سينمای ما - بر باد رفته / یادداشتی بر فیلم قاعده بازی - امیر رضا نوری‌پرتو
يکشنبه 1 فروردين 1389 - 15:22

I نظرسنجی I

بهترین فیلم جشنواره 28 را انتخاب کنید




سينماي جهان
من تسلیم شده‌ام
همه چیز با فیلمنامه آغاز می‌شود و به پایان می‌رسد
جورج كلوني این بار واقعا روانه بيمارستان شد
مریل استریپ امسال هم گزینه اصلی اسکار است
جیم شرایدن برای فیلم تازه‌اش دنیل کریگ را انتخاب کرد
سایت‌اند ساند 50 فیلمساز نامتعارف سینما را معرفی كرد
معرفی کامل فیلم «جی آی جو: ظهور کبرا» - حامد مظفری
سال‌هایِ از دست رفته (یادداشت گِئورگ ویلیامسون بر فیلم «تابستان» ترجمه پیمان جوادی)
گفتگویی با استاد ژاپنی انیمیشن جهان به بهانه نمایش فیلم تازه‌اش
قسمت‌های پنجم و ششم «اسپایدرمن» را نویسنده «زودیاک» می‌نویسد
فرار بزرگ (یادداشت برایان لوری –ورایتی- بر مجموعه تلویزیونی «فرار از زندان: فصل اول» ترجمه پیمان جوادی)
معرفی کامل «آدم‌های بامزه» - حامد مظفری


هیچ


  (16 رأي)

گارگردان :
عبدالرضا کاهانی
به رنگ ارغوان


  (8 رأي)

گارگردان :
ابراهیم حاتمی كیا
تسویه حساب


  (9 رأي)

گارگردان :
تهمینه میلانی
پوپک و مش ماشاالله


  (4 رأي)

گارگردان :
فرزاد موتمن
طهران تهران


  (50 رأي)

گارگردان :
داریوش مهرجویی



بر باد رفته / یادداشتی بر فیلم قاعده بازی - امیر رضا نوری‌پرتو
بر باد رفته / یادداشتی بر فیلم قاعده بازی - امیر رضا نوری‌پرتو


