|
|
| اختصاصی سینمای ما : کامل ترین گزارش از تك تك لحظه هاي یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما ( بخش اول) |  |
سینمای ما ـ امیر کاظمی : یازدهمین یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما ساعت ۲۰ و هشت دقیقه و سی ثانیه با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی آغاز شد و با قرائت قرآن کریم در ساعت ۲۰ و ده دقیقه ادامه پیدا کرد . تعداد بسیار زیادی از حاضرین در محوطه ی کاخ سعد آباد ٬ همانطور که در گوشه و کناری ایستاده بودند مراسم را دنبال می کردند . پخش آهنگ همراه با رقص چوب یکی دیگر از برنامه های جشن یازدهم بود . یازدهمین جشن خانه سینما در ساعت ۲۰ و ۲۰ دقیقه با خوش آمد گویی پرویز پرستویی و قرائت متن زیر به شکل رسمی آغاز شد . پرویز پرستویی : « ای خدای من ٬ به همراه کوه ها و سنگ ها تو را می خوانم ٬ به همراه پرندگان بر سحر گاهان تورا می خوانم ٬ به همراه ماهیان دریا با غزالان آزاد دشت ها ... تورا می خوانم ٬ به همراه قاصدان عشق و صفا به همراه مرغان تسبیح گوی مدام تورا می خوانم ای ناگزیر من ٬ از همه گریز می توانم و از تو نمی توانم هرگز ٬ تورا می خوانم که در مه آلود ترین ایام حیات همچون زمزمه ی رود و پرنده مرا می خوانی به آرامش و می بری به آفریننده ی تمام آبها . بسم الله الرحمن الرحیم ٬ امشب شب سینماست ٬ شب احترام به هنرمندان سینماست ٬ امشب شب ستایش از فزهنگ و تمدن ایران است . امشب شب دوستی و مهربانی است ٬ عزیزانی از خانواده سینما امروز بر روی این سن در برابر صفا و محبت شما و سپاسگذار رای داوران می ایستند و ما همگی برای آنها هورا می کشیم ٬ از ته دل ٬ امروز برای تو هورا می کشیم و فردا برای همه و همه برای فردا ٬ یاران ما باید بایستیم ٬ در کنار درختان تناور این سرزمین ٬ سینما می تواند مرحم باشد ٬ مرحم زخم های کهنه تاریخی سینما ٬ می تواند رویا باشد ٬ نان سفره ی ما از سینماست و تنها صنفی هستیم که بر سر یک سفره نشسته ایم و همه نمک گیر هم هستیم ٬ مراقب باشیم نمکدان را نشکنیم . آنچه می گویم شاید به گزارش یک دبیر نمی آید اما بگذارید آمارها و ارقام ٬ جداول ٬ فعالیت ها ٬ پشت صحنه ها و بر روی پرده ها خود سخن بگویند . آنچه که در این ایام در سینمای ایران می گذرد ٬ نشان از فهم نقش موثر تاریخی سینمای ایران دارد . نقشی که می بایست بدور از سیاست زدگی و اقتصاد زدگی در شرایطی متعادل ٬ هماهنگ و هدف گسترش ساز و کارهای سینمای ملی ٬ هر روز پررنگ تر و برس ( اصلاح می کند ! ) برجسته تر گردد ! بگذار یک کلام هم گلایه کنم ٬ سینمای ما هم اکنون در رنج بی اعتمادی می سوزد ٬ بی اعتمادی گاهی در درون و بی اعتمادی گاهاً از بیرون ٬ خانه سینما میبایست گه در درون و چه در بیرون ٬ اعتماد سازی را سر لوحه ی همه ی امور خود بداند. نزدیک چهار ماه است که در مسئولیت دبیری جشن یازدهم ٬ ایفای نقش کردم و خمس و ذکات خود را به سینما و همکاران و اساتید و فرزندان خود ٬ انشالله که داده ام . امشب ٬ شب سینماست و شب خداحافظی با جشن یازدهم و سلام است به جشن دوازدهم ٬ پس به سوی جشن دوازدهم . ای کاش امشب ماه نقش خود را به رخ ما کشد و ما شادمانه به میزبانی خدا برویم و بر سر سفره او بنشینیم . فرصت گران بهایی