازی گلشیفته و بهرام رادانم(+فروتن).ولی به نظرم قضاوت شما در باره چهار انگشتی یه کم سخت گیرانست.درسته که یه شاهکار از بهرام نیست ،ولی از خیلی از فیلمای روی پرده(همشون) خیلی سر تره.داستان فیلمم جذابه..درسته که یه نمه بوی فیلمای هندیا میده ولی بازم بد نیست...آخه بهرام چه کار کنه..بازم بره و یه شاهکار دیگه مثل سنتوری خلق کنه و ملتو تو حسرت دیدن داش علی بزاره...ما که به یاد سنتوری و با حسرت ندیدنش رفتیم و فیلمو دیدیم...راضی هم هستیم..ولی امیدوارم فیلم جدیدش خیلی بهتر از این فیلم باشه(تردید) که مطمئنم با حضور بهرام و محمد رضا فروتن و ترانه فیلم خوبی میشه(فقط جای گلی خالیه).

.

.

2- اونی که تر سیده اسمشو بنویسه(پنجشنبه 29 آذر 1386 - 22:30. )...فکر کنم تابلوست که کیه... احتمالا یکی از دل باخته های(......) . دوست عزیز ما به خاطر قیافه طرفدار بهرام نیستیم که اگه یه روزی از قیافه افتاد ولش کنیم....بهرام بازیگره...هنر منده. تو هر فیلمش نسبت به فیلم قبلیش یه پله صعود داره...نه مثل خیلیا(.......) که فقط دارن درجا می زنن.شما هم اگه کم آوردی برو..........

3- یه دوست عزیز دیگه هم که اینقدر این فیلمو بد دونسته که گفته"پاک کردن این اشتباه از کارنامه اش غیر ممکنه" ....با با بی خیال...آخه شما یه نگاه به فیلمای رو پرده کردین.....بازیگر انگیزه میخاد.وقتی هر چی فیلمه در پیته فروش میکنه و فیلمای تاریخ ساز مجوزم نمی گیرن.خوب بازیگر مایوس میشه.....البته گفتم اونقدرا هم فیلم بدی نبود.

sara
جمعه 30 آذر 1386 - 11:50

nemidoonam tojihe radan baraye bazi to in film chiye vali hatman mige tahala to yek film 2 ta naghsh bazi nakarde boodam khastam tajrobe konam

نیلوفر
جمعه 30 آذر 1386 - 12:42

عالی بود ندای عزیز ، متشکرم !

بهرام رادان به یکی از بزرگترین بازیگران سینمای ایران تبدیل خواهد شد ، مطمئناً او در حال حاضر نیز در گروه برترینهاست ! با تمام قلبم برایش آرزوی بهترینها را دارم ! عشق و علاقه ام به او خصوصاً بعد از گفتگوی تلویزیونی اش در شب شیشه ای صدها برابر شده ! خوشحالم که بهرام رادان شور عشق به بهرام رادان سنتوری تبدیل شد .

علی سینما
جمعه 30 آذر 1386 - 13:21

خانم امیری در میان این همه نوسته های قرمز و ابی نوشته شما سغید بود،

تشکر به خاطر احترامی که به خواننده گذاشتید، امیدوارم بقیه نویسندهای سینمایی هم کمی مثل شما راجع به نوشته شون فکر کنن.

مممنون

بهار
جمعه 30 آذر 1386 - 18:36

جناب آقای سینا...فکر کنم نفهمیدی که (چاطر) یه اشتباه تایپی بوده عزیزم...من برا این نظر ندادم که مشا بخوای جوابی به این مسخرگی بدی...من طرفدار رادان هستم ولی نه طرفداری که چشمش رو به روی اشتباهات ببندم...آدم باید منطقی باشه.من یکی از طرفدارهای رادان هستم و اونو از همه بازیگرهای این دوره سر میدونم....این نظر منه...

ببخشید جناب بی نام و نشان..دوست داری سیمرغ رو به کی بدن؟؟!!!به گلزار؟؟!!!یا پورسرخ؟؟!!!شایدم امین حیایی؟؟!!!میدونی؟؟!!!