سینمای ما - وقتی که در سال 1373 فیلم هبوط در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، تعجب همگان از ساخت و نمایش چنین فیلم فلسفی ثقیلی برانگیخته شد و نام احمدرضا معتمدی، کارگردان آن اثر، بر سر زبانها افتاد. معتمدی پس از چهار سال مفاهیم عرفانی و فلسفی مورد علاقه اش را این بار در شکلی داستانی تر نسبت به هبوط و با نام زشت و زیبا ساخت که با وجود برخورد نسبتا خوب منتقدان به مانند فیلم اولش در گیشه شکست سختی خورد. در جشنواره بیست و یکم فجر سومین فیلم معتمدی، دیوانه ای از قفس پرید، جایزه بهترین فیلم را از آن خود کرد، اما چیزی که سبب ایجاد دافعه می‌شد، بیان یک داستان بالقوه جذاب اجتماعی و سیاسی در قالبی گیج کننده و متشتت بود که نتوانست انتظار تماشاگرانش را برآورده کند. حال معتمدی در فیلم قاعده بازی تمام دلمشغولی های شخصی خود را کنار گذاشته و سعی کرده با ساخت یک کمدی متفاوت گامی بلند را در عرصه سینمای ضعیف کمدی ایران بردارد. اما باید دید که او تا چه حد در رسیدن به این خواسته موفق بوده است.
در نگاه اول جسارت معتمدی در پرهیز از کمدی های سخیف کلامی معمول در سینمای ایران و تلاش برای خلق اثری هجوآمیز با ساختاری متفاوت قابل تقدیر است. دقت و انرژی زیادی که او صرف قابل قبول درآوردن سکانس ها کرده، کاملا مشهود است. البته در این بین بودجه کافی و سرمایه گذاری بخش های دولتی نیز در این روند بی تاثیر نبوده است. اما هر چه از زمان فیلم می گذرد، مشاهده می کنیم که تمام این همه سرمایه، انرژی و وقت به پای داستانی بی سر و ته و مغشوش تلف شده است که کم شدن نزدیک به نیم ساعت از زمان فیلم نسبت به نسخه اکران شده در جشنواره، به این سردرگمی روایی دامن زده است. نیمه اول قاعده بازی سرشار از ایده های موقعیتی جذاب است که که البته در کلیت فیلم نامنسجم به نظر می رسد. اگر بسیاری از این موقعیت ها را از دل داستان بیرون آوریم، در روند منحنی حرکتی فیلمنامه خدشه ای وارد نمی شود. حتی در مورد برخی از این ایده ها این طور گمان می شود که معتمدی برای درست درآوردن آنها مجبور شده است که سکانسی را به تفصیل و با مقدمه چینی های لازم خلق کند که اگرچه بیننده را به خنده وا می دارد، اما حضورش وصله ای ناجور در کلیت محتوای اثر است. اما بزرگترین مشکل قاعده بازی در شخصیت های زیادش است که سر وسامان دادن به کار را برای معتمدی و درک فیلم را برای بیننده سخت کرده است. به راستی اگر از تعداد آدمهای حاضر در خانواده " غربتی ها " و یا اقوام " داراها " کاسته می شد، چه ایرادی به وجود می آمد؟ همین امر سبب شده است تا معتمدی از پرداخت درست کاراکترهایش عاجز باشد و اغلب آنها در حد تیپ های مشابه در نمونه های ایرانی و فرنگی باقی بمانند و حتی بعضی از بازیگران به ارائه تیپ های کلیشه ای خود در مجموعه ها و آیتم های تلویزیونی روی آورند( نظیر کیومرث ملک مطیعی، داوود منفرد و حمید لولایی). معتمدی از حضور این همه ستاره در فیلمش، نتوانسته استفاده بهینه ای کند. توانایی های اکبر عبدی و علیرضا خمسه در انجام ریزه کاری های عرصه طنز بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما با دیدن قاعده بازی تماشاگر عام نیز به هدر رفتن این کارایی حسرت می خورد و نظاره گر ناپدید شدن آنها در بعضی از فصل های فیلم است. مثلث عشقی میان اکبر عبدی، الناز شاکردوست و شهرام قائدی آن قدر ضعیف و سست می باشد که قابلیت خوب موقعیت های کمیک اش به هدر رفته است. کاراکتر خوب اقدس مرده (با نقش آفرینی متفاوت جمشید هاشم پور) و نوع برخوردش با ابوالهول (داریوش ارجمند) که می توانست به نقطه عطفی در شخصیت های کمیک تاریخ سینمای ایران بدل شود، به خاطر کوتاه شدن زمان فیلم لطمه چشمگیری خورده است و او را تا حد تیپ های دیگر فیلم تنزل داده است. دنیای هجوآلود احمدرضا معتمدی نیز از شعارهای معمول سینمای ایران در امان نمانده است؛ در فصل های آخر فیلم به پای موعظه های اسرافیل خان (سعید پور صمیمی) و همسر غربتی اش (فریده سپاه منصور) در باب بزرگ و کوچک بودن آدمها و برتری قناعت و فقر و صفای موجود در روابط آدمهای ندار بر زیاده خواهی و ثروت طلبی می نشینیم. از معدود نکات مثبت فیلم ادای دین آن به فیلم های مشهور تاریخ سینما است که این ارادت را موسیقی به خوبی همراهی می کند. شنیدن ورسیون هایی ایرانی و خنده دار از موسیقی های مشهور وسترن های اسپاگتی سرجئو لئونه ، فیلم های پدر خوانده، راکی و مجموعه پوآرو در جای خود جالب توجه است ( هرچند که نمونه های مشابه آن، پیش از این در فیلم های ایرانی تکرار شده است. ولی در اینجا این کاربرد موسیقایی با جنس هجو صحنه ها همخوانی دارد) . کارآگاهان کودن فیلم یادآور پیتر سلرز در سری فیلم های پلنگ صورتی هستند و سکانس سقوط چرخ دستی زباله از روی پله ها ادای دینی به فصل مشهور پلکان اودسا در فیلم رزمناو پوتمکین به حساب می آید. همچنین سکانس طولانی کیک پرتاب کردن شخصیت ها به یکدیگر به سبک کمدی های اسلپ استیک های صامت آمریکایی و کمدی های عامیانه اروپایی ساخته شده است.
شاید اگر احمدرضا معتمدی مجذوب ایده های جذاب کمیک فیلمش نمی شد و به چارچوب اصلی فیلمنامه اش و خلق کاراکترهایی ماندگار گوشه چشمی نشان می داد، اکنون با فیلمی کاملا متفاوت با این نسخه سینمایی ، روبرو بودیم. ساخته ای که اکنون روی پرده به تماشایش نشسته ایم، همه چیزش بر باد رفته است.