است این تقارن ٬ در آستانه ی ماه مبارک رمضان ٬ فرصت را از دست ندهیم . سفره های افطار را با نام او که رفیق و شفیق و حفیظ و امین است به رفاقت و شفقت و حفظ و امانت ٬ مزین کنیم . دلم برای همه تنگ خواهد شد . دلتنگیم شادمانه است . دل تنگی ام را با تو قسمت می کنم . سهم کمی نیست . شادی امشب شما را آرزو می کنم و عذر خواه همه ی کم بود ها و نقصان ها هستم . هر که از یار تحمل نکند ٬ آنکه در عشق ملامت نکشد ٬ مرد نخوانش . پرستویی پس از تشویق حضار گفت : « سلام و دو صد سلام به همه ی حضار محترم ٬ به خانواده ی محترم و نجیب خانه سینما و همه ی عزیزانی که میهمان ما هستند . به جشن خودتون خوش آمدید . اما برنامه ای که در حال حاضر تهیه و تدارک دیدیم براتون ٬ گروه طاها ٬ گروهی که شاید سالهاست ما دعای قبل از اذان را همیشه ازشون شنیدیم . اما امسال یک هنرمندی، هنرمند بنام ٬ هنرمند شایسته ٬ هنرمند فرهیخته ٬ جناب آقای علیقلی ٬ یک کار بسیار بسیار ارزش مندی را انجام دادن که من شما را دعوت می کنم که با هم توجه کنیم . به افتخار آقای علیقلي. » پس از اجرای گروه طاها همراه با نور لیزری که اسماء خدا را پشت سر خوانندگان می نوشت ٬ پرویز پرستویی بر روی سن آمد و گفت : « یادداشت دادن که شما یادتون رفت از گروه طاها تشکر کنید ٬ فقط از آقای علیقلی تشکر کردید . اما من می خواستم یک کار دیگه ای بکنم . می خوام برای اینکه همه بدونن ما موقعی که می خواهیم صلوات بفرستیم ٬ چه جوری صلوات میفرستیم . یک صلوات برای این گروه بفرستید که شایسته شون باشه . » پرستویی پس از ذکر صلوات گفت : « خب دوستان عزیز ٬... حالا ما می خواهیم اولین تندیس ها را اهدا کنیم ... می خواهم دعوت کنم از هنرمندی که همه میشناسیدش ٬ همیشه شادتون کرده و همیشه ما بهش عشق می ورزیم به هنرش به خودش ٬ به شخصیتش و خب تو ترافیک گیر کرده بود ٬ حالا خودش میاد و علتش را متوجه میشید که چرا تو ترافیک گیر کرده بود ... ما می خواهیم در واقع بهترین فیلم کوتاه را تندیسش را اهدا کنیم ... تقاضا می کنم از هنزمند شایسته مان از آقای علیرضا خمسه ٬ بیان روی صحنه ... بزنید به افتخارشون خواهش می کنم ...... » علیرضا خمسه به همراه دو دخترش یکی در بغل و یکی دیگر که در کنارش ایستاده بر روی سن آمد . پرستویی: « با خانواده تشریف آوردن ... » خمسه : « سلام می کنم به عزیزان ٬ هنرمندان ٬ همکاران ٬ سروران ... امیدوارم که این شب و شبهای دیگه همیشه بهتون خوش باشه ... شبی سرشار از شادی و تندرستی ... اگه جملاتم میبینین بی ربطه بخاطر اینکه ما بازار تجریش تشریف داشتیم ٬ رفته بودیم برای خرید پوشک و سبزی و کالا های دیگه فرهنگی بعد به هر حال دبیر محترم جشن دعوت کردن که یک جایزه ای رو اهدا کنیم به همین علت یه مقدار غیر منتظره بود برای من ... یعنی همین الان ما باید در بازار تجریش مشغول خرید پوشک و شیر خشک و اینها بودیم ... خدمت دوستان عزیز عرض کنم که یکبار دیگه تبریک میگم ٬ روز ملی سینما رو به شما دوستانی که یک سال زحمت کشیدین و در این یک سال چون من بیکار بودم و تفریح دیگه ای نداشتم ٬ بچه دار شدم من ... خدمتتون عرض کنم من جوون ترین مرد پیر سینما هستم پدری که فرزند دو ماهه داره ... درسا جون تشریف بیارین جلو ... یه چند تا مسئله بود که می خواست با شما در میون بذاره میگه که ... اصلاً کلاً این سینما چیه ؟ گلسا دو ماهه بچه بسیار باهوشیه در مورد این سوالات یک کمی فکر کرده ٬ تامل کرده می خواد امشب با شما صحبت کنه ... گلسا جان سینما چیه بابا ؟ ... سینما چیه بابا ؟ ... درسا دختر بزرگ من زبون اینو بهتر می فهمه ... خواستم خواهش کنم درسا بیاد ترجمه کنه که گلسا چی میگه ؟ ... سینما چیه بابا ؟ .» درسا خمسه : « میگه اخه » علیرضا خمسه : « اینو که خودمم می دونم ٬ میگه سینما اخه ؟ » در همین حین گلسا بشدت گریه می کند . خمسه : « نه بابا نترس اینا سینما گرا هستن ... همکارایه بابان گریه نکن ... » درسا خمسه : « داره با گریه میگه اینا که تعدادشون از تماشاگرای فیلم های ایرانی بیشتره » علیرضا خمسه : « آهان ... چه بچه با هوشی ... میگه تعداد سینماگرا بیشتر از تماشاگراست . خوب ببین بابا جان قانون عرضه و تقاضاست . گاهی عرضه بیشتره گاهی تقاضا . الان فعلاً عرضه بیشتر از تقاضاست . دیگه چی میگه بابا ؟ » درسا خمسه : « میگه اوضاع قمر در عقربه ٬ بحرانیه . » علیرضا خمسه : « منظورت چیه ؟ وضع تو بحرانیه یا وضع سینما ؟ » درسا خمسه : « میگه هر دو » علیرضا خمسه : « هر دو ؟! ... یه توضیح میدی ؟ » درسا خمسه : « میگه هم جای من خیسه هم جای سینما ... منتها فرقش اینه که ... فرقش اینه که من خودم جامو خیس کردم جای سینما رو دیگران خیس کردند ... » علیرضا خمسه : « عجب بچه باهوشی ... با عرض پوزش .» پس از پخش کلیپ مربوط به نامزد های بهترین فیلم کوتاه داستانی ٬ عاطفه خادم الرضا برای دریافت تندیس بهترین فیلم کوتاه داستانی بر روی سن آمد . خمسه گلسا را به خانم خادم الرضا می دهد و میگوید : « نه چک زدیم نه چونه ٬ بچه اومد به خونه ... اون برای شما ... اینم برای ما ( اشاره به تندیس خانه سینما ) ... چون برای ما کاری نداره بچه دار شدن ... فعلاً بی کاریم ... قبوله ؟ » خادم الرضا می رود و می گوید : « قبوله من که رفتم ... » در ادامه خمسه تندیس را به خادم الرضا می دهد و درسا را تحویل میگیرد ! خمسه : « تندیس بهترین فیلم کوتاه تجربی اهدا می شود به جناب آقای شهرام مکری برای فیلم محدوده دایره ... موضوع کار جدید آقای مکری هم مشخص شد درباره دشواری های زایمان ... » مکری پس از حضور بر روی سن تندیس را از دستان علیرضا خمسه میگیرد ... خمسه : « پوزش میخوام ... شب همگی بخیر ... » پرستویی :« نوبت میرسد به اهدای تندیس بهترین چهره پردازی ... دعوت می کنم از هنرمند پیشکسوت عرصه چهره پردازی و هنرمند محبوب همگی مون واقعاً ... بیژن محتشم ٬حمید جبلی ... بفرمایید ... خوب کاندیداهارو پخش می کنید ؟ » پس از پخش کلیپ مربوط به کاندید ها بیژن محتشم گفت : « تندیس بهترین چهره پردازی اهدا می شود به آقای مهرداد میر کیانی برای فیلم قاعده بازی ... » میر کیانی در جشن خانه سینما حاضر نبود ٬ جبلی گفت : « میگم اگر آقای میر کیانی نیستن ما برداریم برای خودمون ... » پرستویی : « از همکارانشون در فیلم قاعده بازی کسی حضور ندارد ؟ ... مثل اینکه همکارانشون هم نیستن ٬ آقای جبلی کسی نیومد مال شما ... » پرویز پرستویی در ادامه متنی را قرائت کرد به این شرح: « در جشن یازدهم سینمای ایران ما با پدیده ی جدیدی روبرو شدیم ٬ ورود فناوری های نوین در عرصه ی سینما شکل دیگری به خود گرفته است هیئت مدیره خانه محترم سینما با درک موضوع امسال تصمیم گرفت در بخش جلوه های ویژه با اهدای دیپلم افتخار در این بخش توجه ویژه خود را مبذول نماید ... کلیپ را میبینیم . » پرستویی : « دیپلم افتخار بهترین جلوه های ویژه بصری اهدا می شود به آقای علاءالدین پژهان برای فیلم پاداش سکوت ... آقای پژهان ظاهراً سفر هستند و من تقاضا می کنم از کارگردان فیلم پاداش سکوت آقای مازیار میری بیان جایزه اشان را بگیرند . » میری پس از دریافت جایزه سن را ترک کرد . پرستویی :«برای جلوه های ویژه میدانی از دوتا از هنرمندانی دعوت می کنیم که تشریف بیارن اینجا که همه میشناسیدشون ... سرکار خانم رویا نونهالی و آقای فرهاد آییش ... » رویا نونهالی پس از پخش کلیپ مربوط به نامزدهای جلوه های ویژه میدانی گفت : « سلام عرض می کنم ٬ خیلی خسته نباشید ... تندیس بهترین جلوه های ویژه میدانی تقدیم می شود به آقای محسن روزبهانی برای فیلم روز سوم ... » پرستویی : « آقای محسن روزبهانی » پرستویی : « من دعوت می کنم از دوست بسیار عزیزم ٬ جناب آقای محمود سماک باشی و آقای علی دهکردی ... » پس از پخش کلیپ دهکردی گفت : « تندیس بهترین صدابرداری اهدا میشود به آقای یدالله نجفی برای فیلم خون بازی ... » در سمت راست و چپ سن پله هایی بود برای حضور بر روی سن همچنین در وسط سن تخته ای از روی حوضچه کاخ سعد آباد تهیه شده بود که بیشتر حالت دکور داشت اما بیشتر هنرمندان از روی آن تخته بر روی سن می رفتند پرستویی در این باره گفت : « من از دوستان خواهش می کنم از سمت راست و چپ صحنه وارد شوند چون متاسفانه ۱ اتفاقی بعد از ظهر افتاد برای کسی که از این وسط اومده بود که متاسفانه نمی تونم بگم ... مواظب باشید از این وسط راه نرید ... تعداد زیاده ٬ دست ها صداش نمیرسه ... » پرستویی : « بهترین صداگذاری و میکس ... من دعوت می کنم از آقایان بهرام زند و سیروس ابراهیم زاده ... » سیروس ابراهیم زاده : « به بنده گفتن که خیلی پر حرفی نکن ... سلام عرض می کنم خدمتتون ... گفتن اگر هم حرف می زنی بزن اما شوخی های تلخ و گزنده نکن و من اطاعت امر می کنم اگر بتونم خودم رو نگه دارم ... » پس از پخش کلیپ ٬ پرستویی گفت : « قبل از اینکه برنده اصلی رو اعلام بکنن من فکر می کنم حیف است که صدای آقای زند را نشنویم . » بهرام زند : « تشکر می کنم ... سلام عرض می کنم به همه ی دوستان و همه ی هنرمندان این کشور و تبریک میگم سالگرد سینما رو به همه ی دوستان ... باز هم متشکرم ... » ابراهیم زاده : « تندیس بهترین صداگذاری و میکس اهدا می شود به آقای مسعود بهنام و حسین ابولصدق برای فیلم اتوبوس شب ... » پس از اهدای تندیس توسط ابراهیم زاده به مسعود بهنام ٬ ابراهیم زاده گفت : « استاد عزت انتظامی به درستی فرمودند که جایزه متعلق به جوان هاست اما واقعیتش اینه که ٬ اینجا اعتراف می کنم که خیلی دلم می خواست که من یک جایزه امشب بگیرم و متاسفانه مثل اینکه فقط به جوان ها میدن ... شما جوان هستی حتی اگر موهات سفید باشه ... به امید ابنکه سال دیگه شما به من جایزه بدی ... » پرستویی : « من همش یادم میره که میکروفن دارم هی این ور اون ور میرم ... ما در این بخش قرار بود کلیپ درگذشتگان