ولی هنوز هم نظرم نسبت به چهارانگشتی تغییر نکرده و فکر میکنم رادان بالاتر از این سطحها هست...ولی در اینکه چهار انگشتی نسبت به بقیه فیلمهای در حال اکران بهتره هیچ شکی نیست...ولی سطح رادان بالاتر از این حرفهاست!!!

maziar
جمعه 30 آذر 1386 - 21:28

RADAN DOBARE PAMISHE,GHAVITAR AZ GHABL...

azadeh
جمعه 30 آذر 1386 - 22:3

ba nazare RAHIM 100% movafegham.

ارمغان
شنبه 1 دي 1386 - 2:18

رادان بيش از اون كه بازيگر خوبي باشه آدم فوق العاده ايه.به اضافه سياست هاي درستي كه ازش تو سينما ديديم.

اما اونم اشتباه ي كنه مثه شكيبايي بعد از هامون .كريمي بعد ازعروس و فراهاني بعد از ميم....

رادان بايد ياد بگيرد كه جايگاهش بالاتر از آن رسيده كه وسوسه قبول كردن هر نقشي را داشته باشد.

البته رادان ديگر استخوان تركانده و قد كشيده.زلاليت و شفافيتش تمام شده او هم آدم بزرگ شده ست.ديگر نبايد انتظار داشته باشيم شازده كوچولوي وجودش را ببينيم

ماهم آن قدر برايش كف زديم كه خودش هم باور كرده بزرگ ترينست. كه بي نقص ست.اين اواخر كه مصاحبه هايش را مي خوانم فكر مي كن اين رادان از مريخ آمده (آن يكي هم با اعتياد سنتوري دود شد رفت هوا)كه بعد از 8 سال اينقدر غريبه با ما حرف مي زند.و اين قدر در ستايش خودش.او دارد مي رود كه گلزار بشود .

اما با هوشي كه از او سراغ داريم اميدوارم قبل از آنكه دير شود خودش را پيدا كند.

علیرضا
شنبه 1 دي 1386 - 2:31

بهرام رادان....

بهرام رادان لااقل برای من هنرپیشه ایست قابل احترام و دوست داشتنی. رادان مسیر پیشرفت رو تقریبا" به سرعت پیموده. بازیهای متوسطش در آواز قو و ساقی و آبی یادم هست. کم کم بهتر و بهتر شد. و حالا در جایگاهی ایستاده که عنوان یک بازیگر ارد.

رادان برای نقش هایش تمام تلاشش را می کند. دوست ندارد که چیزی رو تکرار کند. شایدم به قولی جاه طلب و بلند پرواز باشه. ولی هر چی که هست,بی شک بازیگری بسیار مستعد و تواناست.

رادان این روزها به حد پختگی رسیده. بازیگر بزرگ بازیگریه که در یک فیلم بد هم بد بازی نکنه. این خصوصیتیه که رادان کم کم داره اون رو به ما نشون میده.

رادان در فیلم متوسط رو به پایینه چهار انگشتی, یک بازی خوب رو به نمایش گذاشت. یا نمونه ی دیگرش در فیلم بد رستگاری در هشت و بیشت دقیقه. که رادان در اون فیلم, به همراه تجربه ی یک کاراکتر متفاوت دیگر, توانست بازی قابل قبولی از خودش نشون بده.

رادان بازیگر آینده داریه. آینده در دستان او و امثال اوست. بازیش رو بسیار قبول دارم.

بد جور برایش آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم که مسیرش کج نشود. چون سینما به امثال او بسیار نیاز دارد. او همچنان در آینده می تواند ایفاگر نقش های سخت و مهم و ماندگار سینمای ما باشد.

اما بنیامین:

دوست عزیز من 100% مطمئنم که تو از طرفداران محمدرضا گلزار هستی. احتمال بسیار زیادی هم می دهم که دختر هستی و با اسم پسر کامنت گذاشتی. که نگویند ایشون که از رادان بد میگه, طرفدار گلزاره.!!!!

بسیار تفکر کودکانه و خنده داری, داری دوست عزیز.

بهتره بری یک مقداری در مورد سینما مطالعه کنی.

اگر نقش معتاد آسان بود که تا حالا 30, 40 تا علی سنتوری داشتیم. عزیزم به تفکر کودکانت خواستی عقده گشایی کنی و در جواب سیمرغ های رادان و بازی های عالیش(از نظر مردم و منتقدان) این وسط بیایی و خزعبلات بگویی.