منبع خبر : سینمای ما
جمعه,9 شهریور 1386 - 14:11:28

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


جمعه 9 شهريور 1386 - 14:15
2
موافقم مخالفم
 

rast migi

ايمان
جمعه 9 شهريور 1386 - 14:22
-3
موافقم مخالفم
 

عكس ديگه نبود كه بذاريد؟

hamidreza
جمعه 9 شهريور 1386 - 15:35
8
موافقم مخالفم
 

به نظر من هم در برخی از تیپ سازی ها (جمشید هاشم پور)وانتخاب بازیگر ها (شهرام قائدی)ضعف داشت

علیرضا
جمعه 9 شهريور 1386 - 17:54
0
موافقم مخالفم
 

خدایی آقای نوری برتو راست میگه.من قاعده ی بازی رو تو سینما دیدم.

ظاهرش گول زننده هست.30 دقیقه ی اولش هم خنده داره. ولی 60 دقیقه ی آخر به جای این که مخاطب رو سرگرم کنه , سردر گم می کنه.و کسل آوره.

توصیه می کنم که هر کس خواست این فیلم رو تو سینما ببینه, قبلش حتما" یک خواب خوب عصرانه داشته باشه.

یکی از مشکلات اصلی فیلم هم , تعدد بیش از حد شخصیت هاست. که اجازه ی خود نمایی به هیچ کس از جمله اکبر عبدی و خمسه و داریوش ارجمند و جمشید هاشم بور رو نداده.

چون فیلمنامه روی هیچ شخصیتی تمرکز نکرده تا اون شخصیت و نقش رو برورش بده.و در واقع فیلمنامه مدام از این ور به اون ور میره.

ahmad dastaran
جمعه 9 شهريور 1386 - 23:45
2
موافقم مخالفم
 

khoshhal misham age be veblage

www.cinemaerooz.blogfa.com

ye sar bezanid

merci

سهيل
شنبه 10 شهريور 1386 - 10:47
-3
موافقم مخالفم
 

جناب منتقد عزيز من با نظر شما كاملاً موافقم واقعاً حيف از پول، وقت ، انر‍‍‍ِژي و سرمايه اي كه صرف ساخت اين فيلم مزخرف شد

نیما
شنبه 10 شهريور 1386 - 10:49
-1
موافقم مخالفم
 

فیلم بسیار ملال آور و تهوع زا بود.....بسیار بد

MOSI
شنبه 10 شهريور 1386 - 20:23
-1
موافقم مخالفم
 

سلام جناب نوری پرتو حق مطلب رو ادا کردی.من که این فیلم رو توی جشنواره دیدم و بعد از خارج شدن از سالن جز چند تا صحنه مختصرازفیلم دیگه چیزی از اون یادم نموند.به قدری فیلم شلوغ و پر شخصیت بود که امکان تمرکز رو کاملاً از بیننده می گرفت.چند شب قبل که نقد فیلم پخش می شد کارگردان فیلم در پاسخ به تعدد بازیگران گفت: غیر از چند شخصیت اصلی بقیه کاراکترها به دو دسته دارا و ندار تقسیم می شن و شما هم نباید اونها رو کاراکترهای جدا ببینید و باید توی این دو دسته جا بدید!!اگه قراربود این طور باشه که صد نفر دیگه رو هم می شد به اونها اضافه کرد.

در ضمن توی بعضی نقدها می خوندم که از فیلمبرداری و طراحی صحنه فیلم تعریف زیادی می شد.و از این طریق فیلم رو حائز امتیاز می دونستن.نمی دونم این دیدگاه که فرم از محتوا مهم تره از کجا نشأت می گیره.این دیدگاه توی بیشتر نقدهای مربوط به فیلم "پارک وی" هم دیده می شد.به نظرم که این دو مقوله تفکیک پذیر نیستند حتی اگر این طور باشه فکر می کنم فیلمهایی که بیشترتمرکزشون روی محتواست قابل تحمل ترند. مثل "اخراجی ها".

من که فیلم "زشت و زیبا" رو دوست داشتم با دیدن دو فیلم بعدی معتمدی کاملاً نا امید شدم.