سینمایی را داشته باشیم که متاسفانه به دلایلی میسر نشد اما جا دارد که مطلبی را برایتان قرائت کنم ... دوستان می روند و از غمشان سینه نی زار غم است ٬ سینه ی ما کجا و ماتمشان ... در این غم هزار سینه کم است ... در فاصله ی جشن دهم و جشن بزرگ یازدهم ٬ سینمای ایران تنی از یاران خود را از دست داد ٬ یکی در حادثه ٬ یکی در بیماری و یکی در ... و ما دعا می کنیم ٬ دعا می کنیم همگی با لطف الهی در مامن امن او آرام گرفته باشند . احمد قدکچیان ٬ پرویز ملک زاده ٬ رسول ملاقلی پور ٬ داود اسکندری ٬ علی دهقان فر ٬ قاسم نجفی قزوینی ٬ میرزا محمد جعفر میرزاتی ٬ نرسی گرگیا ٬ یوسف نوروزی ٬ محمود زری باف ٬ محمد حسین زاده و فرخ غفاری . برای همه ی آنان طلب مغفرت می کنیم و برای شادی روحشان فاتحه ای می خوانیم . » پرستویی پس از قزائت فاتحه گفت : « یادشان گرامی ... نوبت میرسد به اهدای بهترین طراحی صخنه و لباس دعوت می کنیم از خانم شقایق فرهانی و آقای مجید میر فخرایی ... تشویقشون بفرمایید ... خوش آمدید . » میر فخرایی پس از پخش کلیپ گفت : « با سلام خدمت حضار گرامی ... تندیس بهترین طراحی صحنه و لباس اهدا می شود به آقای ایرج رامین فر برای فیلم پرونده هاوانا ... » پرستویی در ادامه گفت : « آقای رامین فر در سفر هستند ما خواهش می کنیم از آقای رئیسیان تشریف بیارن ... نیستند ؟ ... از آقای سید ضیاءهاشمی خواهش می کنیم تشریف بیارن بالای سن ... صمناً توضیح می دم که آقای هاشمی تهیه کننده فیلم پرونده هاوانا هستند . » پرستویی : خوب نوبت می رسد به اهدای جایزه بهترین موسقی متن ... من تقاضا می کنم از هنرمند خوب و عزیزمون و می دونم هم که خیلی سخت هست براش و می دونم در طول این مدت که داوری هم کردند مثل همیشه سر وقت آمدند و با تمام وجودشون نشستند تا آخر فیلم ها و فیلم هارا تماشا کردند و واقعاً جای تشکر دارد جناب آقای ناصر چشم آذر و آقای رامبد جوان ... به نظرم از روی میله ها بیایید بهتره ... البته آقای چشم آذر که مواظب هستند آقای جوان باید مواظب باشند ... » رامبد جوان در همین حین از پله ها به سمت بالا می پرد و در کنار پرویز پرستویی ظاهر می شود ! ناصر چشم آذر : « با سلام ... خسته نباشید ... منتظر کلیپ هستیم که پخش بشه ... » پس از پخش کلیپ رامبد جوان گفت : « من می خوام ۱ ذره هیجان ایجاد کنم ... من یه چیز کوچولو می تونم بگم آقای پرستویی ؟... من ۱ بار دیگه دعوت شده بودم برای اینکه بیام جایزه بدم در جشن خانه سینما و جایزه کیفیت لابراتوار بود و انیمیشن این دفعه شده موسیقی دارم نزدیک می شوم یواش یواش به کار خودم و خوب خوشحالم که باز این حرکت آرتیستیک تریه ... ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ... » ناصر چشم آذر : « با تشکر از آقای جوان ٬ تندیس بهترین موسیقی متن ٬ اهدا میشه به آهنگساز بسیار خوش قریحه مون ٬ آقای کارن همایون فر ... آقای کارن همایون فر برای فیلم ژاني گهل ... من تقاضا می کنم از دوستانی که جایزه را از همکاران خودشون می گیرند ٬ اگر صحبتی دارند داشته باشند ٬ صحبت کنند ٬ اگر آقای همایون فر بخوان صحبت کنند ما مشتاقیم بشنویم ... فقط من یه جمله کوچیک بگم ... خوشحالم دفعه ی دوم است من به آقای همایون فر جایزه میدم . » کارن همایون فر : « شب همگی بخیر بسیار شب باشکوهی است ٬ این جایزه برای من این شب را بسیار بیاد ماندنی کرد . از دوتا خانواده می خوام تشکر کنم . یکی خانواده خودم که خیلی زحمت می کشن برای من تحمل می کنن من رو ٬ دوم از خانواده ی سینما که من رو لایق این جایزه دونستن ... مرسی . » پرستویی : « و حالا نوبت میرسه به اهدای تندیس بهترین تدوین ... دعوت میکنیم از جناب آقای حسن پور شیرازی و استاد محترم مون عباس گنجوی ... حسن پور شیرازی : « من سلام می کنم ٬ خسته نباشید میگم و این شب بزرگ را به اهالی خوب سینما تبریک میگم ... ببینیم کلیپ بهترین تدوین رو ... » پس از پخش کلیپ پور شیرازی گفت : « جایزه بهترین تدوین اهدا می شود به آقایان بهرام دهقانی و رضا شیروانی برای فیلم پا برهنه در بهشت ... مبارکشون باشه » پرستویی : « جایزه بهترین فیلمبرداری ٬ دعوت می کنیم از دوست عزیزم هنرمند بسیار خوبمون ٬ جناب آقای امین تارخ و محمدرضا سکوت ... » امین تارخ گفت : « عرض ادب و سلام دارم خدمت همه ی دوستان و هنرمندان عزیز سینما یک توضیح و یک تشکر و قدردانی از همه ی دوستان ... توضیح اینکه اگر با این ریخت و روز آمدم از سر صحنه آمدم به خاطر محبتی بود ٬ دستوری بود که آقای پرستویی دادند و بنده اطاعت کردم ... به ندرت اتفاق می افته که فرصتی پیش بیاد ٬ تریبونی در اختیار قرار بگیره که نکته در دل مانده و مطرح نشده را مطرح کرد مدت زیادی بود که می خواستم از دو شخصیت تشکر و تقدیر و قدردانی به نمایندگی از همه ی اعضای خانواده سینمای ایران داشته باشم ... تقدیر و تشکر اول از معمار بزرگ سینمای ایران که به درستی این لقب را گرفت و به شایستگی کارش رو انجام داد ٬ جناب آقای سید محمد بهشتی ... تقدیر و تشکر دوم از همکار ٬ مسئول و دوستی که در طول سالیان بسیار بسیار صمیمانه کار کردند و حاصل کارشون تبدیل شد به صدور سینما به خارج از کشور و تدارک هزاران جایزه و حضور در جشنواره های خارجی است آقای محمد مهدی حیدریان ... تقدیر و تشکر سوم از دوست و همکار عزیزم پرویز پرستویی که به شایستگی این مسئولیت رو ... به شایستگی این مسئولیت رو در اختیارش گذاشتند و به درستی انجام داد ... خسته نباشه ... دستش درد نکنه ... بسیار بسیار ممنونم از پرویز پرستویی به جهت اینکه شایستگی های لازم رو در طول سالیان از خودش نشون داد و مسئولیتي این چنین سنگین را به دوشش نهادند و این چنین باشکوه برگزار کرد ... متشکرم » محمدرضا سکوت پس از پخش کلیپ نامزدهای جشن گفت : « من هم سلام عرض می کنم خدمت همه ی حضار و همه ی خانواده ی عزیز سینما و اجازه می خوام از هنرمندان پیشکسوت خودم در عرصه فیلمبرداری که این جایزه را اعلام بکنم ... تندیس بهترین فیلمبرداری اهدا می شود به آقای حمید خضوعی ابیانه برای فیلم پا برهنه در بهشت ... » پرستویی : « آقاي ابیانه در سفر هستند ما دعوت می کنیم از آقای بهرام توکلی کارگردان پا برهنه در بهشت دعوت می کنیم که…
| چهارشنبه,21 شهریور 1386 - 22:15:18
 | آرشيو | | |
نظرات
asal
جمعه 23 شهريور 1386 - 9:52
|
مر30 سینمای ما تلویزیون که درست حسابی نشون نداد باز خوبه شما گزارش کاملشو نوشتین اگه می شه عکسای اون شبو و اهدای جوایزو بندازین لــــــــــطفـــــــــــــــا
|
اضافه کردن نظر جدید
|
|
|