تو از قبیله لیلی...
حاتمی کیا حقیقتا هنرمند راستین زمانه خویش است.نه! نه! اگر صحیح ترش را بخواهید او همواره جلوتر از موج زمانه فیلم می سازد.شخصیت ها و رویکردهایی که او درکل دوره فیلم سازی اش بروز می دهد ،چندین سال بعد در جامعه،رسانه ، و افکار عمومی دامن گیر میشود.فقط چند نمونه کوچک ذکر میکنم: 1366- نوشتن فیلم نامه "جزیره گمشده":سرگذشت عکاس و خبرنگاری که از جنگ میترسد ولی سر از خط اول جبهه در می آورد!! ایده ای که 8 سال بعد "لیلی با من است" از روی آن ساخته شد.البته فیلمنامه حاتمی کیا طنز و کمدی نبود اما در اوج سالیان جنگ این فیلم نامه را طرح کردن خود جای تامل دارد. 1367-سالی است که حاتمی کیا فیلم نامه "دیده بان" و "مهاجر" را تمام کرد.دیده بان را همان سال ساخت و مهاجر را 1369تصویر نمود.دو فیلمی که برای اولین بار به شکل هنرمندانه "انسانهای جنگ" و"تحولات و درونیاتشان" را مطرح میکرد. وتا آن روز همواره "خود جنگ" اتفاقات ،حماسه ها و... در فیلم ها ارائه میشد و حاتمی کیا آغاز گر راهی نوین بود که بعد ها توسط سایر فیلمسازان و هنرمندان پیموده شد. 1371- پایان فیلمنامه "از کرخه تا راین" و ساخت آن در 1372:اینکه "از کرخه تا راین" در زمان خود فیلم آوانگاردی محسوب میشد تنها به شخصیت "نوذر"(بسیجی بریده و پناهنده ) اشاره میکنم که در آن سالها مورد اعتراض خیلی ها قرار گرفت.که آنرا خیالی میپنداشتند اما در سالیان بعد "نوذر ها"ی زیادی رشد کردند.فکر کنم بر سر همین تهاجمات بود که "شهید آوینی" آن نامه-مقاله معروف خود را در حمایت از حاتمی کیا نوشت با این عنوان(که بعدها ضرب المثل شد!!):"تویی که بر دامنه آتشفشان ایستاده ای...." 1375- توجه کید که حاتمی کیا فیلمنامه "آژانس شیشه ای" را قبل از شروع "موج دوم خرداد" نوشت.جریانی که غیرقابل پیش بینی از دوم خرداد 76 شروع شد و وقتی در سالهای 77-78 به شکل افراطی –یکجانبه کل نسل دهه 60و رزمنده ها در تمام رسانه ها و افکار عمومی زیر سوال میرفت و با تند روی بسیجی های رادیکال روبرو میشد.آنگاه تازه "حاج کاظم"و"عباس" در برابر "سلحشور" بر پرده سینما قد علم کردند. از این نمونه ها فراوانند و مجال ما اندک.در گزارش بالا نیز به نمونه های مشابهی از این برخوردهای زمانه با حاتمی کیا اشاره شده است .(بحث موج مرده وارتفاع پست و فاتحه حاتمی کیا....) از دست ما فقط یک کار بر می آید و وآنکه جریان سازی کنیم و مدام پیگیر مشکلات هنرمند زمانه خود باشیم.آنقد از "به رنگ ارغوان" بگوییم و بخواهیم که به بوته فراموشی نرود این راوی دوران ما....هرچند شاید مثل "به نام پدر" توی ذوقمان بخورد و انتظاراتمان را برآورده نسازد ،اما اینرا مطمئن باشید که بدترین فیلمهای "حاتمی کیا" مثل فیلمهای اخیر "مخملباف"و"پناهی"و..... نیست که دیدن و ندیدنش تاثیری بر روح و روان فرد و جامعه ندارد.... ودر آخر با کلام خود "حاج ابرهیم" ختم میکنم که نه فقط گلایه ای از وزیر اطلاعات ،بلکه در دلی است با تمام بالا نشینان: "... برادرم؛ بدانيد من و شما از يك قبيله ايم، اگر چه تلاش مان در دو ساخت مختلف قرار دارد ما عيانيم و آشكار و شما به زعم من در سايه ايد و ناپيدا. به قول شهيد آويني من در بوستان عافيت طلبي شكرخوري و شكر شكني نمي كنم. بر ما رواست كه آزمون و خطا كنيم و من اين ماموريت را از پيرمان به دست خط عشق، حواله گرفته ام. " مهدی پورامین
|