نکته آخرهم اینکه دیدم توی کامنتها از افسانه توشیشان و دوبله خوب حسین عرفانی گفتی و ازموسیقی شنیدنی اون چیزی نگفتی .گفتم یه اشاره ای هم به موسیقی اون بکنم.هرچند نمیدونم اوریجیناله یا کار صدا و سیماست. در هر حال باید فکراین مسائل رو کرد دیگه.البته می دونم همیشه هم تصوراتمون درست از آب در نمیاد.مثل وقتی که فیلم departed رو تماشا می کردم و با دیدن زن مت دیمون به عنوان روانکاو دی کاپریو, فکر کردم این وسط کلی ما جرا و نقشه کشی و ...بوده وتلویزیون محترم اونها رو سانسور کرده.نگو این ارتباطات اتفاقی بوده و من بیخود تهمت زده بودم.به هر حال موقع تماشای فیلم توی تلویزیون باید همه قوای فکری و جسمی و ....رو بسیج کرد تا بالاخره یه چیزی متوجه شد.

در ضمن امروز بعد از ظهر که تلویزیون رو روشن کردم آنت در نمایی اسلو موشن در حال شکستن اسب چوبی لوسین بود.

علی طهرانی صفا
يکشنبه 11 شهريور 1386 - 0:15
1
موافقم مخالفم
 

شمه و گوشه ای از سینمای پست مدرن. نمونه ای از یک فیلم هجو آمیز نسبتاً خوب و البته نو، در سینمای ایران. قاعده بازی در همین حول و حوش بود.

بهنام
يکشنبه 11 شهريور 1386 - 14:4
4
موافقم مخالفم
 

قاعده بازی به نظر من فیلم هجو گونه ای بود که در سینمای ایران کمتر شاهد ان هستیم فیلم در 20 دقیقه اول خنده اوار بود با تغییر شکل وتنظیم کمیک اهنگهای معروف برخی فیلم های خارجی که باز در سینمای ما کم سابقه است فیلم مبتنی بر کمدی کلام نیست وفقط به کمدی بودن صحنه وتصویر می اندیشد.شاید برای بار اول فیلم گنگ باشد اما دفعات بعدی از پیچیده بودن فیلم کم میشود.در کل فیلم نو و خوبی بود.

SAEED
يکشنبه 11 شهريور 1386 - 22:37
2
موافقم مخالفم
 

HEYF AZ SAEED POR SAMIMI BA IN KARAYE ALAKI

ARASH
يکشنبه 11 شهريور 1386 - 22:38
-1
موافقم مخالفم
 

MOTAMEDI MIKHASD ADAYE AGAYE BEYZAYI RO DAR ARE

سهيل
دوشنبه 12 شهريور 1386 - 13:45
-1
موافقم مخالفم
 

بهنام عزيز من كه انگشت به دهن موندم كه چطور شما از اين فيلم تعريف كردي فيلمي كه نه كارگرداني خوبي داشت نه بازي هاي خوبي ، نه فيلمنامه خوبي و نه هيچ چيز خوب ديگر تعجب من از بازيگران خوبي است كه در اين فيلم تا اين حد نازل به ايفاي نقش پرداخته اند. اكبر عبدي اجاره نشينها و هنرپيشه كجا اين اكبر عبدي كجا، مالك اشتر نخعي كجا داريوش ارجمند قاعده بازي كجا متاسفانه تعدادي از بازيگران مطرح ما قدر موقعيت اجتماعي خود را نمي دانند و در هر فيلم و هر كار ضعيفي به ايفاي نقش ميپردازند واقعاً حيف نيست كه خاطرات خوب نسل ما با اكبر عبدي (مثل بازي در باز مدرسم دير شد، محله بهداشت، هنرپيشه، اجاره نشينها

و ...) با بازي در فيلمهاي مثل قاعده بازي و اخراجي ها و مجموعه تلوزيوني مثل گل يا پوچ از ذهنمان پاك شود. آقايان بازيگر عزيز لطفاً قدر خود را بدانيد و براي پول در هر فيلمي به ايفاي نقش نپردازيد

کاوه اسماعیلی
دوشنبه 12 شهريور 1386 - 15:53
6
موافقم مخالفم
 

من هم خوشم نیومد امیر رضا.....ولی از هبوط و زشت و زیبا و دیوانه ای از قفس پرید بهتر بود.