که چی دوست عزیز؟ مگه با حرفهای کودکانه و خنده دار تو حقیقت تغییر می کند؟ رادان, رادان است و یکی از بازیگران خوب و قابل اعتماد و معتبر سینمای ماست. بهتره به جای این بچه بازیها بروی و برای آقای گلزار آرزوی موفقیت کنی. می گویند که در دعوت هم بازی نمی کند.!!!!!

اما در مورد سنتوری حرف زدی.....

خوب دوست عزیز. از اونجا که شما اصولا" چیز خاصی از سینما نمیدونی و فقط یاد گرفتی که بر علیه رادان موضع بگیری, لذا نمیتونی محبوبیت بی سابقه ی این فیلم و اعتبارش به عنوان یک شاهکاردر بین منتقدان و مردم رو تحمل کنی. به خصوص که بهترین فیلم رادان هم هست. همچنین از اینکه این فیلم با روی پرده رفتنش خیلی چیزها رو اثبات می کنه و فروشی خواهد کرد جانانه, برای همین میایی و مزه پراکنی می کنی.

خودت بهتر از من میدونی که اگر سنتوری اکران شود, خود تو و امثال تو هم از جمله اولین کسایی هستید که به سینما میرید. و برای دیدنش با کله اقدام می کنید .بلاخره درسته که چیزی از سینما نمیدونی, ولی حس کنجکاویت برای دیدن بهترین فیلم بهرام رادان(دشمن خونیت!!!!) و دیدن فیلمی که مدتها همه در عطش اکرانش بودند و عنوان شاهکار رو یدک می کشد, تو رو به سینما می کشونه. پس بهتره زیاده گویی نکنی.

اما دلیل اینکه گفتی کی حوصله ی غصه ی علی سنتوری رو داره؟!!!

علت این حرفت هم مشخصه. از اونجایی که گلزار بسیار زیاد در فیلم های طنز و در واقع فیلم هایی که اسم طنز رو یدک می کشند, یا فیلم های خوش خوشانه شرکت می کنه و عموم فیلم ها بسیار سطحی و بی ارزش هستند و شما هم برای دیدن این فیلم ها, آب از لب و لوچه اتان سرازیر می شود و بازیگرت در این فیلم ها حضوری همیشه در صحنه دارد و توجیه شما هم اینه که مردم باید بخندند(به راستی این حرف کمی شعاری و کلیشه ای نشده؟) برای همین عاشق کلاغ پری و فیلم با ارزش و هنری و پیام دار برایت معنی ندارد. چون با آن بیگانه ای. بلاخره باید یه حمایتی از بازیگر مورد علاقه ات بکنی. حالا شده با خزعبلات اینچنینی گفتن. شما از آن کسانی هستی که با دوستانت به دیدن کلاغ پر و توفیق اجباری و...میری و چیپس و پفک میگیری و در سالن می نشینی و با دیدن گلزار(هدف توهین به گلزار نیست) هورا می کشی و حسابی کیف کنی.

آخه اگر هم قرار بود مردم فقط بخندند هم که با اون فیلم های مورد نظر شما به این امر نمی رسیدند.

شما دوست عزیز که چنان دیدگاه های روشنفکرانه ای داری, پس اینجا چه می کنی؟ اینجا برایت کوچکه. اینجا زیاد به شاهکارهای کلاغ پر و توفیق اجباری بها نمی دهند. اینجا بنجل سالاریست. شما بهتره به همان وبلاگ هایی بری که راحت از این حرفها بزنی و تایید هم بشی.

بيتا
شنبه 1 دي 1386 - 9:31

ممنون مطلب جالبي نوشته بوديد...منم زياد با چهار انگشتي حال نكردم به نظرم در حد اندازه بهرام رادان نبود...

ولي يه چيزي رو يادتون باشه علي سنتوري اگر يه معجزه شد..منهاي تلاش بهرام رادان و گلشيفته فراهاني...يه پدري مثل مهرجوئي داشت كه ديگه مثل اون نداريم و متاسفانه چون زياد اذيتش ميكنن كمتر كار ميكنه...

بهرام رادان هم كه نميشه منتظر معجزه بمونه مجبوره بين فيلمنامه‌ها و پدر هاي پيشنهادي بهترينش رو انتخاب كنه...

اينهم خصلت سينماست كه يه فيلم رو تا كامل نشه و ديده نشه معلوم نيست چي شده...خوب شده بد شده!!!