سه‌شنبه 13 شهريور 1386 - 13:10
-1
موافقم مخالفم
 

جمشيد هاشم چور خيلي مزخرف بازي كرده بود.

بهنام
سه‌شنبه 13 شهريور 1386 - 13:22
1
موافقم مخالفم
 

سهیل جان من معتقدم فیلم های کمیک نو ی این چنینی را نباید با سریال های مثل امام علی مقایسه کرد .در ضمن ما در ایران زندگی میکنیم نباید توقع داشت تمامی فیلم ها همه چیز خوبی داشته باشند .قاعده بازی اگر بد بود در جشنواره بود پس نشان میدهد که خیلی وقتی است ما فاتهی سینمایمان را خوانده ایم.همه ی فیلمها نمینوانند قیصر وگوزن ها باشند.

شادی
سه‌شنبه 13 شهريور 1386 - 19:15
0
موافقم مخالفم
 

افتضاح به معنای واقعی کلمه.

سهيل
دوشنبه 19 شهريور 1386 - 10:40
1
موافقم مخالفم
 

بهنام عزيز من قصدم مقايسه سريال امام علي با قاعده بازي نيست فقط مي خواستم بگويم كه بهتر است هنرمندان عزيز قدر خود را بدانند .

بهنام عزيز من مخالف با سينماي كمدي نيستم ولي قاعده بازي كمدي هم نبود هجو بود . يك فيلم بي سر وتهي كه آدم با ديدنش فقط افسوس مي خوره متاسفانه مدتي است كه سينماي ايران در قبضه فيلمهاي كمدي ضعيف است فيلمهايي مثل اخراجي ها، مهمان، كلاهي براي باران، نصف مال من نصف مال تو و .... مدتهاست كه بلاي جاي سينماي ايران شده اند بهنام عزيز لازم نيست براي اين كه يك فيلم خوب مثال بزنيم بر گرديم به زمان ر‍ژيم سابق در همين وانفساي امروز سينماي ايران بازهم فيلمهاي خوب و قابل ديدن ساخته مي شوند كه متاسفانه به دليل سيطره كمدي بر سينماي ايران يا با استقبال خوبي مواجه نمي شود و يا با اكران محدود مواجه مي شوند .فيلمهايي مثل پاداش سكوت و خون بازي به واقع در موقع اكران مهجور ماندند پاداش سكوت كه اكران بسيار محدودي دارد خون بازي نيز به دليل اكران همزمان با اخراجي ها و سر وصداي زيادي كه مسعود خان ده نمكي براي اين فيلم مزخرف به راه انداخت به واقع اكران موفقي نداشت

به نظر من بعد از پيروزي انقلاب سينماي ايران بسيار پيشرفت كرده ولي اين پيشرفت مي توانست بسيار چشمگير تر باشد

سارا
سه‌شنبه 20 شهريور 1386 - 7:7
7
موافقم مخالفم
 

خیلی نا امید کننده ست


پنجشنبه 22 شهريور 1386 - 19:15
1
موافقم مخالفم
 

صد رحمت به عروس فراری.

مرتضی
جمعه 10 خرداد 1387 - 7:9
0
موافقم مخالفم
 

مزخرف ترین فیلمی بود که تا بحال دیدم! بعد از دیدنش سردرد گرفتم! نمیدونم خود کارگردانش هم فهمید چی ساخته؟ هجو رو با سرهمبندی اشتباه گرفتن!

زی زی جوجو
جمعه 23 اسفند 1387 - 20:4
3
موافقم مخالفم
 
بر باد رفته / یادداشتی بر فیلم قاعده بازی - امیر رضا نوری‌پرتو

وای به نظر منم مزخرف ترین فیلمی بود که دیدم.من و مامانم می خواستیم بریم سینما ببینمش اما نشد بعدا از کلوپ گرفتیم وخیلی خوشحال شدیم که نرفتیم سینما .من که عادت دارم فیلمای مزخرف رو تا آخرم که شده نگاه کنم بعد از 15 دقیقه خاموشش کردم.صاحب کلوپم می گفت هیچکس از دیدن این فیلم راضی نیست.به نظر منم این یکی از مزخرف ترین فیلمای تاریخ سینمای ایران مثل فیلم مسلخ عشق بود البته بعد از فیلم مسلخ عشق

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       





             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2009, cinemaema.com
Page created in 1.34506011009 seconds.