به نظرم بازيگرهاي ما فقط ميتونن تمام سعيشون رو بكنن كه نقش خودشون رو عالي بازي كنن...كاري كه افرادي مثل بهرام رادان،محمدرضا فروتن،گلشيفته فراهاني و حامد بهداد و ... انجام ميدن...ديگه حالا اگر فيلم خوب نشد حداقل ايرادي به بازي اونها وارد نيست.

ولي اين مشكل سينماي ماست يا بهتره بگم مشكل مسئولين سينماي ماست كه اساتيدي مثل مهرجوئي رو اينقدر محدود ميكنن كه كمتر كار ميكنه و در عوض كسان ديگري رو اينقدر آزاد ميگزارن كه...

بيچاره ما كه علي سنتوري رو نديديم...

بنيامين
شنبه 1 دي 1386 - 10:42

اول اينكه من خيلي طرفدار گلزار نيستم البته ازش بدمم نمي اد مگه من از كسي ميترسم كه..................... درضمن گفتي اگه نقش معتاد اسون بود 30 40 تا علي سنتوري داشتيم لابد ميخواي بگي چرا اونا سيمرغ نگرفتن الان ميگم چرا اخه اونا مثل رادان دست نمي كنن تو جيبشون سيمرغ و حالا با هر نرخي بخرن ماكه كور نيستيم ميدونيم سيمرغ قيمتي شده ودست به نقدهايي مثل رادان سوء استفاده ميكنن درضمن عمرا اگه فروش كنه رادان چشم پولوقيده و نيم وجبي رو با گلزار كه خدايش بخوايم بگيم پر طرفدار ترين بازيگر ايرانه دارين مقايسه مي كنين واقعا كه داره كم كم از اين گلزار خوشم مياد هيچ كس نمي تونه رو دستش بلند شه فعلا همون كلاغ پر و توفيق اجباري ازتمام فيلمهاي سيمرغي تاريخ سينما بيشتر فروش كرده من سر حرفم هستم ديگه هيچ كسي فيلم هنريو به قول شما با ارزشو از اين جور چيزارو نميره ببينه فيلم هاي طنز و باحال و بازو ميبينن ديگه چه برسه به ......................... اونهمه فروش تو سينما ها هم فقط بخاطر گلزار حالا مي خواد فيلم هنري باشه مي خواد بي ارزش باشه فقط اسم گلزار كافيه فعلا گلزار از سيمرغ كه هيچي از اسكار هم با ارزش تر شده حالا همتون برين لي لي لي لي حوضك بازي كنين

نازیلا
شنبه 1 دي 1386 - 11:8

شجاعت و استقامت و شخصیت رادان و بیشتر از هرکسی تو سینمای ایران قبول دارم ... خیلی متفاوته .. مثل امین حیایی نیست که میگه خیلی وقتها بخاطر رودروایسی نقشی و قبول میکنم ! ... خداییش کی تو سینمای ما انقدر نقش متفاوت بازی کرد ؟ اولین کسی که منیجر برای کارهاش گذاشت کی بود ؟ اولین کسی که انقدر برای کارهاش زحمت کشید ؟؟ به مخالفهای رادان دیدن " گاو خونی " " شمعی در باد " " سنتوری " " گیلانه " رو توصیه میکنم !

alireza
شنبه 1 دي 1386 - 12:48

شماها كه از خودتون نظر ول كردين چيكاره حسنيد بعدم اينكه همه مردن كه سه چهار تا بچه سوسول اومدن نظر هاي قلمبه سلمبه ميدن برو بابا ماشين بازيتو بكن

بنفشه
شنبه 1 دي 1386 - 13:35

می دونید من بهرام رادان رو مثل کی در سینمای جهان می دونم، لئوناردو دی کاپریو، مقایسه کنید دی کاپریوی تایتانیک رو با مردگان اسکورسیزی،چه قدر تغییر کرده، از زمین تا آسمون، اون عروسک به قول شما کاغذی کجا و مرد جا افتاده با اون صدای پخته مردگان اسکورسیزی کجا

dina
شنبه 1 دي 1386 - 15:53

بیست. بیست.بیست.رادان با چهار انگشتی نشون داد واقعا بهترین بازیگر ایران است.فیلم عالی. مرسی

بتمن
شنبه 1 دي 1386 - 15:55

چهار انگشتیییییییییی ارزش 10یا 20 بار دیدن را هم داشت . سهیلی و رادان مرسی.

nooshin
يکشنبه 2 دي 1386 - 2:43

سلام............اخیش یکی پیدا شد یه جواب درست وحسابی به این کسایی که کور کورانه از کسی بد میگن بده.از اقای علیرضا به خاطر جواب دندانشکن به ادمی به اسم بنیامین ممنون......احتمال90%این بنیامین دختره...واقعا که.....چه فیلمیم هدف قرار داده واسه اون همون بهتر بره کلاغ پر...شارلاتان و....

مژده
يکشنبه 2 دي 1386 - 11:20

همه ي بازيگرا توي كارنامه هاشون افت و خيز داشتن ... اين هم به خاطر سينماي ماست كه نفس زنون و كشون كشون داره خودشو زنده نگه مي داره ... از نيكي كريمي گرفته تا هديه تهراني و فاطمه معتمد آريا ... و از جمشيد مشايخي گرفته تا اكبر عبدي و امين حيايي ...

من هم از رادان خوشم نمي ياد ولي مطلبتون جذاب بود ...

سها
يکشنبه 2 دي 1386 - 14:6
<علی رضا > مرسی کارمون رو راحت کردی... .................چقدر از این دختر بچه های لوس حسود بدم میاد...متاسفم ..وای وای
مرجان علی صفری
يکشنبه 2 دي 1386 - 19:43

مرسی مرسی مرسی نداجون یه عالمه. مطلب بسیار خوبی بود. امیدوارم بهرام رادان عزیز حتما این نوشته را بخواند.

علیرضا
يکشنبه 2 دي 1386 - 21:2

بنیامین:

من جای شما بودم این کامنت دوم را نمیزاشتم. چون بسیار خنده دار و مضحک است. و بیشتر خودت رو لو دادی.

عزیزم این کامنتت لحنش بسیار بسیار برای من آشنا و قدیمیست. من چندین ماه قبل, این نوع کامنت را توسط چند نفر دیگر از طرفداران محمدرضا گلزار هم دیده بودم.

با اسم پسر کامنت میزاری که نگویند طرف دختر است و طرفدار گلزار. خود را یک فرد بی طرف نشان میدی تا همه فکر کنند تو علاقه ای به گلزار نداری و داری نظر شخصی میدی. و سپس میای و قصد داری مثلا" با عنوان فردی که طرفدار گلزار نیست, بدجور از او حمایت کنی. با گفتن جملاتی چون: رقیب نداه. گلزار تکه. فروش فیلماش خداست و.....

دختر خانوم من چندین ساله که بحث سینمایی می کنم و کامنت میزارم. دیگه اگه قرار باشه این چیزها رو نفهمم که به درد هیچی نمیخورم.

امیدوارم زیر 16 سال نباشی. چون خیلی جالب حرف می زنی. اگرم سنت کم نیست و بالای 18 سال هستی هم که بشین و بیشتر به حال خودت گریه کن که با این که سنت زیاد است ولی مانند کودکان نو پا فکر می کنی.

من جدا" از تو میخوام که اسم سنتوری رو به زبونت نیاری. چون هنوز یاد گیری الفبای سنتوری برات زوده. بشین تا شماره ی 2 کلاغ پر ساخته بشه دختر خانوم.

بزرگترین ننگ برای سینمای ایران اینه که افرادی با چنین طرز تفکری داره. اگر قرار بود سینمای ایران تماما" افرادی چون شما باشند که الان سینمای ما از سینمای کشورهای عربی و جنوب شرق آسیا هم ضعیف تر بود.

خوب. گفتی که رادان پول داده و سیمرغ گرفته.

دختر خانوم شما چند سالته که انقدر حرف های جالب می زنی؟ یعنی انقدر سطح فکر پایین؟یه چیزی شنیدی که پارتی بازی هست.

پارتی بازی اگر باشه همیشه به دلایلی انجام میشه. برای مثال کاندید شدن روز سوم در اکثر رشته ها. که سفارشی بود. یا کاندید نکردن سنتوری . که اون هم سفارشی بود. دنیای پیچیده ایه. اگر حق خوری شود, با هدف و منظورهای خاص انجام می شود.

این جور حرف زدن که رادان پول داده, من رو یاد شوخی های مردم در کوچه بازار و اجتماع میندازه که تا یه چیزی میشه به طرفمون میگیم پول دادی؟ چقدر کودکانه فکر می کنید. سیمرغ شایسته تر از رادان رو سراغ نداشت و به حق شایسته ی او بود. آقای گلزار هم بفرمایند پول بدهند.ایشون هم که کم پول ندارند.!!!! آخ ببخشید زمین کجه.!!

اما خیلی حرف از کلاغ پر و توفیق اجباری زدی.

آخی. دوست عزیز فروش این فیلم ها از فیلم های سیمرغ گرفته بیشتره.!!!

مثل اینکه فراموش کردی که فیلم کلاغ پر (واقعا" فیلم؟!!!) 380 میلیون فروش کرد. حتی از پارک وی هم کمتر. آقای گلزار تو اون فیلم نبود؟ شما دیگه هول برت نداره.

فروش این فیلم با توجه به نوع ساختش(برای گیشه) بسیار ناقابل بود. فیلم بی نظیر چهارشنبه سوری نزدیک 450 میلیون فروش کرد. هم به خاطر کیفیت بالای فیلم و هم به خاطر وجود هدیه تهرانی. فیلم سیاه میم مثل مادر که بد جور گریه آور است نزدیک به 540 میلیون فروش کرد. فروش این فیلم وقتی شاهکارتر است که می فهمی این فیلم خیلی تلخ است و کمدی سبک نبوده. مردم ما علاقه به طنز دارند و کمتر به دیدن فیلم های اجتماعی میروند. چه برسه به فیلم اشک آورش. پس ببین که کیفیت خود فیلم و حضور بی نظیر و دوست داشتنی گلشیفته فراهانی چطور مردم را به سینما کشانده. مردمی که طبق حرفهای سطحی تو در غصه ی خودشان غرقند. پس چی شد؟!!

چهارشنبه سوری فیلم سیمرغ گرفته ماست. که حرف از فیلم های سیمرغ گرفته زدی. میم مثل مادر هم اگر در جشنواره شرکت می کرد سیمرغ می گرفت. روز سوم هم که فروشش تقریبا" هم اندازه ی کلاغ پر است هم سیمرغیه. حالا کلاغ پر از همه بیشتر فروخته؟!! نگو که دلم رفت طرف کلاغ پر.

فیلم به نام پدر هم با تمام ضعیف هایش(ضعف هایش چون نام حاتمی کیا رویش است تو چشم است), در تابستان سال 85 نزدیک به 430 میلیون فروخت. اون هم فیلم سیمرغی بود. گلشیفته فراهانی و پرویز پرستویی در این فیلم بودند.

پس شما تصور نکن که وجود گلزار در فیلم کلاغ پر شاهکار کرده. نه عزیزم. خبری نیست.

حالا توفیق اجباری. نکنه فکر کردی فروش این فیلم پای گلزار است؟ این گلزار همان گلزار کلاغ پر است. بیشتر سهم فروش توفیق اجباری به پای رضا عطاران است. تصور کردی اگر شوخی های عطاران نبود این فیلم بی ارزش بالای 200 میلیون می فروخت؟ یا نهایتش هم اندازه ی کلاغ پر. فروش این فیلم برای عطاران است. بخش دیگه ی فروشش هم به خاطر نام لطیفی بود که مردم اون رو به عنوان فیلم سرگرم کننده ساز می شناسند. باران کوثری هم که هست. حالا سهم گلزار چقدر است؟ تصور کردی آقای گلزار یک نفره فروش فیلم را به اینجا رسانده؟ مثل چند فیلمی که در بالا نام بردم.

گلزار همان گلزار است که اگر بازیگر سرشناس و محبوب و کارگردان محبوب دیگری کنارش نباشد, فروش فیلمش می شود گل یخ. حدود 150 میلیون.

تله با داشتن امین حیایی که تمام فیلم هایش زیاد می فروشند, 490 میلیون فروخت. حالا اگه جای حیایی یک بازیگر ناشناس در فیلم بود, فروش فیلم چقدر می شد؟ زیر 300 میلیون. با توجه به افتضاح بودن فیلم.

پس عزیزم شما گلزار را بزرگ نکن.

به این فکر کن که اگر قرار باشد گلزار یک نفره و بدون وجود